۱۳۹۶ اسفند ۳, پنجشنبه

Iran news in brief, February 22, 2018

قیام ۹۶ و فعالیتهای اویاک در آمریکا

ایران - فریب های شناخته شده خامنه ای برای گریز از شرایط موجود و قیام : بقلم : طیبه داوری

فریب های شناخته شده خامنه ای 
برای گریز از شرایط موجود و قیام

ولایت فقیه برای گریز از وضعیت لاعلاج موجود تجمع مسالمت آمیز دراویش گنابادی را با فریب های خاص آخوندی به خاک و خون کشید و به دستگیری گسترده دست زد حتی اتوبوس را از میان مردم و پلیس عبورداد که با کشته شدن نیروی انتظامی و پلیس دستش برای دستگیری و کشتار دراویش باز باشد ...حال آنکه دراویش با وجود ممنوعیت ها و فشارهای رژیم ایران پیوسته مسالمت آمیز رفتار کرده اند دستگییری و ضرب و شتم و فشارهای ملایان هدفی جز ایجاد رعب و وحشت و پائین آوردن شعله قیام مردم ندارد. ملت ایران ۴۰ سال است تحت فشارهای طاقت فرسا هستند و حرفی جز سرنگونی تمام عیار ملایان حاکم برایران نداشته و
ندارند 

فریبکاریهای خامنه ای برهمگان و برای ملت ایران روشن است و فریب شناخته شده است که گریبان خودش را میگیرد ...ملت ما حق دارند در برابر دیکتاتور و قوانین فاشیست مذهبی حاکم بر ایران شورش و قیام کنند و علیه وضعیت مرگزای موجود شورش کنند...ما دستگیری وحشیانه و غیرقانونی هموطنان دراویش بویژه زنان دراویش را بشدت محکوم می کنیم واز مراجع بین المللی و ذیصلاح خواستارتوجه و  رسیدگی و آزادی فوری همه دستگیر شدگان  و اقدام عملی عاجل برای نجات جان انها هستیم 


۱۳۹۶ بهمن ۳۰, دوشنبه

ایران - هروقت گفتند پنیر، تو سرتو بذار بمیر بقلم: طیبه داوری


خامنه ای نه فقط دیرهنگام نیامد کلی گویی و سفسطه و مغلطه معمولش را با تناقض گویی و گنده گویی فوق متناقض بیرون ریخت روی سخنش قبل از همه دلداری به فرد خودش بود بگو ترا چه به عدالت ننگ و نکبت بشر را چه به انتقاد عذربدتراز گناهت هم بقول پیک شادی مال عمه ات آخر دجال ضد دین و ضد مردم را چه به شکوه مردم شنیدن ...مردم شکوه ندارند کوه خشم و عصیان و شراره های آتش اند که دنیایتان را به آتش می کشد بهترین کار اینست که جول و پلاست را جمع کنی و فرار را بر قرار ترجیح دهی 


۱۳۹۶ بهمن ۲۳, دوشنبه

ایران- حفوق بشر یک انسان یک مدافع و یک صدای بی صدایان را از دست داد



 عاصمه جهانگیردر میان  انبوه پرونده های حقوق بشرو درمیان انبوه درد و رنج قربانیان و درمیان انبوه فریادها و صداهای پاسخ نگرفته و صدها داستان و قصه ناتمام شنیده و ناشنیده نا بهنگام ازاین جهان خاکی رخت بربست و بدیاردیگری سفرکرد ...در این سفر اگرچه کاغذ و نامه ای و ناله ای و فریادی را با خود نمی بریم اما پاسخ آنها را تعهد آنها را و دنبال کردن آنرا بردوش داریم آری این تعهد ماست پیمانی برای پاسخگویی به دردهای بشر و احساس درد مشترک .#حقوق_بشر مرز نمی شناسد حد جغرافیایی ندارد و این تعهد بردوش ماست به انسان هایی که با وجدان بیداردرخدمت حقوق انسان اند و عاصمه_جهانگیر از آن جمله زنان سخت کوش برای احقاق حقوق بشر بود و درراستای خدمات انسان دوستانه و حمایت از آزادگان و آزاداندیشان بارها در دفاع از حقوق زندانیان سیاسی در زندانهای مخوف ولایت فقیه و در برابرنقض حقوق بشر درمقابل رژیم دیکتاتورمذهبی ایران اشغال شده قاطعانه موضعگیری نمود وبا افشای ماهیت  ضدبشری ملایان از حقوق مردم بجان آمده از ستم فاشیسم مذهبی دفاع  نمود اما هرگز کارگزاران و عمال رژیم دربرابر تقاضای او برای بازدید از زندانها و وضعیت مرگبار زندانیان تن نداد و با او بمثابه دشمن قسم خورده به مقابله پرداخت 

ایران - همسویی با اپوزیسیون اصلی رژیم ایران به نقل ازنشریه کنگره آمریکا سایت مجاهد

نشریه کنگره آمریکا:‌ سیاستگذاران ایالات متحده با ابراز همسویی با اپوزیسیون اصلی رژیم ایران باید از قیام مردم ایران حمایت کنند


#ریموند_تنتر مشاور امنیت ملی سابق #آمریکا و ایوان ساشا شیهان مدیر برنامه مطالعات عالی در روابط بین‌الملل و امنیت انسانی در دانشگاه بالتیمور طی مقاله‌یی که روز یکشنبه 22بهمن در نشریه هیل وابسته به کنگره آمریکا درج شده ازجمله نوشتند: پیونگ یانگ تنها رژیم سرکوبگری نیست که دولت ترامپ باید با آن برخورد کند، رژیم ایران نیز وجود دارد. شرایطی که رژیمهای سرکوبگر کره شمالی و ایران دارند کاملا متفاوت هستند: پیونگ یانگ ایزوله شده و زیر فشار نیروهای خارجی  است. اما تهران با بزرگترین قیام های داخلی از سال 2009 مواجه است.
عملکردهای سرکوبگرایانه تهران نسبت به تظاهر کنندگانی که برای آزادی می‌جنگند ، رژیم را در موضع دفاعی در برابر رویکرد تهاجمی واشینگتن قرار داده است. علاوه بر این، اتحاد دو حزبی آمریکا در حمایت از تظاهر کنندگان ایرانی، حاکمان مذهبی رژیم را به‌شدت نگران کرده است و چشم‌انداز انقلاب مردم ایران را هر چه بیشتر بارز کرده است...
تهران مدت هاست که از خواست جهانی برای اداره امور حکومت بشکل درست رویگردان بوده است. اما این تاکتیک حقیقت کمتر شناخته شده تری را برجسته می‌کند که آن را از دیگر رژیمهای سرکش، ازجمله کره شمالی متمایز می‌کند: تهران بیش از این‌که از تهدیدات خارجی بترسد- از تهدیدات داخلی در ترس و نگرانی به‌سر می‌برد، حتی تهدید از سوی نیروی پیشگیرانه.
عالمان سیاسی می‌دانند که بازدارندگی، سیاست تهدید، جلوگیری از نفوذ و تغییر رژیم از درون نیازمند شرایط متفاوتی  است و یک انقلاب نرم نیازمند عاملی فعال و قابل اتکا می باشد که بتواند این امر را محقق نماید.
تحریمها و دیپلماسی فشار برای کاهش تهدیدات که از پیونگ یانگ می رسد بسیار حیاتی هستند زیرا هیچ مخالف درونی وجود ندارد که بتواند به رهبر عزیز ضربه زند. اما این امر در مورد تهران صادق نیست، چرا که تغییر رژیم به‌دست مردم یک گزینه روی میز است.

