۱۳۹۵ آبان ۱۰, دوشنبه

ایران- مرودشت پاسارگاد حرف آخر را مردم می زنند

 جان کلام پاسارگاد را بیش از همه رژیم گرفت 
نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

رسانه‌های حکومتی از هر دو باند حاکمیت گردهمایی سالانه مردمی در پاسارگاد را
 حرکتی علیه نظام آخوندی توصیف کردند و خواستار اقدامات مقابله‌جویانه رژیم با چنین تجمعاتی شدند
یک رسانه حکومتی نوشت: شعارهای تجمع‌کنندگان در روز جمعه در پاسارگاد نشان داد، سالروز کوروش

صرفاً بهانه است و اصل نظام نشانه است
رسانه رژیم نوشت: شعارهای «نه غزه، نه لبنان» به‌علاوه «آزادی اندیشه با ریش و پشم نمیشه»، از خیابانهای تهران به بیابانهای مرودشت منتقل شده است

رسانه دیگری از رژیم نوشت: نامگذاری روزی به نام روز کوروش دور از انتظار نیست. چنان‌چه مجلس و متولیان فرهنگی کشور نسبت به این امر مهم مبادرت ورزند، راه تخریب و دوقطبی‌سازی روی برخی بسته خواهد شد


بله همه حرف درهمین چند شعارمردمی خلاصه می شود
سوریه رو رها کن فکری به حال ما کن
شعارهای مردمی گواه حرکت اعتراضی پاسارگاد
مرودشت و بیابانش شاهد یک حرکت منسجم و اعتراضی مردم بجان آمده  بود ...بله حرف آخر را مردم میزدند، مردم میخواهند حکومتشان را تعیین کنند ومی کنند

۱۳۹۵ آبان ۸, شنبه

http://www.jonge-khabar.com/news/articled.php?id=4206

نوبت ماست که آفتابه به گردن شان 
بیاندازیم

 به قلم زینت میرهاشمی

برآمد نظر رئیس فراکسیون امید در مجلس ارتجاع، پیرامون جنایات حکومت در عاشورای سال ۱۳۸۸ (۶ دی)، تایید انجام خشونت حکومتی است. محمد رضا عارف همانند اصلاح طلبان طرد شده از حکومت، بسیار علاقمند است که پرونده جنایات سال ۸۸ و کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ بسته شود. زیرا ورق زدن جنایتهای سال ۸۸، آرامش شریکان و جیره خواران حکومت را بر هم می زند. 

عارف در گفتگو با ایلنا در روز دوشنبه ۲۶ مهر، مدعی شد که «باید پرونده حوادث انتخابات در سال ۸۸ اعم از حصر و زندانها بسته شود». وی این «مساله را به صلاح کشور» دانست. سخنگوی فراکسیون امید که بهتر است به جای «امید»، «توهم» نامیده شود، در حالی که خشونت حکومتی که منجر به قتل، شکنجه، اعدام ، تجاوز و جنایتهای کهریزک شد را به «حوادث» تقلیل داده، راه حل را بسته شدن پرونده و ریشه یابی در «فضای کارشناسی» برای روشن شدن «سهم هر فرد، گروه و جریان از حوادث سال 88» اعلام کرد. 

خانواده های آسیب دیدگان و شهدا و زندانیان هستند که باید راه حل بررسی پرونده های جنایت را پیشنهاد دهند و نه یک کارگزار حکومت. در سالگرد جنایت در روز عاشورا و به خون کشیدن قیامهای خیابانی، گوشه هایی از دلنوشته مادر امیرارشد تاجمیر در پاسخ به محمدرضا عارف گویا است. 
امیرارشد تاجمیر، یکی از جوانانی است که در روز عاشورای سال ۸۸ توسط خودروی ماموران سرکوبگر ولی فقیه زیر گرفته شد و به شهادت رسید. 
مادر امیر می نویسد:«خدایا ناله های امیر ارشد ام دیگر بس است. این بار نوبت ناله های حاکمان ظالم است. آنها که خود کباب می خورند و سهم ملت را اشکنه می دانند. آنها که دکل می‌دزدند و اختلاس می‌کنند اما، دست و پای گرسنه بیکار را به جرم دزدی می‌برند. این‌ بار دیگر حق حکومت ملت بر خود است. ما خود امیر خودیآنهایی که فرزندان شان با پول ملت در مرگ بر آمریکا عشق می‌ کنند و فرزندان شریف و فرهیخته‌ مان را در عنفوان جوانی به سیاهچال می‌فرستند. آنها که چون خود به خلوت می‌ روند آن کار دیگر می‌ کنند و جوانان ما را برای شادی و خوشحالی، بزه ‌کار و خلافکار می ‌خوانند. این‌بار نوبت ماست که آفتابه به گردن شان بیاندازیم و در شهرها بگردانیم‌ شان. این‌بار دیگر نوبت ماست که حق ‌مان را بطلبیم 
و بگوییم پولها و سرمایه‌ های ‌مان چه شد؟؟
Narges Irava Ghaffari

۱۳۹۵ آبان ۶, پنجشنبه

ایران - ادلب در آتش بشارو روسیه می سوزد ...جهان چرا سکوت می کند...؟

کشتار در ادلب توسط رژیم سوریه و روسیه با سلاحهای جدید (کلیپها و تصاویر)

بمباران مدارس و بازار عمومی در شهرک حاس در حومه ادلب توسط هواپیماهای روسی

ائتلاف اپوزیسیون سوریه روز 
پنجشنبه ششم آبان در سایت خود گزارش داد: «هواپیماهای رژیم اسد و روسیه حمله‌یی با موشکهای شدید الانفجار و موشکهایی که با چتر فرود می‌آیند حمله کردند. این هواپیماها مدارس و بازار عمومی در شهرک حاس در حومه ادلب را هدف قرار دادند که در نتیجه حداقل 26تن کشته شدند، اغلب 
کشته شده‌ها از دانش‌آموزان و معلمین بودند. علاوه بر این دهها تن نیز زخمی شدند

ائتلاف اپوزیسیون ملی سوریه: تلاشهای رژیم اسد و روسیه برای هدف قرار دادن 
سیستماتیک و عمدی مراکز خدماتی بر این نکته تأکید دارد که تلاشهایی وجود دارد که می‌خواهد بیشترین کشته‌ها وجود داشته باشد تا رزمندگان تضعیف شده و مجبور شوند مصالحاتی خارج از کادر پروسه سیاسی انجام 
دهند
ائتلاف همچنین این جنایت شنیع را با شدیدترین 
عبارات محکوم کرد و گفت سازمان ملل به‌خاطر اصرار بر سیاست غیرمسؤلانه نسبت به 
این جنایات بصورت مستقیم بر ادامه این کشتارها و خشونت در سوریه سهیم است

ائتلاف اپوزیسیون سوریه قبلاً در بیانیه خود گفته بود ”نباید نقش سازمان ملل در قبال 
جنایتهای رژیم اسد و روسیه و رژیم ایران سکوت باشد و از دبیرکل جدید می‌خواهیم در موضع این سازمان بین‌المللی در مورد آنچه در سوریه رخ می‌دهد و مواضع نمایندگانش 
تجدیدنظر کند

۱۳۹۵ آبان ۴, سه‌شنبه

جلسه همبستگی - با جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام ۶۷ در کانادا

 همبستگی با جنبش دادخواهی شهیدان قتل عام ۶۷ 

در تورنتو کانادا


روز شنبه اول آبان ۹۵ یک کنفرانس با حضور شخصیت های برجسته سیاسی، حقوقی و حقوق بشری و با حضور استراون استیونسون در همبستگی با جنبش 
شهیدان قتل عام ۶۷ در شهر تورنتوی کانادا برگزار شد

 سخنرانان جلسه همبستگی کانادا برای قتل عام67
حضورفعال حامیان مقاومت ایران برای دادخواهی قتل عام زندانیان سیاسی درجلسات همبستگی شهرهای کانادا

۱۳۹۵ مهر ۳۰, جمعه

ایران - شرح آنچه در دومين سالگرد پرواز ريحانه بر ما رفت از شعله پاکروان

شرح آنچه در دومين سالگرد پرواز ريحانه بر ما رفت 
گزارش يورش مزدوران به مراسم سالگرد ريحانه جباري

