۱۳۹۹ مرداد ۱۵, چهارشنبه
۱۳۹۹ تیر ۳, سهشنبه
سخنرانی مریم رجوی: در گردهمایی به مناسبت آغاز چهلمین سال مقاومت سراسری_۳...
مریم رجوی در گردهمایی بهمناسبت آغاز چهلمین سال مقاومت
سراسری
هممیهنان!
شورشگران و قیامآفرینان، کانونهای شورشی!
خانوادههای شهیدان و زندانیان سیاسی!
سی خرداد آغاز چهلمین سال مقاومت سراسری در برابر استبداد مذهبی، روز شهیدان و زندانیان سیاسی و سالروز تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران، فرخنده و گرامی بادبهخالقان این نقطه عطف بزرگ تاریخ معاصر، بهویژه به مسعود رجوی رهبر این قیام تاریخی، درود!
بهنسل ۳۰ خرداد و کهکشان شهیداناش از اشرف و موسی تا صدیقه و ندا تا آخرین شهید کانونهای شورشی درود، درود، درود!
سی خرداد مرز میان استبداد و آزادی
۱۳۹۹ خرداد ۲۸, چهارشنبه
مرجان چگونه مرجان شد؟ بقلم حمید اسدیان برگرفته از سایت همبستگی
صادقانه بگویم از وسعت بازتاب پرکشیدن خانم مرجان شگفت زده هستم.
پیش از این می دانستم که او یکی از محبوب ترین هنرمندان مردمی معاصر است. علاوه بر این در سالهایی که با مقاومت بود این بختیاری را داشتم که هربار می دیدمش با او و فریدون عزیز گپی داشته باشم و از نظراتش استفاده کنم. در خلال همین گفتگوها بود که می دیدم با زنی بسیار مصمم و فروتن روبه رو هستم که بی هیچ چشمداشتی تمام سرمایه هنری خودش را برای مقاومت در طبق اخلاص گذاشته است.
۱۳۹۹ خرداد ۲۳, جمعه
پرواز تاریخساز رهبر مقاومت مسعود رجوی: از فرانسه به عراق _ ۱۷خرداد۶۵_ قس...
مسعود رجوی ۱۷ خرداد ۶۵ تودیع با خلق قهرمان ایران
مسعود رجوی: ما تاکنون حافظ حرمت کلمات بود که توسط خمینی ذبح میشد اکنون
میروم که برفروزم آتش برکوهستانها
۱۳۹۹ خرداد ۲۰, سهشنبه
مسعود رجوی : ارتش آزادیبخش ملی ایران _پیام شماره ۲۵ _ درد و دریغ و فریا...
:
مسعود رجوی : ارتش آزادیبخش ملی ایران _پیام شماره ۲۵
_ درد و دریغ و فریا...
۱۳۹۹ خرداد ۱۸, یکشنبه
مرجان رستگار و جاودانه شد
- مریم رجوی
- ۱۳۹۹/۰۳/۱۷
پیام تسلیت مریم رجوی بهمناسبت
درگذشت خانم مرجان هنرمند گرانقدر
مردم و مقاومت ایران
سلام بر مرجان صدای شورش زن ایرانی در برابر نظم ارتجاعی حاکم
از درگذشت نابهنگام هنرمند محبوب ایران، مرجان عزیزم بسیار متاثرم. قبل از او هم معصومه عزیزم، معصومه جوشقانی، از زندانیان همان زمان، پر کشید
سالهای پر درد و شکنجه و زندان مرجان در کنار زنان مقاوم و مجاهد، روح آزاده و وجدان نا آرام او را به راهی نو برای آزادی مردم و میهنش سمت داد
در سالهای تبعید در کنار مجاهدین و مقاومت ایران قرار گرفت و طی دو دهه با شور و اشتیاق و با صدای روحبخش و لطیفاش، صدای دختران و زنان ستمدیده میهنمان شد و در میان اندوه شب با صدایش از روز خبر میداد و روشنایی
او با شورشاش بر آنچه که بود و هست، بر این حقیقت گواهی داد که تعهد انسان به آزادی، بزرگترین سرمایه اوست و در دوران تاریک ارتجاع و اختناق، هنرمند مردمی باید به این تعهد بزرگ بپیوندد
از درگذشت نابهنگام هنرمند محبوب ایران، مرجان عزیزم بسیار متاثرم. قبل از او هم معصومه عزیزم، معصومه جوشقانی، از زندانیان همان زمان، پر کشید
سالهای پر درد و شکنجه و زندان مرجان در کنار زنان مقاوم و مجاهد، روح آزاده و وجدان نا آرام او را به راهی نو برای آزادی مردم و میهنش سمت داد
در سالهای تبعید در کنار مجاهدین و مقاومت ایران قرار گرفت و طی دو دهه با شور و اشتیاق و با صدای روحبخش و لطیفاش، صدای دختران و زنان ستمدیده میهنمان شد و در میان اندوه شب با صدایش از روز خبر میداد و روشنایی
او با شورشاش بر آنچه که بود و هست، بر این حقیقت گواهی داد که تعهد انسان به آزادی، بزرگترین سرمایه اوست و در دوران تاریک ارتجاع و اختناق، هنرمند مردمی باید به این تعهد بزرگ بپیوندد
مرجان روزبه میهنی میساریم آخرین اثر مرجان هدیه سازمان مجاهدین خلق ایران به علاقمندان صدای مرجان
میهنی میسازیم
سازمان مجاهدین خلق ایران با درود به خانم مرجان و همهٔ هنرمندان ایران که از درگذشت او در اندوه فرو رفتند، آخرین ترانه پخش نشده مرجان «میهنی میسازیم» را به یاد آرزوهایش به هموطنان و همهٔ هنرمندان آزاده و علاقمندان هنر این زن شجاع و شورشگر تقدیم میکند.