سیاستگذاران ایالات متحده علاقه‌مند به استفاده از اهرم نارضایتی در خیابان های ایران، باید از قیام مستمر ضد رژیم حمایت کنند. اما چطور؟ با ابراز همسویی با #اپوزیسیون اصلی رژیم حاکم مذهبی، یعنی  #شورای_ملی_مقاومت_ایران. یک تحقیقات انجام شده توسط کمیته سیاست‌گذاری ایران در سال 2013 نشان داد، تهران اهمیت بسا بیشتری به این جنبش اپوزیسیون می‌دهد تا به همه گروه‌های مخالف دیگر به‌طور سرجمع.
تغییر رژیم به‌صورت معتبر و در کادر ایران شامل توانمندسازی، شناسایی و همبستگی با اپوزیسیون دموکراتیک اصلی این رژیم صورت می‌گیرد و نه نادیده گرفتن آن و یا اشغال گری.
دیپلماسی فشار و تحریمها در کاهش تهدیدات ناشی از پیونگ یانگ و رژیم  ایران مؤثر بوده‌اند. اما تغییر رژیم از درون، مسیر سومی را در میان گزینه رویارویی نظامی و مماشات تنها در ایران ایجاد می‌کند.
در واپسین روزهای بازیهای زمستانی، واشینگتن باید توجه رسانه‌ها را نسبت به رژیم سرکش در پیونگ یانگ جلب نماید تا بتواند در مورد تحقیقات نویسندگان درباره این‌که بهترین شیوه برای مقابله با شریکش در تهران چیست دست یابند.

۱۳۹۶ بهمن ۱۹, پنجشنبه

ایران - تجدید عهد با عاشورای مجاهدین و رهروان عاشورای کربلا


شهدای والامقام عاشورای مجاهدین


سالروز عاشورای مجاهدین ۱۹ بهمن۱۳۶۰ پیام آور تعهدی نو در فدای حداکثر و در رزمی بی امان برای تحقق سرنگونی و رهایی ملت نجیب و شریف ایران که گوهرهای فراوان هدیه انقلاب کرد درود بر پیشقراولان و دلدادگان راه مردم و برای مردم درود بر شهدای ۱۹ بهمن که فصلی نو تابلویی بی غش و مسیری روشن و راه رستگاری را در کتاب مقاومت نوشتند و نقشه مسیرزندگی شرافتمندانه را برای عاشقان مردم سرشتند و مبارزه را اینچنین شیرین و گوارا کردند درود بر مشعلداران مجاهدان که راه را فروزان کردند و در عاشقی درسی نو همچون پیشوایان خود مولا 
یمان علی و سردار شهیدان حسین بما آموختند هیهات مناالذله

شهید اشرف رجوی




درود بر اشرف زنان مجاهد خلق اشرف رجوی سمبل عشق وعاطفه آموزگار صبر وشکیب یاوری بی نام و نشان اول کوثرمجاهدین بیرنگ و فدایی مردم ...وصف او را تنها از زبان برادر مسعود باید شنید


سردارشهید موسی خیابانی



درود بر سردار کبیر خلق موسی خیابانی سمبل وفا عباس علمدار آموزگار شهامت و نجابت یلی به عظمت کوه البرز فروتنی آزاده چون سرو یاوری بلاجایگزین درحضور و در حضر ...وصف او را تنها از زبان برادر مسعود باید شنید...

۱۳۹۶ بهمن ۱۶, دوشنبه

ایران - استقبال مریم رجوی الدکتور ریاض یاسین سفیر جمهوریه الیمن فی فرنسا


استقبال مریم رجوي الدکتور ریاض یاسین سفير جمهوریة الیمن

 في فرنسا وزیر الخارجیة الیمني السابق



استقبلت مریم رجوي یوم الأربعاء‬ 31 ینایر 2018 في مقر اقامتها في اوفيرسوراواز الدکتور ریاض یاسین سفير جمهوریة الیمن في فرنسا وزیر الخارجیة والصحة السابقین.
وأکد السفير الیمني في اللقاء دعم الیمن حکومة‌ وشعبا للانتفاضة الشجاعة للشعب الإیراني ضد دکتاتوریة الملالي وقدم شکره للمجلس الوطني للمقاومة الإیرانیةعلی مواقفه ضد سیاسة نظام ولایة الفقیه لتصدیر الرجعیة والإرهاب وتدخله العدواني في دول المنطقة منها الیمن وقال إن انتصار المقاومة لا یجلب للشعب الإیرانی الحریة والتقدم فقط وانما یبشر بالسلام والصداقة في المنطقة وخلاص الدول الإسلامیة من شر النظام.
وتقدمت مریم رجوي بشکرها علی تضامن الحکومة والشعب الیمنیین مع انتفاضة الشعب الإیراني الضائق ذرعا حیث اجتاحت بسرعة 142 مدینة وطوت اسطورة اقتدار النظام وأثبتت عزیمة الشعب الإیراني لإسقاط الدکتاتوریة البائدة غیر المشروعة الحاکمة في إیران.
وإذ نوّهت بمواقف المقاومة الإیرانیة علی مدی ثلاثة عقود مضت بوجه السیاسات العدوانیة والتدخلیة لنظام الملالي الإرهابیة وقالت إن هذه التدخلات تأتي بهدف حفظ سلطة نظام غیر مشروع بقي علی الحکم بممارسة القمع والإعدام وبالاعتماد علی تصدیر الأزمات إلی خارج الحدود. کما أدانت تدخلات نظام الملالي في الیمن ونوایاه الشریرة ضد الشعب الیمني والتي تأتي في خرق سافر لقرار مجلس الأمن الدولي 2216 مؤکدة‌ ضرورة إبداء المجتمع الدولي وجامعة الدول العربیة ومنظمة التعاون الاسلامي، الصرامة والحزم تجاه هذا النظام العدواني.

