۱۳۹۷ شهریور ۱, پنجشنبه

ایران - یادداشتی از زندانی سیاسی مقاوم ابوالقاسم فولادوند زندان رجایی شهر / ایران سوریه نمی شود برگرفته از سایت مجاهد




یادداشتی از زندانی سیاسی ابوالقاسم فولادوند
ایران سوریه نمی‌شود

زندانی سیاسی ابوالقاسم فولادوند                  ۱ شهریور ۱۳۹۷
        
از دیماه ۹۶ که سرآغاز پیوند خوردن اعتراضات مردمی و کانونهای شورشی قیام شکل گرفته؛ رژیم ضدبشری آخوندی شروع مرحله سرنگونی‌اش را با تمام وجودش احساس کرد
تمامی دم و دنبالچه‌های ریز و درشتش را جهت به تعویق انداختن لحظه سرنگونی بسیج کرده و در این بین از هیچ امکانی صرفنظر ننمود. از لابی‌های مختلف خارجی گرفته تا مأموران و اپوزیسیون خارج نشین و در نهایت دست به کار شدن برای عملیات تروریستی در خارج از کشور برای ضربه زدن به تنها ارگان سازمان‌یافته یعنی شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین خلق ایران که خوشبختانه و در کمال هوشیاری این نقشه پلید آخوندهای ضدبشر و پدرخوانده تروریزم دولتی با شکست روبه‌رو گردید
پس لرزه‌های این عمل جنایتکارانه با شدتی بیش از حد تصور به سوی آخوندهای قرون‌وسطایی بازگشته که خود این موضوع به یکی از مواردی تبدیل شد که در جهت تسهیل و تسریع سرنگونی رژیم و همچنین فتنه‌های سیاست کثیف و ننگ آلوده مماشات در جبهه استعمار می‌انجامد
اما در داخل کشور و در حالی که ترس از سرنگونی تمامی عوامل رژیم اعم از اصول‌گرا؛ اعتدالی؛ اصلاحاتی را فراگرفته؛ به‌رغم انواع اختلافات باندی؛ (البته به‌علت نوع و میزان سهم از دزدی و چپاول مردم) همه دست در دست همدیگر متحد جهت سرکوب قیام های مردم و کانونهای شورشی قیام در یک جبهه قرار گرفته‌اند 
از دیماه ۹۶ تا مدتی قبل؛ از جانب افراد دست چندم از پروژه‌ای به نام سوری سازی دشمنان در ایران نام می‌بردند و تقریباً از ابتدای مرداد ماه تلویزیون ولی‌فقیه ارتجاع به کرات به این موضوع اشاره می‌کند و سعی می‌نماید بدین وسیله با احساسات مردم تحت ستم و به‌ گروگان‌گرفته‌ شده توسط رژیم آخوندی بازی نماید. لذا جهت یادآوری ضروری است که ذکر شود
 اولا مردم آگاه ایران‌زمین بارها و در جای جای میهن عزیز از اصفهان؛ رامهرمز؛ اهواز؛ خرمشهر اراک؛ تهران و.... فریاد برآورده‌اند که دشمن ما همین‌جاست دروغ میگن آمریکاست و بدین ترتیب گفته شده که بزرگترین و اولین دشمن ایران و ایرانی همانا آخوندهای حاکم هستند 
 ثانیا برای اینکه چرا ایران سوریه نخواهد شد می‌توان به دو علت عمده آن اشاره نمود که وجود آلترناتیو آگاه و پویا از آنجایی که هیچ کار و عملی به‌صورت خود به خودی به انجام و هدف والای خود نمی‌رسد و برای این‌که رژیم دیکتاتوری و ضدبشری رژیم دیکتاتوری و ضدبشری را بدون هر گونه سوء‌استفاده نیروهای ارتجاعی و استعماری بتوان سرنگون کرد باید
الف آلترناتیوی وجود داشته باشد که هدفش مستقل باشد
 ب تنها به مردم خودش اتکا نماید و پایگاه و مقبولیت اجتماعی داشته باشد
 ج از نیروی متشکل و سازمان‌یافته برخوردار باشد
 د برای سرنگون کردن و بعد از آن برنامه مدون مشخص برابر با پارامترهای حقوق‌بشری و عرف بین‌المللی داشته باشد
 ه دارای سابقه مبارزاتی روشن و مشخصی باشد
 و همیشه و بدون هیچ شکافی در صف اول مبارزه با دیکتاتور در صحنه حضور داشته باشد و در طول مبارزه با دیکتاتور دائماًً مرزبندی خودش را به‌صورت شفاف و مشخص با دیکتاتوری و دم و دنبالچه‌هایش حفظ کرده و از آن منحرف نشود 
خوشبختانه این آلترناتیو در شورای ملی مقاومت؛ ارتش آزادیبخش ملی ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران است. نیرویی که به یمن راهبریهای بی‌بدیل برادر مجاهد مسعود رجوی و همچنین رئیس جمهور منتخب جهت دوران انتقال؛ خانم مریم رجوی از آن‌چنان مقبولیتی در سطح بین‌المللی و در داخل کشور برخوردارند که بسیاری از دولتهای کنونی دنیا در حسرت آن به‌سر می‌برند
البته مهمترین خصیصه این آلترناتیو که از روی عمد در این جا بیان می‌شود؛ متکی بودن به صدق و فدای بیکران و بدون چشمداشت است که علاوه بر این‌که بیش از یکصد و بیست هزار شهید تا کنون تقدیم کرده است؛ در فردای ایران آزاد هیچ نمی‌خواهد مگر آزادی بیان و در حقیقت دولت موقت آلترناتیو با تشکیل مجلس مؤسسان تمامی اختیارات خود را به این مجلس که منتخب مردم می‌باشد جهت شروع پروسه حکومت مردم بر مردم واگذار می‌کند 
یک چنین آلترناتیوی و یا واقع‌بینانه‌تر بگویم هیچ آلترناتیوی در سوریه وجود نداشت که بتواند اوضاع آن کشور را سر و سامان بدهد و گروههایی هم که در همان پروسه حرکتهای بهار عربی شکل گرفته بودند به‌علت نوپا بودن عملاً برای سرنگون کردن بشار اسد جنایتکار از گروهها ی دیگر کمک می‌خواستند. در حالی که در ایران ما رهبر انقلاب نوین و فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی ایران برادر مسعود و همچنین رئیس‌جمهور منتخب شورای ملی مقاومت؛ خانم مریم رجوی بارها و بارها اذعان داشته‌اند که سرنگونی رژیم آخوندی به دست خودمان؛ مردم ایران و به پشتوانه شیرزنان و کوه مردان ارتش آزادیبخش ملی ایران است و بس 
زمانی که مردم قهرمان و تحت ستم سوریه برای سرنگونی دیکتاتور حاکم بر میهنشان قیام کردند ارتشیهای آزاده سوری به مردم پیوستند و یکی پس از دیگری شهرهای سوریه را از زیر یوغ بشار اسد جنایتکار آزاد نمودند. آخوندهای جنایتکار که به‌دنبال صدور تروریسم بودند (و کماکان هستند) با وحشیگری تمام و در اوج شقاوت و جنایت ضدبشری به کمک اسد شتافتند و البته از هیچ جنایتی فرو گذار نکردند و زمانی که نیروهای سپاه جهل و جنایت به همراهی جنایتکاران حزب‌الشیطان لبنان و سپاه موسوم به فاطمیون افغانی و..... در کمک به اسد وامانده بودند؛ آخوندهای فاشیست به ناچار روسیه را به کمک طلبید و بدینوسیله سوریه را به ویرانه‌ای تبدیل کردند. البته فراموش نکنیم که تمامی نیروهای شبه‌نظامی اعم از سپاه پاسداران و قدس و حزب‌الشیطان و فاطمیون..... به‌عنوان مزدوران در این جنایت علیه مردم سوریه و به خواست و به هزینه آخوندهای جنایتکار شرکت کرده بودند و تمامی هزینه‌های فوق از سرمایه‌های به غارت رفته مردم و کشور مان توسط آخوندهای دزد و فاسد و جنایتکار پرداخت می‌گردید و به همین علت است که یکی از شعارهای مردم تحت ستم ایران در این روزها سوریه را رها کن فکری به‌حال ما کن؛ می‌باشد 
پس اینک در ایران؛ ما خودمان و به کمک کانونهای شورشی قیام که روزانه در جهت اعتلای خود به ارتش آزادیبخش ملی ایران می‌کوشند؛ رژیم آخوندهای دزد و جنایتکار و پدرخوانده تروریسم در دنیا را سرنگون می‌کنیم و به درک می‌فرستیم و آن مزدورانی که مردم تحت ستم میهن را از پروسه سوری سازی می‌ترسانند؛ سه گزینه پیش رویشان قرار دارد و مختار هستند هر راهی را که می‌پسندند انتخاب کنند
الف. بگریزند و گورشان را از مملکت گم کنند؛ تا بعداً از طرق قانونی خدمتشان رسیده شود
ب.طلب استغفار و توبه کنند و عملاً به حداکثر افشاگری بر علیه رژیم؛ به صفوف اعتراضی مردم بپیوندند
ج.حوصله به خرج دهند و کمی تأمل کنند تا سیل خروشان قیام های مردمی و کانونهای شورشی آنها را به درک واصل کنند