آخرین ترانه پخش نشده مرجان در مهرماه ۹۸ در آلبانی و در اشرف۳ اجرا و ضبط شده و شعر آن برگرفته از سخنرانی خانم مریم رجوی در گردهمایی مقاومت در
پاریس است
۱۳۹۹ خرداد ۱۷, شنبه
خروش ایران - حاکمیت ولی فقیه و وظیفه ملی مجاهدین خلق / سلسله مقالات برگرفته از سایت مجاهد خرداد۹۹
مسیری به سوی نور
جنگ سیاسی بین مقاومت ایران و در محور آن سازمان مجاهدین خلق از یکطرف و تمامیت جمهوری اسلامی با همسویان منافع و لابیهایش در داخل و خارج ایران بیش از همیشه بالا و بالا گرفته است. موضوع چیست؟ از این مختصات جدید چه باید فهمید؟
برآیند همهٔ واقعیتها ــ که به آنها خواهیم پرداخت ــ نشان میدهد که حاکمیت ولیفقیه بیش از همیشه ـ بهطور خاص پس از هجرت و انتقال مجاهدین به آلبانی ـ موقعیت جدید سازمان مجاهدین خلق را موضوع مبرم و فوری و خطر بالفعل خود احساس میکند
رویدادهایی که دارند اتفاق میافتند
۱ ـ پس از چند دهه سکوت هدایت شدهٔ رسانهیی علیه مجاهدین خلق، خامنهای در اردیبهشت۹۹ تهدید گرایش نسل جوان به مجاهدین را موضوع ضروری جنگ سیاسی نظام اعلام کرد. خامنهای در تشریح این مشکل نظام، سراغ سالهای ۵۸ و ۵۹ رفت که هزاران هزار نسل جوان به مجاهدین میپیوستند. وی با این قیاس، به کارگزاران سیاسی، اطلاعاتی و اجتماعی رژیمش آمادهباش داد که نسبت به گرایش و جذب نسل جدید دهههای ۷۰ و ۸۰ به مجاهدین هوشیار باشند.
۲ ـ در داخل ایران شاهدیم که پس از چهار دهه جداسازی بین بنیانگذاران مجاهدین و سازمان فعلی به رهبری مسعود رجوی، بالاخره ماهیت این تبلیغات رو شد. روزگاران مقاومت و روشنگری مجاهدین، آنها را به وزنه و ثقلی در اثرگذاری بر تحولات ایران علیه نظام ولایت فقیه رسانده که شاهدیم از قضا عناصر بهاصطلاح اصلاحطلب، سراغ محمد حنیفنژاد رفته تا اندیشههای ایدئولوژیک و سیاسی و شخصیت تاریخی وی را زیر سؤال برده و سنگسار کنند! آنچه این رویکرد جدید را به ملایان بیدستار و عبا و لبادهٔ استمرارطلب تحمیل کرده است، فعال شدن حضور و ارتباط مجاهدین در جامعهٔ ایران پس از هجرت بزرگ است؛ هجرت و حضوری که میتواند کانون کشش نسل جوان به آنها را بدل به سرنگونی بالفعل جمهوری اسلامی آخوندی کند. از این رو تعارفات دروغین چند دههٔ گذشته بر سر محمد حنیفنژاد را هم کنار گذاشته تا به نسل جوان هشدار دهند که پروپاگاند جمهوری اسلامی علیه سازمان فعلی به رهبری مسعود رجوی شامل اندیشه و آرمان و خط فکری حنیفنژاد هم میشود!
۳ ـ به موازات این بهاصطلاح کار فکری علیه مجاهدین، شاهدیم که جمهوری اسلامی دست به بسیج طومارسازی و امضاء جمعکنی برای گسیل داشتن عناصر خودش به آلبانی زده است. هدف از این کار، اعمال حداکثر فشار سیاسی علیه ساکنان اشرف۳ و کشور میزبانشان است تا شاید بتواند استقرار مجاهدین را در این کشور دچار چالش و تنش کند.
۴ ـ در حاشیهٔ این رویکردهای داخل کشوری، شاهد فعال شدن بیش از همیشهٔ عناصر همسو، هممنافع و لابیهای این نظام علیه مجاهدین و نیز عروسکهای کوکی پیشانی سیاه تحت عنوان اعضای سابق مجاهدین در خارج ایران هستیم.