ایران - گفتگو با مهدی ابریشمچی ( مرور دوباره گفتگو حول سرفصلهای کهکشان ، هجرت و ....)



گفتگو با مهدی ابریشمچی  
(مرور دوباره گفتگوحول سرفصلهای کهکشان هجرت و...)

مهدی ابریشمچی

مهدی ابریشم‌چی: این پیروزی بزرگ قبل از هر چیز، جای تبریک و هزار تبریک به مردم ایران دارد؛ زیرا یک پیروزی بزرگ ملی و میهنی برای مردم ایران و بر ضد رژیم ضدبشری آخوندی بود. در واقع باید بگوییم نقطه به ثبت دادن بسیاری از پیروزیهای مقاومت و شکست‌های رژیم بود. به همین دلیل، واقعاً خدمت هموطنان عزیز، همه کسانی که در داخل و خارج کشور دست‌اندرکار بودند و برای برگزاری پیروزمند این گردهمایی بزرگ با تمام قوا بسیج شده و تلاش کردند، تبریک عرض می‌کنم.
این گردهمایی در تاریخ مبارزات مردم ما به‌لحاظ سیاسی یک نقطه عطف بود. دلیلش هم این است که هر چند این چهاردهمین سالگرد برگزاری این مراسم بود، ولی فکر می‌کنم همه ناظران و همه کسانی که در این مراسم حضور داشتند و بسیاری از مطبوعات که آن را منعکس نمودند، اعتراف کردند که این گردهمایی از ابعاد مختلف، دارای برجستگی‌های جدی و ویژه‌یی بود. اولین ویژگی برجسته این گردهمایی، ایجاد ارتباط با خواهران و برادران اشرفی بود که در گردهمایی حضور پیدا کردند و چشم مردم به جمال آنان روشن شد. حضور فرماندهان و نکاتی که گفتند، دودی بود به چشم رژیم ضدبشری آخوندی و نوری بود به چشمان مردم ایران و دوستداران آزادی؛ آنهایی که نگران این فرزندان مقاوم و مبارزشان بودند.
بحث در مورد ابعاد گردهمایی ویلپنت (کهکشان) مجال ویژه‌یی می‌خواهد. من اگر بخواهم سرتیترها را بگویم و عبور کنم، حضور گستردة‌ جوانان ایرانی در این گردهمایی برایم جدید بود. خیلی از شرکت‌کننده‌ها رفتند و از نزدیک دیدند که چقدر چهره‌های جدید و جوان ایرانی در این جلسه حضور داشتند. من برخی از گزارشات را گوش می‌کردم؛ واقعاً برگزاری بسیار بسیار منظم و سازمان‌یافته این گردهمایی چشمگیر بود؛ آن هم در باران شدید. گویا باران سیل‌آسا می‌خواست اراده هموطنان ما را به آزمایش بکشاند. باران هنگامی درگرفت که یک‌عده از هموطنان ما می‌خواستند داخل سالن شوند. یک‌ عده داخل شده بودند و بازرسی‌های امنیتی به بهترین وجه اداره شد. نظم و دیسیپلین آن چشمگیر بود.
برگزاری این مراسم با توجه به توطئه‌های رژیم برای اخلال در ‌آن، یکی دیگر از ابعاد این گردهمایی و نشانه موفقیت آن بود. من با خیلی از شخصیت‌های خارجیِ شرکت‌کننده در گردهمایی صحبت کردم. برای همه‌ آنها نظم جلسه، قابل‌توجه بود. شرکت و حضور پرشور هموطنان خستگی‌ناپذیر تا بیش از 10ساعت، نشان می‌داد که آنها چقدر مشتاق آزادی هستند و چقدر به ایران آزاد فردا عشق می‌ورزند.
من به‌خصوص می‌خواهم به زندانیان مقاوم و مشارکت آنان و فراخوانهایی که از داخل سیاه‌چالها برای شرکت در گردهمایی دادند، تبریک بگویم. اینها همه از ابعاد چشمگیر این مراسم هستند.

سوال:‌ برخی از وجوه این گردهمایی گفته شد. خوب است در وجه سیاسی و پیامی که با خود داشت، تأمل کنیم. پیام سیاسی این گردهمایی چه بود؟
مهدی ابریشم‌چی: تردیدی نیست که از 
30خرداد گذشته تاکنون، سال شکست‌های بزرگ رژیم و سال پیروزیهای بزرگ مقاومت بود. در یک کلام، این گردهمایی موفق شد پیروزیهای مقاومت و در نقطة‌ مقابل شکست‌های رژیم را به منصة‌ ظهور برساند و در معرض دید جهانیان قرار دهد. این گردهمایی توانست تعادل قوای بین مقاومت و مردم ایران از یک‌سو و رژیم آخوندی را از سوی دیگر، به نفع مقاومت و علیه رژیم ضدبشری آخوندی به نمایش بگذارد.
خیلی خلاصه اشاره کنم که سالی که گذشت، سال شکست‌های رژیم بود. در رأس این شکست‌ها، انتخابات رژیم قرار دارد. انتخابات، نقطه شکست فاحش رژیم بود. ولی‌فقیه با سر به زمین خورد. این انتخابات نه تنها مسأله‌یی از این رژیم حل نکرد که برای آن مسأله تولید کرد. مردم ایران شاهد هستند که بلافاصله بعد از این انتخابات، جنگ گرگ‌ها و شقه به وضعیت اسفباری رسید. در مقابل این وضعیت، جنبش دادخواهی قرار دارد. برای مردم ایران روشن شد که این جنبش دادخواهی بود که فرش را از زیر پای ولی‌فقیه در انتخابات کشید و او با مخ به زمین آمد؛ زیرا روی جلادی خونریز به اسم رئیسی سرمایه‌گذاری کرده بود.
من واقعاً به جوانان ایرانی در داخل کشور و به هسته‌های مقاومت درود می‌فرستم که به‌عنوان طرف سوم در این انتخابات شرکت داشتند و توانستند خون آن 30000شهید قتل‌عام را به شمشیری تبدیل کنند و انتخابات رژیم را به شکست کشاندند. این شمشیر باعث شقه رئیسی و روحانی شد. البته بگو مگوها و مناظره‌ها بلافاصله خون شهیدان را در این قضیه به پای شیاد هم ریخت. این شکست و این پیروزی، در گردهمایی ویلپنت خودش را بارز کرد.
در نقطه مقابل شکست رژیم، مقاومت ایران توانست هجرت بزرگ را سازمان دهد. این عملیات پیچیده و در عین‌حال حساس و پیروزمند، توانست خواهران و برادران اشرفی ما را پس از سالها مقاومت و ایستادگی در اشرف و لیبرتی به آلبانی منتقل کند. خوشبختانه آنها در این گردهمایی حاضر و ناظر بودند و ما سخنان فرماندهان آنها را شنیدیم. همه‌ جهانیان دیدند که ارتش آزادی ایستاده و با قامت برافراشته، مصمم و یکپارچه حضور دارد و از زبان فرماندهانش فریاد می‌زند:‌ «ما زن و مرد جنگیم ـ بجنگ تا بجنگیم». این پیروزی و در نقطه مقابل آن شکست رژیم در انتخابات را همه دیدند.
وقتی از پیروزیهای مقاومت و شکست رژیم صحبت می‌کنیم، باید گفت یکی از شکست‌های دیگر رژیم شکست سیاست جهانی مماشات بود. این سیاست که بزرگترین خدمت را علیه مقاومت به رژیم کرده بود، به سرانجامی رسید. در سال جدید، سیاست غالب جهانی و سیاست غالب آمریکا مماشات نیست. این چرخش طبعاً علیه رژیم و به نفع مقاومت است. ما بارها تکرار کرده بودیم که مماشات با این رژیم به جایی نخواهد رسید. گفته بودیم که «افعی هرگز کبوتر نخواهد زائید». لااقل بخش بزرگی از این جهان به این واقعیت رسید. اگر نگوییم این سیاست به پایان رسید، ولی به‌طور جدی تغییر کرد. به‌دنبال این چرخش، در سیاست منطقه‌یی نیز تغییر به‌وجود آمد. یک ائتلاف منطقه‌ییِ ضد رژیم با شرکت کشورهای عربی ـ اسلامی شکل گرفت. آمریکا نیز در این ائتلاف شرکت کرد. اگر ‌چه در گذشته نیز مناسبات مثبتی بین این کشورها با رژیم ـ به‌دلیل دخالت‌هایش در امور داخلی آنها ـ وجود نداشت، اما به جایی رسید که یک قطب‌بندی در منطقه به‌وجود آمد. این ائتلاف، رژیم را به‌عنوان عامل مرکزی صدور تروریسم، بنیادگرایی و جنگ‌افروزی به‌رسمیت شناخت. این واقعیت طبعاً علیه رژیم است و برای مقاومت راهگشا می‌باشد.
در سخنرانی بسیار بسیار زیبای خواهر مریم روی این موضوع انگشت گذاشته شد و گفته شد که روی سه نقطه پافشاری می‌کنیم:
«سرنگونی این رژیم ضروری است.
این سرنگونی در دسترس است.
آلترناتیو این رژیم حی و حاضر است که بتواند این امر را به پیش ببرد».
گردهمایی ویلپنت، شکست‌های رژیم و پیروزیهای مقاومت را متبلور کرد و تغییر تعادل‌قوا را نشان داد. تمام شخصیت‌های نامدار سیاسیِ شرکت‌کننده در این گردهمایی، از 5قاره جهان با مقاومت ایران همصدا بودند. آنها راجع به ضرورت سرنگونی و امکان آن و نیز راجع به مقاومت به‌عنوان آلترناتیو صحبت کردند. بنابراین بروز سیاسی این واقعیت، فقط یک بروز ایرانی نبود، جنبه‌ بین‌المللی داشت.
البته ن فکر می‌کنم بهترین دلیل برای این امر، سوز و گدازهای رژیم و مواضعی بود که گرفت و هنوز هم ادامه دارد. هنوز زخمی که از این بابت بر تن رژیم نشسته، داد او را درآورده است.

سوال:‌ شما گفتید این گردهمایی تغییر تعادل بین مقاومت و رژیم را بارز کرد. سؤال بعدی این است که این تغییر دوران و تغییر تعادل‌قوا چطور می‌تواند به تهدید موجودیت رژیم در شرایط کنونی تبدیل شود؟ آیا جوشان بودن شرایط و‌ شکست‌های رژیم، برای شکست نهایی آن و پیروزی نهایی مقاومت کافی است؟
مهدی ابریشم‌چی: این تغییر و تحولات ـ چه در زمینة‌ آمادگی اجتماعی، چه به‌لحاظ وضعیت رژیم و مقاومت ـ لازم است ولی کافی نیست. برای تغییر نهایی و سرنگونی، بی‌تردید دخالت فعال مقاومت، ارتش آزادی و تلاش فعال همه‌ دست‌اندرکاران سرنگونی رژیم لازم است. من قبل از این‌که به پاسخ مشخص سؤال شما بپردازم، باید بگویم که هموطنان ما در داخل و خارج کشور توجه کنند که ما نباید فراموش کنیم خودمان شرایط را به این نقطه رسانده‌ایم.
اگر مقاومت مردم ایران نایستاده و تلاش‌هایش را نکرده بود، اصلاً صحنه این نبود که امروز هست. تغییر تعادل به‌طور خودبخودی ایجاد نشده است. مثال‌های بارزی در این زمینه وجود دارد. چه کسی جام‌زهر اتمی را به حلقوم این رژیم ریخت؟ مقاومت مردم ایران. این مقاومت قیمتش را داد، اعدام شد و به‌سختی تلاش کرد. هموطنانی از داخل رژیم و سوراخ ـ سمبه‌های آن، اطلاعات اتمیش را ـ که می‌خواست از چشم جهان بپوشاند ـ به مقاومت رساندند و افشا شد. اگر اینها نبود، خیلی از قدرتهای بزرگ رسماً منکر می‌شدند و می‌گفتند تمام شد. اگر مقاومت ایران افشاگری نکرده بود، یک روز صبح جهان چشمش را باز می‌کرد و می‌دید که رژیم اعلام می‌کند اولین بمب اتمیش را ساخته است. آیا تعادل این‌طوری تغییر نمی‌کرد؟ آیا این به نفع رژیم و علیه مردم و صلح و ثبات منطقه و جهان نبود که یک رژیم تروریست، به خطرناک‌ترین سلاح مسلح شود؟ این کار را مقاومت کرد؛ کما این‌که جنگ ضدمیهنی بین ایران و عراق را چه کسی در نهایت به این نقطه رساند که رژیم مجبور شد همان موقع جام‌زهر آتش‌بس را سر بکشد؟
در اثر این تلاش‌ها بود که جهان آرام آرام پذیرفت که افعی کبوتر نمی‌زاید. آیا این خودبخودی بود یا یک مقاومت ایستاد؟ پیام ایستادگی‌ اشرفیانی که به این مراسم آمده بودند، چه بود؟ خلاصه کلام این است که ما و مردم ایران بودیم که تعادل‌قوا را به این نقطه رساندیم. این البته شرط لازم است، اما کافی نیست. ما باید با تلاش‌های گسترده در داخل و خارج کشور، این مسیر را تا سرنگونی ادامه بدهیم.
جنبش دادخواهی در انتخابات رژیم میوه داد. این جنبش ادامه خواهد یافت؛ چون شعار کشاندن سران این رژیم به پای میز محاکمه، مشروعیت این نظام و عملکرد داخلی و خارجی‌اش را به زیر سؤال می‌برد. شبکه‌های مقاومت در داخل کشور باید گسترش پیدا کنند. این امر ضروری است. باید این را انجام داد. کسی از مقاومت ما ـ که یک مقاومت مستقل است ـ همین‌طوری و بدون بها حمایت نمی‌کند.
همین الآن به‌طور مشخص پروژه‌یی به نام لیست‌گذاری س‍پاه پاسداران در دست مقاومت است؛ همین سپاه جهل و جنایت و جنگ‌افروزی در سراسر جهان. این تلاش باید با تمام قوا به پیش برود. طبیعی است که این اقدامات، رژیم را گام به گام به نقطة‌ نهایی نزدیک خواهد کرد. فرق این دوران با دوران قبلی این است که این رژیم از مرحلة‌ سال گذشته عبور کرده و به نقطه‌یی رسیده که هر پیروزی مقاومت، هزار برابر بیشتر از قبل به تشدید شقه و تضادهایش منجر می‌شود و آن را به سمت سرنوشت محتومش (سرنگونی) به پیش می‌برد.

سؤال: یکی از جلوه‌های این گردهمایی، حضور مجاهدان اشرفی از آلبانی بود. صحنه‌های بسیار بسیار با شکوه این حضور و پیام ویژه این ارتباط را چگونه توضیح می‌دهید؟
مهدی ابریشم‌چی: یکی از هموطنانمان به زیبایی گفت: «وقتی این عزیزان اشرفی را دیدیم دیگر دلمان نگران حفظ و حراست آنها نبود؛ بلکه با تمام قوا انرژی ما آزاد بود برای تهاجم»، من فکر می‌کنم این حرف اصلی است. شکی نیست که خواهران و برادران ما در اشرف ـ به‌خصوص طی 14سالی که گذشت ـ شعله مقاومت را روشن نگهداشتند. مطمئن نیستم جهان تا کجا نسبت به آن رنج و ایستادگی خبردار شده باشد. آنها ثابت کردند که می‌شود بدون سلاح هم در برابر دشمن غداری مانند رژیم، ایستاد و با قیمت دادن، آن را شکست داد. بله، ایستاد، مقاومت کرد، کمر خم نکرد و سرو قد و برافراشته جنگید و جنگید. 14سال مقاومت! این داستانی بود که اشرفی‌ها آن را اثبات کردند. به یمن تلاش‌های اشرف‌نشانان و خواهر مریم، راه برای هجرت بزرگ هموار شد و این پیروزی به‌دست آمد.
واقعیت این است که وقتی برگزیده‌ترین فرزندان این میهن، سرمایه‌های مبارزة‌ مردم ایران در زیر تهدیدات رژیم آخوندی بودند، خواه ناخواه محتوای اصلی تلاش‌ها در راستای حفظ و حراست آنها بود. به‌دلیل ضرباتی که مقاومت به رژیم وارد کرد و نیز به‌علت پیروزیهایی که در صحنة‌ بین‌المللی به‌دست آورد، راه برای هجرت بزرگ هموار شد.
بعد از انجام موفقیت‌آمیز هجرت بزرگ، مقاومت دیگر در فاز تدافع نیست. وقتی در روز گردهمایی کهکشان، این سرمایه عظیم سرنگونی روی صحنة‌ مراسم ظاهر شد، همه دیدند که ارتش آزادی وجود و حضور دارد. این به نظر من پیام تهاجم است؛ پیام «به پیش» رفتن است. پیامی است که رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت نیز در آخر صحبت‌هایش آن را با کد «به پیش!» اعلام کرد. این «به پیش»، عنصر و عامل اصلی خودش را دارد و آن روز خوشبختانه از طریق ارتباط بارز شد.

سؤال: در موضعگیریها و مطالبی که رژیم بعد از گردهمایی پاریس منتشر کرده است، هر دو جناح رژیم بیش از هر چیز، به جملاتی از سخنرانی خانم رجوی واکنش نشان می‌دادند. خانم رجوی در آن سخنرانی یادآوری کردند که مقاومت ایران و مجاهدین در قیام سال
۸۸چه نقشی داشتند و چطور باعث شدند شعارها از «رأی من کو» تبدیل به شعار «مرگ بر اصل ولایت فقیه» بشود. سؤال این است که دلیل سیاسیِ این همه حساسیت و این همه واکنش از جانب هر دو جناح رژیم در قبال این موضوع، چیست؟
مهدی ابریشمچی: فکر می‌کنم طبق معمول این نکته که مقاومت و خواهر مریم روی آن تأکید کردند ـ یعنی نقش و جایگاه هواداران و نیروهای مقاومت در داخل کشور در سال
۸۸و تبدیل شعار «رأی من کو» به «مرگ بر اصل ولایت فقیه» ـ را باز هم بهتر از همه، خود رژیم می‌فهمد. علت آن این است که رژیمی که حرکت‌های مردم را با شقاوت سرکوب می‌کند و با اعدام و شکنجه تلاش می‌کند مردم را خاموش کند، خیلی خوب می‌داند که اگر در خیابانهای ایران دوباره قیام بشود، چه کسی مانع خواهد شد که رژیم بتواند بار دیگر این قیام را منحرف کند یا به خاک و خون بکشاند.
چه کسانی جلو این رژیم خواهند ایستاد و چه کسانی تضمین اصلی پیروزی هستند؟ این را رژیم خیلی خوب می‌فهمد؛ چرا که می‌داند وقتی عنصر انقلابی و پیشتاز حضور ندارد، سرکوب مردم بسیار آسان‌تر است؛ اما وقتی کسانی باشند که این حرکتها و شعارها را سمت بدهند و در مقابل وحشی‌گریهای رژیم ـ همان‌طور که در اشرف و لیبرتی ایستادند و رژیم را با شکست روبه‌رو کردند ـ بایستند، فردا در خیابانهای ایران و در صحنه نبرد نیز خواهند ایستاد. آخوندها می‌دانند که اینها به این سادگی اجازه نخواهند داد که سگ‌های هار رژیم علیه مردم پیش بروند. اینها شعارهای درست را مطرح خواهند کرد و سمت درست را به مقاومت مردم ایران خواهند داد.
در واقع در آن روز هم چه چیزی که باعث شد جهانیان بفهمند این یک تظاهرات ساده برای رأی نبود، همین شعارها بود. در آنجا قیام مردم برای سرنگونی، مهر زده شد؛ نه این‌که صرفاً فلانی بیاید نخست‌وزیر یا رئیس‌جمهور شود یا دیگری بیاید انتخاب شود. بحث این نبود. این، از داخل این شعار معلوم شد و این شعار را کسانی مطرح کردند که می‌دانستند برای چه چیزی آمده‌اند. آنها وارد صحنه شده‌اند و مردم را به این ترتیب هدایت و رهبری کردند.
رژیم خمینی خیلی خوب می‌داند که چرا ما همیشه می‌گوییم راه‌حل تغییر و سرنگونی رژیم، توسط مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته‌اش محقق می‌شود. خط کشیدن زیر حضور هواداران مقاومت در تظاهرات سال
۸۸یعنی خط کشیدن زیر حضور عنصر سازمان‌یافته.
رژیم از فردای خودش وحشت دارد. حالا چرا هر دو جناح؟ برای این‌که این جناح‌ها اگر ‌چه با همدیگر می‌جنگند، ولی می‌دانند تهدید اصلی‌شان مردم ایران هستند که هر دو جناح را به زیر خواهند کشید. نه جلاد و نه شیاد قادر نخواهند بود که کار خودشان و حاکمیت ننگین خودشان را ادامه بدهند.

سؤال: واکنش‌های رژیم در قبال گردهمایی فقط مختص به همان روزهای اول نبود؛ تا همین روزها و همین الآن هم هم‌چنان ادامه دارد. رژیم از طریق مهره‌ها و سران و رسانه‌هایش هم‌چنان در عکس‌العمل نسبت به این گردهمایی است. چرا رژیم نسبت به این گردهمایی که هزاران کیلومتر آن‌سوتر از مرزهای ایران برگزار شده است، این‌قدر حساس است؟ 
مهدی ابریشمچی: من برای پاسخ به شما به‌طور متقابل با یک سؤال جواب می‌دهم. اساساً دیکتاتوری و خفقان برای چیست؟ دیکتاتوری و خفقانی که به‌خصوص استبداد دینی برگزار می‌کند، دقیقاً برای این است که حقایق به مردم نرسد. چون اگر حقایق به مردم برسد، مردم همانی هستند که آنها را دیده‌ایم.
در فاز سیاسی چه اتفاقی افتاد که رژیم آن را به سرکوب سهمگین تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم ایران در 30خرداد 60کشاند؟ چرا؟ چه شده بود؟ جز این بود که در همان فضای قبل از آن سرکوب مطلق، امکان این بود که مردم حقایق رژیم و حقایق نیروهای آزادیخواه و مقاومت و سازمان مجاهدین را ببینند؟ در آن فضا کرور کرور از رژیم کنده شدند و به سمت مقاومت آمدند. ما دیدیم که چه اتفاقی افتاد. آن دوران گذشت. و حالا چرا رژیم مدام اعدام می‌کند؟ چرا مدام کشتار؟ چرا مدام زندان؟ برای این‌که مردم حقایق را نفهمند و نبینند. طبیعی است که دشمن مقداری موفق می‌شود و مقداری هم نه.
در این سرفصل چرا رژیم روی کهکشان هیستریک است؟ چرا اینچنین تلاش می‌کند که با تمام قوا و تبلیغاتش، این قضیه را با انواع و اقسام لجن‌پراکنیها و تبلیغات علیه آن ـ البته با خیال خام خودش ـ بپوشاند؟ علت این است که این یکی کهکشان، بیش از همیشه دارد به مردم ایران و جهان می‌گوید که یک چیزی در رابطه بین مردم ایران و مقاومت با رژیم چرخیده است، تعادل عوض شده و دوران تغییر کرده است.
خواهر مریم به‌روشنی مطرح می‌کند که رژیم باید سرنگون بشود؛ سرنگونی امکان‌پذیر است و آلترناتیو وجود دارد. این بار فقط بحث، موضوع مردمی که در مراسم شرکت کرده‌اند نیست، بلکه خواهران و برادران ما از آلبانی هم شرکت کردند و آنجا حضور دارند. یعنی یک قدرت‌نمایی آشکار، یعنی آن حرف که آلترناتیو وجود و حضور دارد، در این مراسم عینیت پیدا می‌کند.
رژیم چه کار می‌تواند بکند؟ خوشبختانه به‌دلیل وجود وسایل ارتباط جمعی ـ همان‌طور که هموطنانمان می‌آیند و شهادت می‌دهند ـ تعداد بسیار زیادی از مردم ایران هم شاهد بوده‌اند. پس رژیم باید در حد خودش و در تبلیغاتش تلاش مذبوحانه کند که لااقل بخشی از نیروهای درونی‌اش را از گزند چنین پیروزی و چنین پیامی محفوظ نگه دارد.
در پیامهایی که جوانان میهنمان درباره مراسم امسال دادند، پیداست که همه احساس مشترکی دارند که چیزی جدی تغییر کرده است و جنس آن هم شکست رژیم و باز شدن راه به سوی پیش و سرنگونی رژیم است.
من فکر می‌کنم اصلی‌ترین چیزی را که باید تأکید کنیم، عبارت از این است که راهی را که پیموده‌ایم و پیروزی عظیمی را که به‌دست آورده‌ایم، باید با تداوم بخشیدنش، حفظ و حراست کنیم و به بلوغ نهایی‌اش که عبارت از سرنگونی است، برسانیم.
نکته‌یی را که ضمن صحبتها گفتم، مجدداً تأکید می‌کنم: راهی را که ما آمده‌ایم، بر روی پایه‌یی‌ترین اصل استراتژی مجاهدین یعنی «اصل کس نخارد» حرکت کردیم. این اصل بر حرکت ما تا رسیدن ارتش آزادی به تهران، حاکم است. بنابراین مبادا که ما فکر کنیم کار کمتر شده است؛ نه، کار بیشتر شده است؛ کار سنگین‌تر شده است. دشمن ما رژیم ضدبشری خمینی هست. تلاش خواهد کرد که پیروزیها را به شکست تبدیل کند. دشمن از پا نمی‌نشیند. البته کور خوانده است؛ چرا که ما هستیم و حاضر و ناظریم و راه را ادامه خواهیم داد. تنها حرف و پیام عبارت از این است که کمربندها را برای راه باقیمانده تا سرنگونی، سفت کنیم. تلاش خودمان را با تمام قوا در زمینه‌های مختلف افزایش دهیم. همان‌طور که خواهر مریم گفتند: به پیش برای آزادی! چیزی که کهکشان به‌خاطر آن تشکیل شد.


۱۳۹۶ بهمن ۱۴, شنبه

ایران - دیدگاه مریم رجوی جدایی دین از دولت برگزیده از سایت مریم رجوی از 10منشورانقلاب



جدایی دین و دولت

به عنوان يك زن مسلمان ضمن تأكيد بر لزوم جدايی دين و دولت و از جانب نسلی كه پنج دهه است، به‌دفاع از اسلام اصيل محمدی در برابر ارتجاع و بنيادگرايی برخاسته‌، اعلام می‌كنم:
۱ ـ ما دين اجباری و اجبار دينی را رد می‌كنيم، حكومت استبدادی تحت نام اسلام، احكام شريعت ارتجاعی و تكفير مخالفان، چه به نام شيعه و چه به نام سنی، ضد اسلام و ضد آيين رهايی بخش محمدی است. 
۲ ـ از نظر ما گوهر اسلام، آزادی است؛ آزادی از هرگونه جبر و ستم و بهره‌كشی.
۳ ـ ما از اسلام حقيقی، يعنی اسلام بردبار و دموكراتيك پيروی می‌كنيم؛ اسلام مدافع حاكميت مردم، اسلام مدافع برابری زن و مرد.
۴ ـ ما تبعيض دينی را مردود می‌شماريم و از حقوق پيروان همه اديان و مذاهب دفاع می‌كنيم. 
۵ ـ اسلام ما برادری همه مذاهب است. جنگ مذهبی و تفرقه‌افكنی ميان شيعه و سنی، ارمغان شوم ولايت فقيه برای استمرار خلافت ضد اسلامی و ضد انسانی است. آری، خدای ما خدای آزادی است، محمد ما پيامبر رحمت و رهايی است و اسلام ما دين انتخاب آزادانه است.
(سخنرانی در کنفرانس اسلام دموكراتيك و بردبار عليه ارتجاع و بنیادگرایی، پاریس-۱۲تیر۹۴)