مرگ بر اصل ولایت فقیه - زنده باد آزادی
پیروز باد ارتش آزادیبخش ملی ایران
گسترده‌تر باد کانونهای شورشی قیام
درود بر رجوی

ابوالقاسم فولادوند – زندان رجایی شهر

ایران - قهرمان شهید مجاهد خلق سعید اخوان هاشمی / بیاد قتل عام ۵۲ شهید کهکشان زهزه در اشرف پایدار ۱۰شهریور۹۲ برگرفته از سایت مجاهد



قهرمان شهید مجاهد خلق سعید اخوان هاشمی

  :محل تولد
شغل: شهيدان سرافراز اشرف
سن: ۲۸سال
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: اشرف
تاریخ شهادت: ۱۰-۶-۱۳۹۲
محل زندان: -

متولد:
۱۳۶۴ ـ مشهد
تحصیلات: متوسطه در کانادا
«گفتم چرا بنشینم؟»
مجاهد شهید سعید اخوان هاشمی، در خانواده‌ای مجاهد به دنیا آمد. مادرش مجاهد قهرمان نسرین منزوی در عملیات بزرگ فروغ جاویدان و هنگامی که سعید ۳سال بیشتر نداشت به‌شهادت رسید. در بحبوحهٴ جنگ اول خلیج فارس، پدرش او را همراه با برادرش، برای در امان ماندن، از آتش جنگ به کانادا فرستاد. دورهٴ دبستان و دبیرستان را در کانادا گذراند و راهش برای ادامه تحصیلات دانشگاهی کاملاً باز و هموار بود، اما سعید که عاشق ایران و آزادی مردم ایران بود. از نوجوانی مسیر مجاهدت را انتخاب کرد. انتخاب کرد با استبداد ولایت‌فقیه بجنگدسعید درباره این تصمیم خود در شرح زندگیش نوشته است
«خودم تصمیم گرفتم که به ارتش (آزادی‌بخش) بروم و چندین بار به سرپرستم زنگ زدم و گفتم که می‌خواهم به ارتش آزادیبخش بپیوندم. و آنها گفتند آیا تو مطمئن هستی که می‌خواهی بروی؟ گفتم بله! صددرصد! و بعد از آن به مدرسه‌ای که درس می‌خواندیم زنگ زدیم و گفتیم که ما… دیگر درس نمی‌خوانیم… و در همان پایگاه فرمهای ارتش را پر کردیم»
سعيد اخوان هاشمی: «به این دلیل با رژیم خمینی مخالفم که فهمیدم رژیم خمینی شروع به اعدام و شکنجه مخالفان خود و به‌طور خاص مجاهدین می‌کند
در 15شهریور یعنی چند روز بعد از تظاهرات در آمریکا تصمیم به اعزام (به) ارتش آزادیبخش گرفتم. به این دلیل که می‌دیدم دارند بر علیه رژیم مبارزه می‌کنند و می‌جنگند، و به‌شهادت می‌رسند. با خودم گفتم چرا من بنشینم؟ و زندگی کنم. … مادرم نیز به‌شهادت رسیده است. می‌خواهم انتقام خون شهدا را بگیرم. به این دلیل تصمیم گرفتم به ارتش بیایم»
سعید از هنگامی که در کانادا تحصیل می‌کرد شروع به یاد گرفتن خط فارسی کرد. او در نامه‌یی به رهبر مقاومت، با سادگی و صمیمیت خاص خودش نوشت
«من شنیدم که شما گفتین هر کسی که می‌تونه اسلحه دست بگیره، جاش این‌جاست، واسه همین من اومدم و دارم آموزشها را می‌گیرم و آماده هستم برای مبارزه با رژیم خمینی من حاضرم… … من تازه‌ ایرانی یاد گرفتم بنویسم و دارم نماز هم یاد می‌گیرم. من خیلی می‌خواهم مجاهد خلق باشم و حاضرم هر سختی هست بکشم»
او در سال ۸۳ نیز در نامه‌یی به رهبر مقاومت نوشت
«برادر سلام! بعد از مدتها توانستم بالاخره یک رابطه باهات بزنم… یک انتخاب مجددی کردم و هی پایم در این راه سفت‌تر شد و الآن در نقطه‌ای هستم که حتی از قبل از جنگ هم پایم سفت‌تر است… انتخاب کردم که حتی بعد از سرنگونی هم دنبال زندگی‌ام نروم و با سازمان بمانم
در هر شرایطی که پیش بیاد برای سازمان، من هستم و هر اتقاقی که پیش بیاد برای سازمان به من می‌آد. … و تعهد می‌دهم که تا آخرش در هر شرایطی که باشم پشتت هستم
به امید دیدار دوباره خداحافظ خسته نباشید سعید اخوان هاشمی ۲۶-۴-۸۳»
سعید قهرمان در گفتگویی درباره حنیف کفایی یکی از شهیدان ۱۹فروردین، می‌گوید«لحظاتی قبل از درگیری بود که می‌خواستند به ما برسند، به شوخی برگشتم بهش گفتم، کفایی، اگه من شهید شدم این کیف و وسایلم برای تو. با لبخند همیشگیش گفت: باشه
یکی هم این‌که من دیدم حنیف و زهیر خوردند ولی نفهمیدم کی بودند. بعد ادامه دادیم رفتیم جلو بعد اونجایی که دیگه منتظر بودیم دم خاکریز که اونا دوباره بیان، یکی از بچه‌ها به من گفت، گفت که حنیف شهید شد. اونجا برگشتم بالا سرش، بچه‌ها بلندش کرده بودند می‌خواستند بیان جلو، دستمو گذاشتم روی سر خونچکانش، با تمام وجودم فریاد زدم که حنیف قسم می‌خورم انتقامتو می‌گیرم»
او در موقع حمله موشکی به لیبرتی هم در مصاحبه‌ای به زبان انگلیسی گفته بود
«درباره جنایتی که در اشرف اتفاق افتاد، در آگوست ۲۰۰۹ من آنجا بودم. و من جنایات رژیم آخوندی و مالکی را با چشم خودم دیدم. اما سخت‌ترین جنایت به‌نظر من آن جنایتی است که در کمپ لیبرتی صورت گرفت که نمی‌توانستم به آنها کمکی بکنم»
سعید در نقشهٴ مسیر خود ۸مرداد۹۲ نوشت
«رژیم تمام تلاشش را می‌کند که خللی در عزم و ارادهٴ ما وارد کند. از حمله و هجوم تا جابه‌جایی و موشک باران. ولی کور خوانده است چون برای ما مجاهدین اشرفی، اینها همه‌اش آزمایش است. و ما در این راه سه مرز سرخ داریم. ضعف، سستی، و ذلت. و این توطئه‌ها نه تنها خللی در اراده‌هایمان وارد نمی‌کند بلکه عزممان را راسختر و محکمتر می‌کند. تا با درس درخشان، برگ زرینی از ایستادی و تسلیم ناپذیری در سینهٴ تاریخ به ثبت برسانیم. … به فرموده مولایم علی علیه‌السلام، تأکید می‌کنم: اگر از کثرت لشکریان دشمن، تمام زمین سیاه شود باکی نداشته و نمی‌هراسم چون به راه یافتگی و رستگاری خویش و به گمراهی آنان یقین دارم»
سعید قهرمان در حمله وحشیانهٴ مزدوران مالکی به اشرف به‌شهادت رسید. شهادتش، پیامی است به همهٴ جوانان ایران که هر جوان ایرانی را به پیوستن به یکانهای ارتش آزادی و به قیام و مقاومت برای سرنگونی استبداد ستم پیشهٴ ولایت‌فقیه فرا می‌خواند


۱۳۹۷ مرداد ۳۰, سه‌شنبه

ایران-بازداشتجاسوسان اطلاعاتی رژیم ایران علیه مجاهدین در آمریکا / بازتاب رسانه ها برگرفته از سایت مجاهد


بازتاب رسانه‌ها از بازداشت جاسوسان اطلاعاتی رژیم ایران علیه مجاهدین در آمریکا 


سی ان ان:‌ دو تن از عوامل رژیم ایران که از جلسات و فعالیتهای مجاهدین خلق در آمریکا جاسوسی می کردند دستگیر شدند
 خبرگزاری رویتر: دو نفر به جرم جاسوسی برای رژیم ایران و علیه اپوزیسیون مجاهدین خلق در آمریکا دستگیر شدند
یونایتدپرس بین المللی: دو مرد به جاسوسی برای دولت ایران در خاک آمریکا متهم شدند، آنها علیه اعضای مجاهدین خلق جاسوسی می کردند
اسپوتنیک  روسیه - آمریکا دو نفر را به اتهام جاسوسی برای رژیم ایران علیه اعضای مجاهدین خلق در آمریکا متهم کرد. دادگستری آمریکا این دو نفر را همچنین متهم به دور زدن تحریمهای آمریکا علیه رژیم ایران کرد. آنها مستقیما از طرف دولت ایران دست به شناسایی در داخل آمریکا می زده اند و در گردهمایی ها و مراسم مجاهدین  در آمریکا شرکت کرده و اطلاعات جمع آوری می کردند.
واشنگتن فری بیکن ۲۰ اوت ۲۰۱۸
وزارت دادگستری اواخر دوشنبه اعلام کرد، دو تبعه ایرانی ـ آمریکایی توسط دولت ترامپ متهم به جاسوسی علیه مجاهدین در کالیفرنیا از جانب رژیم ایران شدند.
این اتهامات که اولین بار روز دوشنبه علنی شد در میان اولین اتهامات دولت ترامپ است که جاسوسان ایرانی را متهم به انجام عملیات ها علیه یهودیان و جوامع آمریکایی در خاک آمریکا می‌کند.
دیمرس معاون دادستان کل در بیانیه‌یی گفت«بخش امنیت ملی متعهد به حفاظت از آمریکا در برابر افرادی در کشور مان است که به‌طور غیرقانونی از جانب کشورهای خارجی متخاصم عمل می‌کنند».
این دو فرد ایرانی احمدرضا محمدی دوستدار یک تبعه آمریکایی ایرانی و مجید قربانی یک شهروند ایرانی ساکن کالیفرنیا شناسایی شدند.«گفته می‌شود از جانب رژیم ایران با انجام عملیات شناسایی مخفی علیه تأسیسات اسراییلی و یهودیان در آمریکا عمل کرده و اطلاعات شناسایی در مورد شهروندان آمریکایی و اتباع آمریکایی که اعضای مجاهدین خلق می‌باشند جمع‌آوری می‌کردند که یک گروه اپوزیسیون است که از تغییر رژیم در جمهوری اسلامی حمایت می‌کند.
دیمرس گفت: «دوستدار و قربانی متهم اند که از جانب رژیم ایران عمل می‌کرده‌اند که شامل انجام شناسایی مخالفان سیاسی و شرکت در سایر فعالیتهایی است که می‌تواند آمریکاییان را بخطر اندازد. با دستگیری آنها و این اتهامات ما به‌دنبال حسابرسی از این متهمین هستیم

سایت وزارت دادگستری آمریکا ۲۰ اوت ۲۰۱۸

واشنگتن ـ امروز یک کیفرخواست ارائه شد که احمدرضا محمدی دوستدار ۳۸ساله، دارای تابعیت دوگانه آمریکا و ایران و مجید قربانی ۵۹سال، تبعه ایران و مقیم کالیفرنیا را به اقدام به جمع‌آوری مخفیانه اطلاعات در رابطه با تأسیسات یهودیان در آمریکا و جمع‌آوری اطلاعات شناسایی در مورد شهروندان و اتباع آمریکایی که اعضای مجاهدین خلق (ام.یی.کی) بودند، محکوم می‌کند.
اتهامات توسط جان دیمرس John Demers معاون دادستان کل برای امنیت ملی و جسی کی لیو Jessie K. Liu دادستان آمریکا برای منطقه کلمبیا و مایکل مک گاریتی Michael McGarrity معاون مدیر اجرایی وقت شاخه امنیت ملی اف.بی.آی اعلام شد.
دیمرس معاون دادستان کل گفت«بخش امنیت ملی متعهد به حفاظت از آمریکا در برابر افرادی در کشورمان است که به‌طور غیرقانونی از جانب کشورهای خارجی متخاصم عمل می‌کنند».
«دوستدار و قربانی متهم اند که از جانب ایران عمل می‌کرده‌اند که شامل انجام شناسایی مخالفان سیاسی و شرکت در سایر فعالیتهایی است که می‌تواند آمریکاییان را بخطر اندازد.
با دستگیری آنها و این اتهامات ما به‌دنبال حسابرسی از این متهمین هستیم».
جسی کی لیو معاون دادستان منطقه کلمبیا گفت«این کیفرخواست نشان‌دهنده تعهد وزارت دادگستری برای حسابرسی از مأموران دولتهای خارجی که به‌طور غیرقانونی در آمریکا عمل می‌کنند می‌باشد به‌خصوص که آن ماموران، افراد و فعالیتهای قانوناً حفاظت‌شده، در این کشور را شناسایی می‌کردند»‌.
مک گاریتی معاون مدیر اجرایی وقت (اف بی‌آی) گفت« این فعالیت ادعا شده نشان‌دهنده علاقمندی مستمر در هدف قرار دادن آمریکا و نیز گروههای بالفعل اپوزیسیون که در آمریکا مستقرند می‌باشد».
«اف بی‌آی به شناسایی و مختل کردن افرادی که به‌دنبال شرکت در فعالیت غیرقانونی از جانب ایران در خاک آمریکا باشند ادامه خواهد داد».
این کیفرخواست دوستدار و قربانی را متهم کرده که عامدانه به‌عنوان مأموران دولت ایران بدون اطلاع قبلی به دادستان کل، عمل کرده و خدمات را به ایران در نقض تحریمهای آمریکا و (برای) توطئه ارائه کرده‌اند. هر دو متهم در ۹اوت به‌دنبال شکایات جنایی صادر شده از طرف دادگاه ناحیه کلمبیا دستگیر شدند. آن شکایات امروز علنی شدند.
بنا ‌به کیفرخواست در ماه ژوئیه ۲۰۱۷ یا حوالی آن دوستدار Doostdar از ایران به آمریکا سفر کرده تا که اطلاعات جاسوسی در مورد نهادها و افرادی که دولت ایران به‌عنوان دشمن آن رژیم تلقی می‌کند از جمله منافع اسراییل و یهودیان و افراد وابسته به ‌ام.ئی.کی گروهی که از سرنگونی دولت کنونی ایران حمایت می‌کند، جمع‌آوری کند.
در ۲۱ژوئیه ۲۰۱۷ دوستدار روهر چاباد هاوس Rohr Chabad House یک نهاد یهودی در شیکاگو را شناسایی کرده که شامل گرفتن عکس از اقدامات امنیتی حوالی این تأسیسات بوده است.
در ۲۰سپتامبر قربانی متهم است که در تظاهرات ام.ئی.کی شرکت کرده و در خلال آن از افراد شرکت‌ کننده در این تظاهرات علیه رژیم کنونی ایران عکس گرفته است.
در دسامبر ۲۰۱۷ یا حوالی آن دوستدار از ایران به آمریکا بازگشته و با قربانی در منطقه لس‌آنجلس تماس می‌گیرد. در خلال ملاقات دوستدار به قربانی حدود ۲۰۰۰دلار نقد می‌پردازد و قربانی به او ۲۸عکس برداشته شده از تظاهرات ام.یی.کی در سال ۲۰۱۷ می‌دهد که بسیاری از آنها دارای دستنویس شناسایی افرادی بوده که در عکس‌ها بوده‌اند. این عکس‌ها همراه با رسید ۲۰۰۰دلاری در چمدان دوستدار پیداشد که مخفی شده بود در حالی که او در ترانزیت فرودگاهی در آمریکا در بازگشت از ایران در دسامبر ۲۰۱۷ بود.
کیفرخواست همچنین متهم می‌کند که قربانی بعد از مطلع ساختن دوستدار که برای انجام یک بریف توجیهی حضوری می‌خواهد به ایران برود، حوالی مارس ۲۰۱۸ به ایران رفته است.
بعد از آن حوالی ۴ماه مه قربانی در کنوانسیون ایران آزاد برای حقوق‌بشر مربوط به ام یی کی در سال ۲۰۱۸ در واشنگتن دی.سی شرکت می‌کند . در خلال کنفرانس قربانی از سخنرانان و حضار عکس برمی‌دارد که شامل هیأتهایی از سراسر آمریکا بوده‌اند.
در ۱۴مه دوستدار با قربانی تماس می‌گیرد تا که شیوه‌های سری را که قربانی برای تهیه این اطلاعات برای ایران باید استفاده کند را توضیح دهد.

۱۳۹۷ مرداد ۲۸, یکشنبه

ایران - چرا خامنه ای برای انکار بن بست به وقاحت متوسل می شود؟ گفتگو با محمد علی توحیدی برگرفته از سایت مجاهد

چرا خامنه‌ای برای انکار بن‌بست، به وقاحت متوسل می‌شود؟ 

گفتگو با محمدعلی توحیدی


سؤال: حرف مشخص خامنه‌ای در سخنرانی روز دوشنبه‌اش این بود که در نظام و همینطور در بحران اقتصادی که گریبان‌گیر رژیم است، هیچ بن‌بستی وجود ندارد. روحانی هم مشخصاً در حراج دریای خزر و این خیانت ملی، گفت رژیم امنیت ملی به‌دست آورده است. حالا شما انتخاب کنید که از کدام یکی شروع کنیم؟
محمدعلی توحیدی: من فکر میکنم از قصه یک ملای حقه‌باز شروع کنیم که به هر دوتای اینها میخورد. معروف است که ملایی داشت وارد شهری میشد. او را که یک بار مشکوک داشت، گرفتند. مرزبانان گفتند «باری که شما میبری چی‌یه؟». گفت «سیاهدانه». گفتند «بوی باروت میده؛ به‌نظر باروته». گفت «نه، سیاه دانه است». بار را باز کردند و دیدند که باروت است و بوی شدیدی هم میدهد. ولی ملا همچنان انکار میکرد. مقداری از باروت را گرفتند زیر ریش ملا و کبریت زدند و آتش گرفت. ریش و صورت ملا سوخت و سیاه شد. به او گفتند «ببین!». گفت «سیاه شده دیگه؛ گفتم که سیاه‌دانه است»! یعنی با ریش سوخته و سیاه شده هم از رو نمی‌رفت
حالا داستان هر دوی اینها به این حکایت میخورد. خامنه‌ای به‌قول شما حرفش این بود که بن‌بستی در نظام وجود ندارد؛ به‌خصوص بحران اقتصادی را که گفت، دلیلش نامه ۳۸نفر از اقتصاددانهای دستگاه خودش بود که در ۱۵مرداد منتشر شد. نامه‌یی سر گشاده است که به روحانی نوشتند و برای عموم هم منتشر شد. خامنه‌ای گفت این نامه به‌دست من رسیده است. مطالبی هم سر وضعیت اقتصادی کشور گفت. چند تا هم راه‌حل داد. حالا به این دلیل که راه‌حل هم داده‌اند و نویسندگان نامه هم از همین دستگاه دولت هستند، پس این نشان میدهد که بن‌بستی وجود ندارد
در این نامه۱۰-۱۲راه‌حل داده‌اند. حالا اگر کسی نامه را مطالعه کند و به او بگویند که این نامه را شما در یک کلمه خلاصه کن، به‌نظر من غیر از کلمه «بن‌بست»، چیزی در نمی‌آید. نامه‌یی خیلی واضح است. حتی در یک جمله‌اش به‌صراحت میگوید «نظام تصمیم‌گیری کنونی به‌هیچ‌وجه قادر به حل و فصل مشکلات کنونی نیست». حالا خامنه‌ای این نامه را کرده سیاه دانه و میگوید این نشانه این است که بن‌بستی وجود ندارد
در مورد روحانی هم قضیه از این هم واضح‌تر است. روحانی بعد از این همه اعتراضات و شعار‌های مردم در خیابانها و غارت‌شدگان که فریاد میزدند «خزر را فروختید، بای دادید، تاراج کردید»، آمد در جلسه هیأت دولت و گفت که «نه، چیزی نشده. خیلی مسائل مانده. ما امنیت ملی به‌دست آوردیم»! حالا برای روحانی، خامنه‌ای و خمینی اصلاً کلمه «ملی» یعنی فریب. یک زمانی میگفتند این کلمه فریب است. مصدق هم چون از ملی و ملی بودن میگفت، فریبکار بود! حالا این‌جا تاراج خزر شده است امنیت ملی!
بسیار روشن است که برای امنیت نظام خودشان و برای بقای خودشان، مذاکرات کرده‌اند. آن چیزهایی را هم که ناتمام گذاشته‌اند، همان چیزهایی هستند که بای داده شده است. یعنی حداقل تعیین‌تکلیف هم نشده است. حالا این را باز هم تبدیل کرده به سیاه‌دانه که ما چیزی بای ندادیم! این هم داستان روحانی
بسیار جالب است که خامنه‌ای در این هفته یا ده روز گذشته، دو بار دیدار جور کرده است که حرفهایش را بزند. در هر دو دیدار، حرفش این است که بن‌بستی وجود ندارد. یک دیدار محدودتری هم داشت که معلوم نبود تاریخش کی بوده است. در این دیدار گفته بود «بروید به همه بگویید که بن‌بستی وجود ندارد»! خوب، دوبار آدم‌هایت را جمع میکنی که بگویی بن‌بستی وجود ندارد؛ این هم باروت قضیه است. بنابراین حرفهای این دو نفر چنین وضعیتی دارد

سؤال: در مورد نامه و محتوای آن که تأکید دارید بیانگر بن‌بست رژیم در مسائل اقتصادی است، ممکن است کمی توضیح دهید؟
محمدعلی توحیدی: این نامه را البته باید کامل خواند؛ چون نمی‌شود فقط در یک برنامه درباره‌اش صحبت کرد؛ ولی من یک جمله‌اش را برای شما خواندم. همان جمله کلیدی و اصلی‌اش که میگوید «نظام تصمیم‌گیری کنونی به‌هیچ‌وجه قادر به حل و فصل مشکلات کنونی نیست». در محتوا هم مضمون برخی از عبارتهای اول نامه‌این است که «با ناکارآمدی‌هایی مواجه هستیم که محصول تمامی ارکان حاکمیت است و نه فقط دولت». نامه را خطاب به روحانی می‌نویسند، اما فقط هم روحانی نیست. اینها در دستگاهشان به‌اصطلاح جزء سیستم حرف می‌زنند و تصریح نمی‌کنند که بخش عمده بحران اقتصادی، بی‌حساب و کتابی اقتصادی، رانت اقتصادی و پول‌هایی که چپاول می‌شود، در دستگاه خامنه‌ای است. یک بار ۹۵میلیاردش را خبرگزاری رویتر نوشته بود که در ستاد اجرایی خامنه‌ای و زیر دستش هست؛ مثل آستان قدس و خیلی جاهای دیگر که دست خامنه‌ای است
در نامه تأکید می‌کنند که «نظام تصمیم‌گیری کنونی نمیتواند مسأله‌یی را حل کند». یکی از همینهایی که این نامه را امضا کرده، اسمش راغفر است؛ او دو ـ سه روز قبل دوباره گفته بود «نظام تصمیم‌گیری دولت و مجلس در مسأله ارزی به نفع جیب مافیای قدرت و ثروت عمل میکند». یعنی فساد اینطور در کل ساختار رفته و قادر به حلش نیستند. در نمونه‌یی دیگر همینها نوشته بودند که «استفاده از قدرت سیاسی» ـ قدرت سیاسی به‌قول خودشان یعنی خامنه‌ای، بیت خامنه‌ای و سپاه ـ «در ایجاد و اداره واحدهای خصولتی»
این ترمی است که اینها درست کرده‌اند. یعنی شرکتهایی که میخواستند خصوصی‌سازی کنند، همه را سپاه ـ و به‌قول روحانی «دولت با تفنگ» ـ گرفته است. به اینها میگویند «خصولتی» یعنی هم خصوص و از آن طرف هم دولتی! منتها به‌قول خودشان دولت سایه یا دولت خاکستری یا از این چیزها در جهت تأمین منافع شخصی و گروهی. در نتیجه، ترویچ فساد به واسطه گسترش اقتصاد رفاقتی! حضور و نفوذ یک دولت خاکستری در ارکان دولت اصلی همراه با تسلط بر دولت، این چیزها را ایجاد کرده است. اجرای دستوری خصوصی‌سازی برای تقسیم اموال و ثروتهای عمومی با هدف مال خود شخصی و گروهی
در این نامه میگویند «این وضعیت اقتصادی از جامعه سلب مالکیت کرده است». یعنی همه را به دست دستگاه قدرت داده است که اصلش خامنه‌ای و سپاه است. بعد ایجاد «رانت ارزی با تحمیل دستوری و جهش‌های گاه‌به‌گاه نرخ ارز توسط بخش خصولتی به اقتصاد کشور». یعنی بحران ارزی را میگوید که به‌صورت دستوری توسط همین بخش خصولتی ایجاد میشود. حالا در آن ماجرای دزدی هم که خودشان میگویند ۹میلیارد گم شده است! یک قلم ۹میلیارد دلار وسط این بحران اقتصادی و بی‌پولی و این مردم غارت‌شده، گم شده است! کجا رفته؟
حرفهایی که در این نامه هست، اینهاست. مفصل است. یک جمله دیگر هم بر سر همین غارت‌شدگان هست. میگوید «رشد بی‌سابقه مالی‌سازی اقتصاد، رشد قارچ‌گونه بانکها و مؤسسات مالی، تفوق فعالیتهای نامولد بر مولد، سلب مالکیت کالایی‌سازی خدمات اجتماعی نظیرآموزش، بهداشت، مسکن، حمل و نقل، انرژی و غیره و ارزانسازی نیروی کار» ـ یعنی فشاری که به معیشت کارگران می‌آورند ـ «پایین نگه‌داشتن حداقل دستمزدها و اضمحلال بخش خصوصی واقعی، اقتصاد ایران با یک بحران چند لایه و بسیار گسترده روبه‌روست. چند لایه و بسیار گسترده که امکان رویارویی غیربرنامه‌یی و اقدامات جزیی‌نگر و جزیره‌یی با آن وجود ندارد». حالا خامنه‌ای به این نامه اتخاذ سند می‌کند که بگوید به این دلیل بن‌بستی وجود ندارد! همین راغفر پریروز گفته بود که هم دولت و هم مجلس به نفع جیب مافیای قدرت و ثروت تصمیم میگیرند و کار میکنند

سؤال: با توجه به بحثی که کردید، صحنه‌هایی از دعوای دولتی‌ها و مجلس را که بیانگر همین وضعیت رانت‌خواری و دزدی است، بشنویم و بعد سؤالم را طرح می‌کنم
تلویزیون رژیم، ۱۷مرداد، گزارش مجلس، پور ابراهیمی: «در خصوص فرزندان آقای ربیعی که امروز می‌گویند اصلاً فرزندان من در ایران هیچ چیزی نیستند، می‌گویم بروند بررسی کنند که اگر وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه در خصوص کارهای اقتصادی، پرونده‌ عریض و طویلی شده‌اند که امروز مشکلات اساسی‌مان شده و ما را دچار بحران کرده است، اگر به شما چیزی ارائه نکرده‌اند، یک اسمی را الآن دادند که نمی‌خواستم نام ببرم؛ ولی آقای پزشکیان! خانمی به‌نام زهرا پزشکیان که مسؤل فاینانس شرکت پتروشیمی است، چه ارتباطی با شما دارند؟ شما جواب بدهید!»
پزشکیان: «اگر این حرف‌ها را آقای‌پور ابراهیمی می‌زند، می‌خواهید در بیاوریم که بچه‌های آنها و دار و دسته‌هایتان در این سیستم‌ها بیشتر درگیر هستند یا بچه‌های من؟»
علی ربیعی: «من نمی‌خواستم صحبت بکنم. والله نمی‌خواهم وارد مسائلی بشوم. یاد گرفتم که وارد مسائلی نشوم. آقای‌پور ابراهیمی! آیا شما آقای کهنوجی را می‌شناسید؟ اگر ایشان مدیر عامل مس می‌شد، مشکل شما با من این‌چنین ادامه پیدا می‌کرد؟»
آقای توحیدی! حالا که خامنه‌ای می‌گوید این نامه را خوانده‌ام و با صراحت تأیید می‌کند، آیا واقعاً دنبال این است که این راه‌حلها اجرا بشود و مسأله‌یی حل کند؟
محمدعلی توحیدی: به‌هیچ وجه! به‌هیچ‌وجه دنبال این نیست. جالب است آنجایی که تأیید میکرد، آخرش گفت که «من هم اینها را گفتم. قبلاً من اسم سالها را تعیین میکردم که امسال سال مبارزه با چی باشه یا امسال سال کالای ایرانی باشه، در این مثالها من اینها را قبلاً گفتم»
خامنه‌ای اگر می‌خواست ذره‌یی به سمت اجرای اینها برود، اول باید می‌گفت که این دولت خاکستری، خصولتی، سپاه، بیت خودش و این دستگاههای اقتصادی که تحت کنترل خودش هست، باید از این حالت خارج شود. بنابراین نه عملی است و نه او چنین کاری میکند. به‌هیچ‌وجه قصد چنین چیزی را ندارد