اینها اصلیترین اتفاقاتی هستند که از حدود ۲ماه گذشته جریان داشته و دارند. این جنگ سیاسی در داخل و خارج ایران علیه سازمان مجاهدین البته زمینه و تاریخچهای به قدمت سه دهه دارد. اما در شرایط فعلی شاهد هماهنگی و هزینهٔ بیسابقهای در داخل و خارج ایران علیه مجاهدین هستیم. موضوعات یا بهانههای مطرح شده علیه مجاهدین، سه عامل اصلی مثل: «انقلاب درونی، خانواده و تشکیلات» است.
اصلیترینهای ۳۰ساله علیه مجاهدین
اگر نگاهی به تبلیغات علیه مجاهدین داشته باشیم و این نگاه را بر ۴۱سال گذشته بیاندازیم، شاهد این نمونهها از زبان جمهوری اسلامی و همسویان فکری و عملی آن هستیم:
گروهک منافق، منافقین ضداسلام، رهبران ناصادق و اعضای فریبخورده، گروهک التقاطی، گروهک تروریست، گروهک وابسته به استکبار جهانی، گروهک وابسته به شوروی و اسراییل و عربستان، ستون پنجم عراق، تشنهکام آمریکاییها، ضد عاطفه نسبت به خانواده، قربانیان طلاق اجباری، اسیران و زندانیان و فریبخوردگان تشکیلات فرقه رجوی، مرگهای مشکوک درون مجاهدین، سکت بدتر از آخوندها و فریبخوردگان رهبری ایدئولوژیک.
شایان یادآوری است که برای ترویج و تبلیغ این ادعاها علیه مجاهدین، تاکنون بیش از ۳۰۰۰جلد کتاب، دهها فیلم سینمایی، صدها نمایشگاه، صدها مجله و هفتهنامه و ماهنامه و کنفرانس، هزاران مقاله و سخنرانی توسط وزارت اطلاعات آخوندها و همسویان فکری و عملی با آن انتشار یافته و برگزار شده است.
اینها اصلیترینهای ۳۰سالهٔ شیطانسازی علیه مجاهدین خلق هستند که جمهوری اسلامی از سال۵۸ تاکنون میلیاردها دلار و تومان خرج ترویج و تبلیغشان کرده و بیشترین دستاویز و عناوین تبلیغات مخالفان و دشمنان مجاهدین خلق را شامل میشود.
نقد مجاهدین
جدای از این اتهامات و کیفرخواستها که شالودهٔ اصلی ترویج و تبلیغ آنها به کارچرخانی جمهوری اسلامی آخوندها صورت گرفته و میگیرد، شاهد نقدها و انتقادهایی به مجاهدین هستیم که یک رویکرد دموکراتیک درون جنبش علیه نظام ملایان میباشد. زمینهٔ چنین رویکرد دموکراتیکی را میتوان در بیانیهٔ ملی ایرانیان به تاریخ آذر سال۱۳۷۷ مشاهده نمود. بیانیهیی که انتقاد به شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق را حق هر ایرانی برای ارتقای مبارزه و تحکیم مرزبندیها علیه رژیم ولایت فقیه اعلام کرده است.
حقیقتاً موضوع اصلی چیست؟
وجوهی از صورت مسأله بین حاکمیت ولیفقیه و مجاهدین خلق نشان داده شد. با قدری تأمل و تفکر بر سر همین وجوه، این پرسش واقعی است که حقیقتاً موضوع اصلی چیست؟
جدای از مجاهدین خلق، گروهها و شخصیتهای دیگری هم هستند که مخالف این رژیم بوده و خواستار سرنگونیاش هم هستند؛ ولی چنین تبلیغات و هزینهٔ سرسامآوری که سال به سال علیه مجاهدین بیشتر و بیشترش صورت میگیرد، هرگز یک میلیاردم آن هم برای دیگران نیست. اگر موضوع صرفاً برنامه و خواسته سرنگونی آخوندها از جانب تمامی گروهها و شخصیتهای سرنگونیطلب است، پس چرا تمام بسیج نیرویی، بسیج لابی و بسیج مالی و بسیج تبلیغاتی صرفاً و تمامعیار علیه مجاهدین خلق است؟
مگر هزار هزار از مجاهدین خلق اعدام و تیرباران و ترور نشدهاند؟
مگر بارها و بارها دستگاه تبلیغات جمهوری اسلامی اعلام نکرده که اینها از بین رفتهاند؟
مگر بارها طی چند سال گذشته، هم رژیم و هم سلطنتطلبان و مخالفان مجاهدین تبلیغ نکرده و نمیکنند که مجاهدین هیچ پایگاه اجتماعی ندارند؟
مگر مجاهدین طبق تبلیغات جمهوری اسلامی، وابستگان به شرق و غرب و جنوب و شمال عالم نیستند؟
مگر تبلیغ نمیشود که اینها یک سکت و فرقه بیشتر نیستند؟
مگر مدام تبلیغ نمیشود که اینها اصلاً عواطف ندارند؟
مگر طبق تبلیغات جمهوری اسلامی و سلطنتطلبان، اینها چند هزار ستون پنجم عراق نیستند که هیچ پایگاه اجتماعی هم در ایران ندارند؟
مگر جریانوار تبلیغ نمیشود که اینها در اشرف۳ پیر شده و هیچ آیندهای ندارند؟
خوب، یک آدم هوشمند و دارای قوای تعقل و خرد که خود را از تمامی این تبلیغات علیه مجاهدین ــ و حتی پاسخ و دفاعیه مجاهدین ـ کنار بکشد، از خود نمیپرسد که حقیتاً موضوع چیست که میلیارد میلیارد هزینهٔ تبلیغات و فعالیت از ایران تا سراسر جهان علیه گروه یا سازمانی میشود که نه پایگاه اجتماعی دارد، نه نیروی جوان مؤثر و آیندهدار دارد، نه اعتبار و جایگاهی دارد و نه وزنهای و ثقلی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران است؟
واقعاً موضوع چیست؟ واقعاً این روزها بین حاکمیت ولایت فقیه و همسویان منافعش و مجاهدین خلق چه میگذرد؟ واقعاً ایران در آستانهٔ تحولی جدید است؟
ادامه دارد...
۱۳۹۹ خرداد ۱۰, شنبه
قاتل رومینا چه کسی است برگرفته از سایت مجاهد خرداد99
قاتل رومینا اشرفی چه کسی است؟
قتل رومینا اشرفی
طی هفتهٔ اول خرداد ۹۹ یک خبر موحش، غیرقابل باور و تکاندهنده، حساسترین تارهای وجدان میلیونها ایرانی را به ارتعاش درآورده و مانند سوهانی درشت دندانه، نهانیترین یاختههای روح را میخراشد. قتل فجیع رومینا اشرفی به دست پدرش با داس.
خشم کافی نیست
خشم کافی نیست، اشک کافی نیست. تأثر تنها کافی نیست. باید بهدنبال ریشهها گشت. هیجان عاطفی اگر چند مقدس، خشم اگر چه بسیار، آنی خواهد بود و فروکش خواهد کرد. باید دید علت چیست؟ و بهدنبال علاج اساسی رفت.
فرهنگ زنستیز و جلادپرور آخوندی از قضا بدش نمیآید داستانهایی همچون قتل فجیع رومینا در فضای مجازی دست به دست شود و ذهن جامعه را به خود مشغول دارد. در این زمینه رسانههای زنجیرهیی حکومتی گوی سبقت را از همگان ربودهاند. آنها بدشان نمیآید که دامنهٔ این موضوع به چند هیجان برانگیخته، چند اشک و آه ختم شود و در این میان تردستانه قاتل واقعی را از مظان اتهام در ببرند.
قاتل واقعی رومینا
بیهوده بهدنبال عوامل موهوم نگردیم. قاتل رومینا آن «داسخون آلود» اگر چه هست اما نیست.
قاتل فرهنگ منحط و مسلط عصر جاهلیت و فقاهت آخوندی و نظام برآمده از آن است. قاتل یک طرز تفکر تارعنکبوت گرفته و مبتنی بر جنیست است.
ببینید قاتل حتی وقتی تحت فشار افکار عمومی مجبور میشود قتل فجیع رومینا اشرفی را با زنده به گور کردن دختران در بدویت پیش از اسلام مقایسه کند اما دم خروس زنستیزی جابهجا از لابلای اظهاراتش پیداست:
«بر اساس شواهد موجود، علت اصلی این جنایت دلخراش، تعصب جاهلی پدر نالایقی بوده که سوء تدبیرش در سرپرستی فرزندان باعث بروز مشکلات عاطفی در دخترش و پناه آوردن او به پسری خارج خانواده شده است.
اگر گفتمان انقلاب اسلامی در موضوع «زن و خانواده» توسط ساختارهای فرهنگی و آموزشی حاکمیتی ترویج میشد، امروز شاهد چنین جنایاتی نبودیم. هنوز چندی از ماجرای کودک همسری که توسط دولت محترم پیگیری میشد، نمیگذرد. فیالواقع، اگر درمان درد چنین دخترانی در جامعه ایرانی، ازدواج و رهایی از مشکلات خانواده پدری در زندگی مشترک مستقل خود نیست، پس چه باید کرد؟».(امروز نیوز. آخوند عباس عبداللهی. ۸خرداد ۹۹)
مشکل در ترویج نشدن «گفتمان انقلاب اسلامی» است!
دمیدن در تنور غیرت آخوندی!
در جایی دیگر ببینید قاتل واقعی رومینا، (نظام آخوندسالار و مبتنی بر ایدئولوژی زنستیزانه) چگونه در پوش «غیرت»! مردسالارانه در تنور این ایدئولوژی مادون تر از دوران امپراطوری آزتک میدمد:
«اگر بنا باشد فردی نسبت به آبرو و حیثیت ما تعرضی داشته باشد، بهصورت طبیعی در برابر او واکنش نشان خواهیم داد و این واکنش، برخاسته از قوه غضب است ... یکی از شئون غضب، غیرت است که در مباحث آبرویی و اصطلاحاً ناموسی، مثلا تعرضهایی که در روابط همسرانه و خانوادگی رقم میخورد، انسان بهصورت طبیعی، واکنش نشان میدهد».
دیگری نگران آن است که نکند این موضوع باعث شود که «غیرت»! خروسی مردان نسبت به مایملک خود خدشه بردارد. این طرز تفکر این نوع از غیرت را ترویج و تشویق میکند و حتی آن را «سنتها و اصالتها»یی مینامد «که انسانیت [بخوانید هویت آخوندی] با آن تعریف میشود»:
«غیرت یکی از شئون و شعبههای قوه غضب است که قوه حمایتگر برای انسان محسوب میشود و حس بقا و حب به ذات را در وجود انسان ایجاد میکند، اما اگر غیرت از اعتدال خود خارج شود از سویی بیغیرتی، بیتفاوتی، بیقاعدگی و در اصطلاح عرفی بیناموسی را ایجاد میکند که فرد در برابر هیچ رفتار زشت و زنندهای که آسیبهای روانی، بهداشتی، اعتقادی و اخلاقی را ممکن است در جامعه ایجاد کند، حساسیتی ندارد. چنین فردی حتی تقبیح میکند که انسان واکنشی در قبال تهدیدها از خود نشان دهد.
در دنیای امروز بر اساس مدل زیستن و سبک زندگی افراد که انسان در آن تماماً محور شده است، یکی از گامهایی که باید برداشته شود عبور از سنتها و اصالتهایی است که انسانیت با آن تعریف میشود». (امروز نیوز. ۷خرداد ۹۹)
پدر رومینا اشتباهات گذشتهاش را با قتل فرزند کامل کرد!
یک از آخوندهای زیادی «غیرتی»! که منصب کارشناس مسائل مذهبی و مشاور خانواده را هم یدک میکشد با صراحت در این باب میگوید:
«گاهی در جامعه بیغیرتیهایی مشاهده میکنیم که مایه خجالت و اکنون در نقطه مقابل، پدری غیرت را از حد اعتدال عبور میدهد و دخترش را بهقتل میرساند.
اگر این پدر از ابتدا ارتباطات فرزندانش را کنترل میکرد و با صحبت کردن دوستانه و یا کمک گرفتن از مشاور، فرزندش را متوجه عواقب ارتباط با نامحرم میکرد، کار به فرار دختر منجر نمیشد. البته این فرد اشتباهات گذشتهاش را با قتل فرزندش کامل کرد؛ زیرا حتی پس از فرار هم باید با تکنیکهای تربیتی و مشورت با دیگران فرزندش را متوجه اشتباهش میکرد اما وی بدترین تصمیم را گرفت که البته جای موضوع بحث ما نیست».(آخوند علیاکبر اسکندری. امروز نیوز. ۸خرداد ۹۹)
پس تا اینجا، جامعهٔ اسیر در نظام ولایت فقیه و طرز تفکر استثماری و جنسیتی آن، آموزشی که از این آخوند و سایر آخوندها عمامه درشت میگیرد این است که پدر رومینا کار درستی کرده است فقط یک اشکال کوچک داشته که باید از قبل به این موضوع فکر میکرد؛ البته «این فرد اشتباهات گذشتهاش را با قتل فرزندش کامل کرد!»
مادهٔ ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی
اگر گمان کردهایم استثمار جنسی و زنده به گور کردن دختران در ولایت سفیانی خامنهای به همین جا ختم میشود، سخت در اشتباهیم. مادهٔ ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی، بیپروا و بیاعتنا به قرن بیست و یکم و طبعاً با «افتخار»! تمام مینویسد:
«پدریا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمیشود و به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول و تعزیر محکوم خواهد شد».
این یعنی دست باز دادن و صدور مجوز رسمی برای قتل فرزند؛ چه رسد به اینکه این فرزند، دختر باشد! و باز چه رسد به اینکه اتهامی نابخشودنی متوجه او بوده باشد.
گزارشها حاکی است که رومینا اشرفی میدانسته است که واکنش پدرش نسبت به او سخت و انتقامگیرانه خواهد بود و به همین دلیل از دادگاه میخواهد که به منزل پدری عودت داده نشود اما دادگاه آخوندی او را مجبور به بازگشت میکند و به این ترتیب بهگونهیی «قانونی»! اسباب کار را برای قتل فجیعش فراهم مینماید.
یک کارشناس حکومتی به نام کامبیز نوروزی در دفاع تمام قد از این جنایت نیروی انتظامی چنین میگوید:
«به احتمال قریب به یقین کادر انتظامی پاسگاه اطمینان حاصل کردهاند که چنین جنایتی رخ نخواهد داد. به هر روی، هنوز برای داوری حقوقی در باب قصور مأموران پلیس در این ماجرا اندکی زود است. پلیس نمیتواند به صرف آن که دختر نوجوانی بگوید اگر به خانواده تحویل داده شود، کشته خواهد شد حرف او را بهسادگی بپذیرد».! (جماران. ۶خرداد ۹۹)
ملاحظه میکنید. در نظامی که سراپای کارگزارانش به تفکر منحط و استثماری آخوندی در مورد زنان آغشته و بلکه عجین با آن است، همهٔ حرفها نیز آلوده است. حتی وقتی تظاهر به عکس آن میکنند و به لق لق روشنفکرمآبانه میپردازند، بوی زنندهٔ تعفن فکری مشام را میآزارد. صاف صاف میگوید: «چون یک دختر نوجوان است» نباید به حرفش توجه کرد. یعنی به همین جرم (دختر بودن) پیشاپیش محکوم به آن مرگ جگرخراش است.
***
در این دستگاه «شیخ و مفتی و محتسب»، «چون نیک بنگری همه تزویر میکنند». همه پازلهایی از این جنایت هستند که دست به دست هم دادهاند تا پدر رومینا داس را فرود بیاورد. این بخش علنی جنایت را همه میبینند و در یک واکنش به حق و انسانی از آن گزیده میشوند؛ اما جنایتکار اصلی دیده نمیشود. او رخ پنهان میکند و برای قتل دیگر رومیناهای این میهن، زامبیوار وارد بدن ما میشود و از خود ما علیه خودمان استفاده میکند.
آیا شکی در اینکه قاتل واقعی رومینا چه کسی است وجود دارد؟
۱۳۹۹ اردیبهشت ۲۷, شنبه
خروش ایران یادبود شهادت عفت حداد و فرشته اسفندیاری دو شیرزن مجاهد خلق ۷۴/۲/۲۷ برگرفته از سایت مجاهد
آموزگاران تعهد و مسئولیت پذیری
شهادت عفت حداد و فرشته اسفندیاری
۲۷اردیبهشت هرسال، شهادت مظلومانه دو شیرزن مجاهدخلق، عفت حداد و فرشته اسفندیاری بهدست تروریستهای جنایتکار رژیم آخوندی را بهیاد میآورد و ازیکسو سندی دیگر از مظلومیت مجاهدین و ازسوی دیگر چهره جنایتکار رژیم آخوندی را پیش روی جهانیان قرارمیدهد.
۲۷اردیبهشت۱۳۷۴- عراق- بغداد: تروریستهای یک شبکه اجیر شده رژیم آخوندی بهیک خودرو مجاهدین خلق حامل پنج سرنشین در خیابان ابیطالب، در منطقه شَعب بغداد، آتش گشوده، ۲مجاهدخلق بهنامهای عفتحداد و فرشتهاسفندیاری بهشهادت رساندند. مجاهدشهید عفت حداد عضو شورای ملی مقاومت ایران و از مسئولان پشتیبانی ارتشآزادیبخش ملی، و مجاهدشهید فرشته اسفندیاری از مسئولان ستاد تبلیغات مجاهدین و گوینده باسابقه صدای مجاهد بود. در اینحمله تروریستی، صدیقه خداییصفت نیز بهشدت مجروح شد.
اکیپ مزدورانی که اینجنایت شنیع را انجام دادند مربوط بهیکی ازفعالترین شبکههای تروریستی وزارت اطلاعات رژیم آخوندی در بغداد بود ند که ابتدا در ایران، آموزش تروریستی دیده وپسازاعزام بهعراق چندینعملیات تروریستی برعلیه مجاهدین انجام داده بودند. مسئول وقت تیم افسران وزارت اطلاعات درسفارت رژیم بهنام نادر یاراحمدی که بهعنوان دبیردوم سفارت رژیم در بغداد حضور داشته طراحی اینعملیات را برعهده داشته است و خود اینفرد شخصاً قبلازانجام اینعملیات سلاحهای مسلسل استفادهشده در اینعملیات را در یکجعبهویلن بههمراه هزاردلار پول درسر قراری بهفرمانده اینشبکه تروریستی تحویل داده بود
اینشبکه برای انجام عملیات تروریستی خود امکانات گستردهیی شامل ۱۰الی ۱۲ خودرو سواری و دوکابین و تاکسی وهمچنین کارتهای جعلی فراوان از ارگانهای عراقی داشته که همگی توسط وزارت اطلاعات برای آنها تهیه شده بود و در هرنوبت که مسئول اینشبکه بهایران میرفته میزان زیادی پول بهدلار، همراه خود بهعراق میآورده است. اینشبکه برای ورود بهعراق ازمنطقه مرزی مهران-بدره وهمچنین وادی خویسه درجنوب استفاده میکرده است»
در پی آنجنایت رذیلانه، رئیسجمهور مریم رجوی، آنرا اوج جنایت و تروریسم افسارگسیخته رژیم آخوندی توصیف کرده و تأکید نمود که اینجنایت بیسابقه، مبین خصومت هیستریک ملایان با زنان و اعتراف بهنقش و جایگاه زنان مجاهد در پیشبرد مقاومت است
مجاهدشهید عفت حداد، از فرزندان مردم سبزوار در زمره آنزنان مجاهد و رزمندهیی بود که بار پیشرفت و ارتقای ارتشآزادیبخش ملی را بهدوش کشیدند
او بههنگام پیوستن بهمجاهدین، نوشته بود
«مشاهده دردهای مردم و فقر و فحشا و محرومیت آنان و اینکه احساس میکردم رژیمخمینی نمیتواند آنچیزی که مردم در انقلاب میخواستند، برایشان بهارمغان بیاورد»
مجاهدشهید عفت حداد در سال۱۳۶۵ بهارتشآزادیبخش پیوست و در امور پشتیبانی بهکار پرداخت و مسئولیتهای هرچه سنگینتری را باشایستگی بهدوش کشید. عفت قهرمان هنگام شهادت، چهار فرزند ۹ تا ۱۴ساله داشت.

مجاهدشهید فرشته اسفندیاری، پساز انقلاب ضدسلطنتی، در سال۵۸ هنگامیکه دانشآموز پرشور دبیرستان خوارزمی تهران بود، قدم در راه مجاهدین گذاشت. در اوایل پاییز۶۰، سهماه پسازآغاز مبارزه مسلحانه انقلابی، ارتباط او با سازمان قطع شد و ازآنپس درحالیکه زندگی مخفی داشت، نزدیک ۴سال بهفعالیتهای خود در چارچوب هستههای مقاومت ادامه داد و از هنگامیکه توانست بهبخش اجتماعی سازمان وصل شود، بهسرعت، خود را بهپایگاههای مجاهدین در منطقه مرزی رساند.

فرشته از بهمن سال۶۴، فعالیتش را در رادیو صدای مجاهد آغاز کرد و تا روز شهادتش مسیر درخشانی را پشتسر گذاشت که سراسر آن، آمیخته با تعهد و مسئولیتپذیری و توأم با خلوص و ازخودگذشتگی و کسب فضائل انقلابی و توحیدی بود.
او وقتی از رنج و غم و دردهای مردم در رادیو مطلبی میخواند، بهشدت برافروخته میشد. او با صدای انگیزاننده و باصلابتش، جوانان و زنان آزاده ایرانی را بهخیزش فرامیخواند.

تروریستهایی که مجاهدان شهید عفت حداد و فرشته اسفندیاری را بهشهادت رساندند، وابسته بهیکی ازشبکههای تروریستی اعزامی وزارت اطلاعات بودند که پساز آننیز در چندینعملیات تروریستی برعلیه مجاهدین وخودروهای آنها شرکت کردند.
ازجمله در تیرماه۱۳۷۴ سه مجاهدخلق را بهنامهای سیدحسین سدیدی، ابراهیم سلیمی و یارعلی گرتبار فیروز در بغداد، بهشهادت رساندند و در همانعملیات، یکی از آنجنایتکاران دستگیرشده و اتوموبیل مملو ازسلاح ومهماتشان بهدست پلیس افتاد. اینشبکه مستقیماً توسط نادر یاراحمدی دبیردوم سفارت رژیم ایران در بغداد وازافسران ارشد وزارت اطلاعات هدایت میشد. همچنین در داخل خودرو اینمزدوران، نوارکاستی مربوط بهنوحهخوانیهای معمول سپاهپاسداران مربوط بهآهنگران که معمولاً رژیم درجبهههای جنگ برای فرستادن بسیجیها روی میدان مین ازآنها استفاده میکرد از شدت مزدوری آنان برای ولایتفقیه رژیمخمینی حکایت میکرد.
اینتیم تروریستی یکبار دیگر نیز در ۱۰مرداد ۱۳۷۷ در بغداد موشکهای آرپیجی۱۸ بهیک خودرو حامل مجاهدین شلیک کردند. امروز که امواج انفجارات و جنایتهای تروریستی مزدوران رژیم آخوندی در سراسر عراق، روزانه دهها تن از مردم بیگناه عراق را بهقتل میرساند و شکنجهگاههای گوناگون عوامل مزدور رژیم آخوندی در عراق هر روز یکی پساز دیگری از خونخواری آخوندهای حاکم بر ایران حکایت میکند و نفرت شدید عراقیان و همه مردم دنیا را برمیانگیزد، مظلومیت مجاهدین بهشهادترسیده توسط مزدوران اعزامی رژیم آخوندی، و بهخصوص عفت حداد و فرشته اسفندیاری، بیشازپیش، عیان میشود و ضرورت کوتاهکردن دستها و چنگالهای خونریز آخوندهای حاکم بر ایران بیشازپیش بر همگان روشن میشود.