اسلام دمکراتیک
”اسلام دمكراتيك“ همان پيام اصيل محمد و رودرروی تلقی بنيادگرايانه ملايان از اسلام می‌باشد و اختلاف اساسی ميان اين دو اعتقاد از روز اول مسأله آزادی بوده است. 
مقاومت ما به دليل آن كه نيروی محوری آن، مجاهدين، معتقد به‌همين پيام است، پاسخ و آنتی‌تز بنيادگرايی اسلامی و تفكر ملايان حاكم بر ايران است. تفكری كه مبلغ ترور و كينه و شقاوت است و تحت نام اسلام يك ديكتاتوری مذهبی ايجاد كرده است.
به گواهی سنت‌های پيامبر و آيات صريح قرآن، اسلام، آزادی انسان و محترم شمردن انتخاب آزادانه انسان را يك پرنسيپ خدشه ناپذير می‌داند.. 
ولايت فقيه كه حاكميت ملايان است، بر اجبار و اكراه و تبعيض بنا شده است. اسلام حقيقی چنين حاكميتی را رد می‌كند و برخلاف تصوری كه آن‌ها ايجاد كرده‌اند، از دمكراسی دفاع می‌كند. زيرا رأی و انتخاب آزادانه را معيار مشروعيت می‌شناسد. 
برخلاف ملايان كه قوانين ارتجاعی را به‌عنوان آنچه از جانب خدا تعيين شده، وانمود می‌كنند، اصل اساسی در اسلام حاكميت مردم است. و آن‌ها هستند كه قانونگذاری می‌كنند.
اسلام اجبار و اكراه در پذيرش دين را رد می‌كند و مردم را به بردباری و ‌همزيستی صلح‌آميز با صاحبان اديان و عقايد ديگر مؤظف كرده است.
اصل برابری انسان‌ها، از هر جنس، نژاد و مليت، از پايه‌های اعتقادات اسلامی است. 
همچنين رودرروی زن‌ستيزی ملايان، اسلام مدافع برابری زن و مرد است.
برابری انسان‌ها، آزادی و حاكميت مردم، نه افكار ابداع شده ما، بلكه تصريحات قرآن است. اما آنچه ملايان می‌گويند برداشت‌های انحرافی و ساخته و پرداخته خود آن‌هاست.
ملايان تأكيد می‌كنند كه قوانين و احكام اسلامی بايد عيناً به‌ همان شكل ۱۴۰۰سال پيش اجرا شود. اما آيات قرآن نشان می‌دهد كه احكام نبايد دگم‌های لايتغير تلقی شود، بلكه بايد با تغيير شرايط، جای خود را به‌ احكام جديدی بدهد كه برای پيشرفت‌های بشری و مقتضيات اجتماعی راه باز می‌كند.
۱ ـ بنيادگرايی اسلامی و ولايت فقيه، بدترين دشمن اسلام و حضرت محمد است.وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ [سوره ۲ ـ آيه۲۰۴]
۲ـ اسلام دين آزادی است. آزادی مهم‌ترين نقطه افتراق اسلام حقيقی و بنيادگرايی تحت نام اسلام است.
اسلام مدافع دمكراسی است. وشاورهم فی الامر[سوره۲ ـ آيه۱۵۹]
دين محترم شمردن انتخاب آزادانه انسان الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ[سوره ۳۹ ـ آيه ۱۸]
۳ـ اسلام تحميل دين را رد می‌كند. 
هركس آزاد است دين خود را آزادانه انتخاب كند. دين از دولت جداست
و پيروان مذاهب مختلف در برابر قانون برابرند. قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ [سوره۳ ـ آيه۶۴]
۴ـ اسلام مدافع حقوق‌بشر است. حيات هر انسان به‌اندازه حيات تمام انسان‌ها ارزش دارد. وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا [سوره ۵ ـ آيه۳۲]
اعلاميه جهانی حقوق‌بشر و موازين جهان شمول آن در راستای پيام رحمت و بردباری اسلام است.
۵ـ اسلام دين برابری زن و مرد است. نخستين ايمان آورنده به اسلام، خديجه كبری، الگوی جاودان رهايی و برابری است. برطبق پيام حقيقی اسلام زنان در رهبری سياسی جامعه بايد مشاركت برابر داشته باشند.
۶ـ اصل برابری انسان‌ها از هر جنس، نژاد، رنگ و مليت، از پايه‌های اعتقاد اسلامی است.
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ [سوره ۴۹ ـ آيه۱۳]
۷ـ با اعتقاد به ديناميزم اسلام شريعت آخوندی و اجرای مقررات ۱۴۰۰سال پيش تحت نام اسلام را رد می‌كنيم. آيات قرآن، دگم‌های لايتغير برای زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم را رد می‌كند. اسلام برای پيشرفت جامعه بشری و ارتقا مناسبات انسان‌ها راه باز   می‌كند. سنگسار و ديگر مجازات‌های عصر حجر ربطی به اسلام ندارد
۸ـ اسلام قوانينی را كه توسط منتخبان مردم وضع شده باشد، محترم می‌شمارد. اصل اجتهاد، برخلاف داعيه ملايان ترغيب كننده مشاركت عمومی در اداره جامعه است.
۹ـ هرگونه تحميلی به مردم بر ضد اسلام حقيقی است. چه در عبادت‌ها، چه در شعائر و چه در پوشش. مجازات زنان به خاطر نپذيرفتن نوع خاصی از پوشش بر ضد اسلام است.
۱۰ـ آپارتايد جنسی ملايان هيچ ربطی به اسلام ندارد. كما اين كه در مراسم حج زنان و مردان دوشادوش يك‌ديگر بدون هيچ‌گونه جداسازی در يك محيط گردهم می‌آيند.
[كنفرانس ضد بنيادگرايی-۱۶شهریور ۱۳۸۷- ۶ سپتامبر ۲۰۰۸ ـ لوور پاريس]

برادری سنی و شيعه
اسلام، هرگونه جنگ و دشمنی مذهبی را مردود می‌شمارد و مدافع آزادی و رحمت و بردباری است. امروز، رژيم ولايت فقيه و شبه‌نظامیانش، و ديگر افراط‌گرايان وحشی جنايات خود را تحت عنوان اسلام توجيه می‌كنند و جنگ قدرت ميان خود را جنگ بین شیعه و سنی قلمداد می‌كنند.
برای يك دوره طولانی منطقه ما، از چنين جنگ‌هايی بری بود. تا اين كه خمينی در ايران به قدرت رسيد. او تفرقه و برادرکشی را با ادامه‌دادن به جنگ با عراق، آن‌هم با شعار «قدس از طريق كربلا»، بناگذاشت تا سلطه خود را بر منطقه گسترش دهد. در داخل ايران، با دستگیری و اعدام و تخریب مساجد اهل سنت، فشار مضاعفی را به آن‌ها تحمیل کرده است. در آستانه ماه رمضان، آخوندها يك زندانی‌سياسی و قهرمان ورزشی كرد را اعدام كردند. 
پس چه شيعه و چه سنی، دشمن واحدی دارند كه رژيم ولايت فقيه است. وانگهی، شيعه حقيقی، امروز با دشمنی تمام عيار با ولايت فقيه شناخته می‌شود و اهل سنت را برادر خود می‌داند. علی (ع) از موضوع شیعه و سنی و معتقدان به هر عقیده‌یی فراتر رفته و گفته است. مردم دو دسته‌اند يا با تو برادر در دينند يا در آفرينش مانند تو هستند.

بله تا زمانی كه اين رژيم در قدرت است، ملت ايران و ساير مردم خاورميانه، رنگ آزادی و دموكراسی را نخواهند ديد. رژيمی كه به‌رغم مخالفت مردم ايران و جامعه بين‌المللی، هم‌چنان بر دستيابی به بمب اتمی اصرار می‌كند، خطری برای همه جهان است.
بنابر این، راه‌حل، خلع يد از اين رژيم در سراسر منطقه و سرنگونی خليفه ارتجاع و تروريسم، در ايران است.
 راه حل بحران منطقه

راه‌حل عراق، اخراج قوای رژيم و مشاركت اهل سنت در قدرت و مسلح كردن عشاير سنی است.
راه‌حل سوريه، اخراج قوای رژيم و پشتيبانی از مردم سوريه برای سرنگونی اسد است.
راه‌حل يمن، ايستادگی در برابر همين رژيم است كه ائتلاف عربی آن را آغاز كرده و بايد تا ريشه‌كن كردن آن در منطقه ادامه يابد. 
آری، راه‌حل، خلع يد از اين رژيم در سراسر منطقه و سرنگونی خليفه ارتجاع و تروريسم، در ايران است».
(سخنرانی در کنفرانس اسلام دموكراتيك و بردبار عليه ارتجاع و بنیادگرایی، پاریس-۱۲تیر۹۴)
http://bit.ly/2DXkUg2