هراس مزدوران از نام ریحانه ها
امروز در حالي كه زير لبم با ريحان حرف مي زدم، با دلتنگی از خواب بيدار شدم. ساعت 6 صبح بود.
برایش نامه ای نوشتم که تکمیل کردنش تا رسیدن به بهشت زهرا ادامه یافت. با خواهرم وارد قطعه 98 شدیم . مأموران بیشماری ایستاده بودند . رؤسایشان صدایم کردند و پرس و جو از اینکه چه کسانی میایند . گفتم نمیدانم . دو مرد جوان از اصفهان آمده بودند که در همان دقایق اولیه هر دو را بردند . هر چه اصرار کردم رهایشان کنند گفتند شما برو . مهمانها امدند و مادرم با سخنانش دومین سالگرد نوه اش را آغاز کرد . با يادي از امام حسين كه پيامش محدود به زمان و مكان نيست. همو كه مي فرمود: اي مردم چون شكمهاي شما از مال حرام پرشده حق را نمي پذيريد.
مادرم میگفت مردم ازشرق و غرب عالم به هر وسيله اي كه در دسترس داشتند از اجراي حكم ناعادلانه ريحانه ابراز انزجار كردند، اما اينان حكم را اجرا كردند. چرا که شکمهایشان از مال حرام انباشته است. او سپس به ضرب المثل مشهور فارسىتخم مرغ دزد، شتردزد ميشوداشاره كرده و گفت: ”حال بگویید دكل دزد و كشتي دزد چه مي شود؟
من نیز گفتم، از دلتنگی های فزاینده، از عذاب تبعیض در اجرای عدالت و از تجاوز به دختران و پسران. در خبرها خوانده بودم که در مهرماه 93، همان زمان که در تب و تاب نجات ریحانه بودیم ، پرونده تجاوز به پسران نوجوان حافظ قران مختومه شد . تنها نتیجه ای که از این دو مورد می توان گرفت این است که فرزندان مردم در مقابل تجاوز افرادی همچون سربندی ایمن نیستند
ماموران به تب و تاب افتاده بودند و در کنار هر يك از ميهمانان دو سه مامور ایستاده بود . دکتر ملکی که بیمار هم بود با صدایي آرام از مخالفتش با اعدام گفت . اینکه با اعدام ریحانه چه آتشی بر خانواده ام افتاد . وی ابراز امیدواری کرد که به زودی این مجازات از قانون حذف شود . سه یا چهار مامور زن جوان وارد جمع شده و با رفتاري خشونت بار چند تن از بانوان را بازداشت كرده و به درون يك خودروي ون بردند . از جمله خانمي که از شهرستان امده بود و پسر بچه چهار پنج ساله اش با وحشت نظاره گر دستگيري مادرش بود.
همچنین یکی از شاگردان مادرم که در شهر دیگری ساکن است و خود استاد قران است دستگیر شد. من نزد مامورین رفته و خواستم كه مهمانان را آزاد كنند. به خصوص یکی از همبندیان سابق ریحان که سرطاني پيشرفته داشت با لوله ها و کیسه ها و کلاه گیسی که اثرات شیمی درمانی ش را پنهان میکرد. هر چه گفتم حداقل اين بیمار سرطاني را بازگردانید نپدیرفتند.
در يك خودروي ون سفید دیگر آقاي نوريزاد را ديدم كه دستگير كرده بودند. یکی از مامورین بسیار درشت هیکل و مهیب دستور داد تا مامورین زن مرا به داخل ون ببرند . سه مامور زن جوان که یکی صم بکم بود و ديگري ذکر مي گفت! و سومي عصبی، همراه با سه مامور مرد ، من و مادرم به اتفاق زن عموی میانسالم را نيز بازداشت و همراه باقی دستگیر شدگان از محل دور كردند .
به دوستانم گفتم به خیابان نگاه کنید . سعی کنید با چشم ریحان ببینید . او بارها نوشته که وقتی از داخل ماشین به مردمى نگاه میکردم که بی تفاوت از کنار ماشین رد میشوند با خود میگفتم که چند بار چنین ماشینی از جلوی چشمم عبور کرد و من نمیدانستم درونش چه حجمی از درد نهفته است ؟
چند قطعه آن طرفتر تلفن یکی از ماموران زنگ خورد و بلافاصله همه مان را بازگرداندند . کمی بالاتر از خانه ابدی ریحان پیاده مان کردند . گوشی همه را هم پس دادند.
اما در غیاب ما به مهمانان حمله کرده و چادر و صندلی ها را در هم کوفته بودند . حجم زیادی از تاج و دسته گل را به شکلى بیمارگونه روی گلهای باغچه ریحان تلنبار کرده بودند . شمعهای آب شده را روی مانتوهای بانوان و از جمله یکی از دخترانم پاشیده بودند .
با چند دوست هنرمندم به خانه بازگشتم . در طول راه به این فکر می کردم که اگر ریحانه را در زمان یزید اعدام کرده بودند، با بازماندگانش چه میکردند؟ یا اگر امام حسین را در قرن 21 به خون میکشیدند با کاروان بازماندگانش چه میکردند؟

بیش از پیش به حال مادرانی که پاره های تنشان خوراک ماشین اعدام شده اند میاندیشم و به نفرت فزاینده ام از عوارض مخرب خشونتی به نام اعدام .