۱۳۹۹ فروردین ۹, شنبه
۱۳۹۹ فروردین ۴, دوشنبه
خروش ایران پیام نوروزی مریم رجوی به ملت ایران نوروز۱۳۹۹
پیام مریم رجوی بمناسبت سال نو ۱۳۹۹
پیام نوروزی مریم رجوی به ملت ایران نوروز۱۳۹۹
۱۳۹۹ فروردین ۳, یکشنبه
۱۳۹۸ اسفند ۲۲, پنجشنبه
خروش ایران جشن آتش بمناسبت چهارشنبه سوری از گودرز
برخیز که آتش فکنیم خیمه شیخان
امسال چهارشنبه آخر سال را در شرایطی متفاوت با سالهای قبل پیش رو داریم در کوتاه ترین کلام چرایی آن در آخرین چهارشنبه سال با حاجی فیروز قابل فهم تراست حاجی فیروز واقعیت های روز و دردهای جامعه را به زبانی که مانعش نشوند اجتماعی میکند از سیاهی شب میگوید تا طلوع سپیده و خورشید از گرسنگی میگوید تا نداری و سختیهای زندگی عامه مردم و خبرهای نو از دلیران جنگاور که قصد خروش دارند شب را پایان دهند و با طنزهای شیرین نوید بهار و شور و نشاط میدهد امسال اما با کرونایی که جهان درگیر اپیدمی آنست و در ایران در بند باضریب چند برابر مردم را اسیر و گرفتار آن کرده است و با آماری که یاران و دوستان مقاومت و ملت ایران و خانواده ها داده اند و سایت مجاهد هم منتشر کرده است تعداد قربانیان بالغ بر۳۳۰۰است و این عیدی آخوندهاو شخص خامنه ای به ملت ایران است بی هیچ دلجویی رسیدگی و تیمارکردن تنها کار نظام آخوندی سرپوش گذاشتن بر روی قضایاست و فتواهای خمینی گونه ضد انسانی که نشانه قساوت و بیرحمی هردیکتاتوری است وقتی به شماره معکوس می افتد و با فریب و دروغ همه واقعیت ها را وارونه میکند و در وحشت از استمرارقیام و تکرار قیام آبان ۹۸ از مردم خواسته خانه نشین شوند یعنی چهارشنبه به شعله سرکش تبدیل نشود ملت هم گفتند
بی بی بی چادری خانه نشین است تعبیر وتفسیرش یادآور یک قصه کهن است
۱۳۹۸ بهمن ۲۷, یکشنبه
خروش ایران مصاحبه مجله ال اسپانیول با مریم رجوی :تنها سلاح رژیم در بن بست سرکوب است
مصاحبه مجله ال اسپانیول با مریم رجوی: رژیم ایران در بنبست
است، تنها با سرکوب خود را حفظ کرده است
رهبر جنبش اصلی اپوزیسیون ایران آخرین تحولات رژیم آیتاللهها را بررسی میکند: «۹۶درصد مردم علیه رژیم هستند»
۱۹بهمن ۱۳۹۸- ۸فوریه ۲۰۲۰– گری دوران
مریم رجوی دو دهه است که در رأس جنبش اصلی اپوزیسیون رژیم ایران است. بهمناسبت وقایعی که در ماههای اخیر در ایران رخ داده و تاثیراتی که نه فقط بر ثبات دولت ایران، بلکه در کل منطقه پیچیده خاورمیانه و تمامی کشورهای منطقه دارد، با او مصاحبهیی داشتیم
او متولد ۱۳۳۲ در یک خانواده از طبقه متوسط است. خواهر بزرگ او نرگس در سال ۱۳۵۵، توسط ساواک (پلس مخفی شاه) کشته شد. در سال ۱۳۶۲، در حالیکه خمینی در قدرت بود، خواهر دیگرش معصومه که باردار بود، توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستگیر و ماهها تحت وحشیانهترین شکنجهها قرار گرفت و سپس حلقآویز شد
۱۳۹۸ بهمن ۱۹, شنبه
سخنرانی مریم رجوی سی دی ۹۸ اشرف ۳ در سالروز آزادی رهبر مقاومت ایران مسعود رجوی
سی دی ۱۳۵۷روزی که سرنوشت تاریخ ایران ورق خورد
سالروز آزادی مسعود رجوی از زندان ساواک شاه را به شما در اشرف۳ و به همه مجاهدین و هواداران و پشتیبانان مجاهدین در داخل و خارج ایران، به کانونهای شورشی و مردم آزاده ایران، تبریک میگویم.
۳۰دی ۱۳۵۷، روزی است که مسعود، اشرف، موسی و شمار دیگری از مجاهدین و فداییها از زندان رژیم شاه آزاد شدند.
مسعود از فرط شکنجه و اعتصاب غذاها بسیار نحیف شده بود و اشرف، از شکنجه و فشارهای زیاد در زندان زخمها بر بدن داشت. ولی مثل همیشه شاداب و پرشور و با محبت و با روحیهیی بسیار بالا در صف سایر زندانیان بود. انگار نه انگار که سالیان زیر شکنجه و بازجویی بوده است.
اشتراک در:
پستها (Atom)