سؤال: وقتی خامنه‌ای تأیید میکند و میگوید این نامه را به روحانی هم نوشته‌اند و از همان اقتصاددانان جناح دولت هم هستند، آیا این باعث نمیشود که روحانی بیاید روی این مسأله سوار شود و روی حذف خصولتی‌ها و دولت تفنگ و همان چیزهایی که قبلاً هم مطرح میکرد، اصرار کند؟
محمدعلی توحیدی: خیر. اگر یک زمانی روحانی از این حرفها میزد، اوایل سال ۹۲بود که روی کار آمده بود. آن وقتها بارها از این حرفها میزد. اصلاً آمد داستان همین ارزی را که در این نامه میگویند و این‌که اینها چه‌کار میکنند، گفت. چون بخش عمده ارز از پول نفت به‌دست میآید. میگفت که با نیروی مسلح میرفتیم پای هواپیما ارزها را میآوردیم. بعد میبردیم یک جایی گونی‌گونی میکردیم و بخش عمده‌اش، بخش خوبش برای جاهایی و دستگاههایی می‌رفت. منظورش دولت با تفنگ و همینها بود. بعد ادامه داد که یک چندتا گونی هم به صراف‌ها میدادیم. روحانی امروز اصلاً آن حرفها را هم نمیزند؛ چه رسد به اینکه بیاید اینهایی را که شما میگویید، بگوید
جالب بود که این هفته حجاریان ـ که به‌اصطلاح از تئوریسینهای اینها بوده ـ مصاحبه‌یی کرده است. کسی که خودش قبلاً جلاد و شکنجه‌گر بوده و وزارت اطلاعات را ساخته است. با باند خاتمی بوده و الآن هم برای روحانی مثلاًًً تئوری میدهد. و مصاحبه‌کننده می‌گوید که روحانی و ادبیات دولتش، مانند رقبای انتخاباتی‌اش شده است؛ حالا چه با سعید جلیلی، چه با رئیسی. میگوید که روحانی امروز عملاً در مقابل شعارهای کمپین انتخاباتی‌اش قرار گرفته است. حجاریان میگوید «به اعتقاد من ادبیات جدید روحانی و دولتش ـ بالاخص پس از بحرانهای اقتصادی اخیر ـ دستوری است؛ یعنی به دولت القاء شده است که در شرایط استثناء یعنی مثلاًًً بحران اقتصادی، قانون میتواند تعلیق شود». یعنی شد غلامی که آب جوی آرد، آب جوی آمد و غلام ببرد! الآن روحانی دست‌بوس قاسم سلیمانی است. خودش همین دستگاههای فاسد را دعوت میکند. میگفت اینها دولت سایه‌اند که باید بیایند کاری بکنند. منظورش بر سر داستان خزر و این حرفها است
بنابراین خامنه‌ای اصلاً چنین گمانی نمی‌برد که روحانی بیاید بگوید پس بیاییم اینها را اجرا کنیم؛ چون به‌قول خودشان میگویند خودش دارد حرفهای رقبای انتخاباتی‌اش را میزند

سؤال: با اعترافی که در آن نامه به بن‌بست اقتصادی دارند و خامنه‌ای و روحانی هم این حرف‌ها را میگویند،آیا نمیتوانند این مسائل را درون خودشان حل کنند؟ چرا میآیند این نامه را برجسته و در جامعه مطرح میکنند؟
محمدعلی توحیدی: اینجا اتفاقاً یک موضوع مطرح است. اینها که مشکل و بحران و صورت مسألهشان اقتصاد نیست. در این نامه نوشته که بحران ارزی و اینجور چیزها را خودشان ایجاد میکنند. فساد ساختاری دستگاه را هم به‌عیان می‌بینیم که ناشی از چیست. اینها با یک صورت مسأله و یا مشکلی مواجه‌اند که مردم در خیابانها دارند آلترناتیو و راه‌حل براندازی و سرنگونی را اثبات میکنند. در واقعیتهای روز جامعه هم ناکارآمدی و فساد و درماندگی کامل بالاییها و نیز اعتراضات پایینی‌ها از وسط این برآیند حاصل می‌شود. یعنی سرنگونی و براندازی رژیم، صورت مسأله اصلی است. برای همین است که اقتصاد ایران با این رژیم راه‌حلی ندارد. بدون این رژیم راه‌حل پیدا میکند. منطقه و بحرانهای اینجوری هم با وجود این رژیم راه‌حلی ندارد؛ بلکه با سرنگونی این رژیم راه‌حل پیدا میکند. این موضوع الآن واقعیتی است که آمده بارز شده و دنیا می‌بیند. در خود جامعه هم مردم می‌بینند
بنابراین چون رژیم با این صورت مسأله مواجه است، به هر شکلی، با هر وقاحتی و با هر بیانی که اینها بگویند راه‌حلی در دستگاهشان هست، یک چیزهایی از قبیل همانهایی است که توضیح دادم. با این حرف‌ها می‌خواهند صورت مسأله اصلی را یعنی سرنگونی، آلترناتیو و جایگزینی واقعی را با این به‌اصطلاح راه‌حل‌های آلترناتیو بازی تحت‌الشعاع قرار بدهند
حالا باروت آتش گرفته و خامنه‌ای ریشش میسوزد. دیگر چاره‌یی ندارد جز این‌که همین‌ها را بگوید. چون هیچ حرفی برای گفتن ندارد. همین امروز هم در صحبتهای علم‌الهدی در نماز جمعه مشخص بود. میگفت «رهبر را انداخته‌اید وسط بحرانها. همه‌چی را هم می‌اندازید گردنش». خود خامنه‌ای هم اعتراف کرد که من بودم که برجام را اشتباه کردم
این وضعیت، رژیم را به جایی میرساند که از راه‌حلهای غیرواقعی و غیرعملی هم صحبت بکند. روحانی و خامنه‌ای تمام صحبتهایشان را اختصاص میدهند به اینکه راه‌حلی وجود دارد. چرا؟ برای اینکه هر چقدر میتوانند این صورت مسأله واقعی را تحت‌الشعاع قرار بدهند. دعوای اصلی سیاسی‌شان با کس دیگری و با جای دیگری است که اینها را مطرح میکنند. بنابراین اینها از این بازیها سود نمیبرند.کما اینکه کلمه «ملی» و این حرفهایی که میزنند، به اینها تحمیل شده است. این تحمیل هم به‌خاطر فضای جامعه است؛ برای فضایی است که آلترناتیو دموکراتیک و انقلابی و ملی و اصیل ایجاد کرده است. به‌قول آن پاسدار ولایت خامنه‌ای که گفت «ادبیات مجاهدین، خودش را بر فضای مجازی تحمیل کرده؛ حتی توی خانه‌های ما». در نتیجه میآیند از این چیزها صحبت میکنند. خامنه‌ای هم که میآید آن حرف‌ها را می‌زند، می‌خواهد آن راه‌حل واقعی و اصلی و مطرح براندازی و آلترناتیو و جایگزین را تحت‌الشعاع قرار بدهد