۱۳۹۵ فروردین ۱, یکشنبه

ایران- با هم به پبشوازعید نوروز بدور از چشم آخوندها...

...تا یادم می آید جز این نبوده که هرسال بهارخودش ازگرد راه میرسد و ما چه خوشمان  بیآید و خوشمان نیاید از در و پنجره و دیوار وزمین و هوا خودش را وارد زندگیمان میکند، حالا اگرآماده بودیم که چه بهتر اما اگرآمادگی هم نداشتیم میبایست خودمان را یک طوری جمع و جورکنیم و بفرما بزنیم که درخوربهارباشد...
آخربهاراست و طراوت و شادابی، مگرمیشود به استقبالش نرفت؟ مگرمیشود چشم هم بگذاریم وما کارخودمان را بکنیم و بهارهم کارخودش را بکند...

ما و بهارنقشه مسیرمان یکی بیش نیست، ما میگویئم درپس تاریکی و زمستان روشنی هست ورویش او هم همین را میگوید! ما میگویئم طراوت و خرمی، حرف او هم همین است ما دلبسته امیدیم ومیگویئم بهار#عرب و بهار#سوریه و بهار#عراق و بهار#ایران اوهم به زبان و بیان خودش حرفش همین است...پس چرا توقف بزنیم چرا قطع کنیم، چرا تحمیل تلقی کنیم، چرا فاصله ...؟

راستی نامه تبریک #نوروزی بچه های زندان را دیدید یا ندیدید؟! #علی-معزی #ابوالقاسم-فولادوند و #سعید-ماسوری را میگویم ...حضوربهاررا چطور؟ دروجود بچه های زندان درحرفها وپیمانهایشان بهاررا حس کردید؟ یعنی حتی اگرمن نخواهم بهار کارخودش را درهرکجا باشیم میکند: میخواهد گوشه زندان باشد یا در میدان مثل لیبرتی یا مثل یک حامی آزاده آنسوی دنیا...آخرهم نامه زیبای پرستوی تیز پروازپریا کهندل وهم نامه صالح کهندل پدرمقاومش ازکنج زندان همه و همه حکایت بهار است وآمدن بهار و هفت سینی که سرور وسلامت وسعادت و سرفرازی و سرشاری و سرزندگی وسرنگونی آنرا مزین میکند.
موسمش را گرامی بداریم تا موکبش از راه برسد.
پیام نوروزی #مریم- رجوی 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر