۱۳۹۵ آذر ۱۰, چهارشنبه

ّIran - Why Giuliani's support of the MEK



Why Giuliani's support of the MEK?


جولیانی یک انسان جدی و یک ضد تروریسم واقعی است
رودی جولیانی یک میهن پرست است
او مردمش را دوست دارد
به حقوق انسان ها احترام میگذارد
او مرد حرف نیست مرد عمل هم هست
جولیانی یک شخصیت عالی و یک انسان با وچدان بیدار است
رودی بسیار دوست داشتنی است با چهره ای خندان اما  جدی
وقتی جولیانی شهردار نیویورک بود در11سپتامبرشخصیت واقعی او را دینا شناخت
با توجه به شخصیت جولیانی چرا ازمجاهدین دفاع نکند.
او حقایق را می بیند و حمایت می کند
او شرایط وحشتناک سوریه را می بیند و نسبت به مماشات و بی عملی اوباما انتقاد می کند
او جنایات رژیم ملایان ایران را می بیند و محکوم می کند
جولیانی کشتار بشار و حماقت روسیه را می بیند و موضع می گیرد
چرا رژیم می ترسد جولیانی و سایرحامیان مقاومت ایران پست کلیدی داشته باشند برای همه  کاملا روشن است
چون سرنگونی خودش را  می بیند
او آنها را قاتل مردم می داند
و بارها به اوباما بخاطر سیاست مماشت انتقاد های جدی کرده است
جولیانی به کمک مردم و حامیانش میتواند تروریسم و بنیادگرایی را که عامل کشتار و بی ثباتی منطقه خاورمیانه و جهان شده است  پایان دهد.



Giuliani is a serious man and a real anti-terrorism
Rudy Giuliani is a racist homeland
He loves people
Respect for human rights
His words and actions are together
Giuliani is a great character and a man with Conscience
Rudy is a very lovely smiling face but serious
When Giuliani was mayor of New York, on September 11 the world her true character recognition
Why does not Giuliani  suit the character of MEK defense؟
He sees the truth and support.
He sees the terrible conditions in Syria and towards. appeasement and inaction criticizes Obama.
He sees and condemning the crimes of the mullahs' regime in Iran
Giuliani Bashar destruction and stupidity Russia sees its position
Because the Iranian regime is afraid?
Giuliani does not want to be quite clear why Secretary of State and ...
This should be tempered
If Giuliani does not support the MEK for real observations
As defending the Syrian people
And also condemns the Iranian regime and Bashar knows them mass murderer
And has repeatedly criticized Obama for serious policy has Appeasement
Giuliani to help people and supporters of terrorism and fundamentalism, which can cause destruction and instability in the Middle East and the world is at the root end


۱۳۹۵ آذر ۶, شنبه

ایران - مریم رجوی در اجتماع بزرگ فراخوان به عدالت برای مقاومت ایران و سوریه


ادای احترام به شهدای قتل عام سال ۱۳۶۷ در سالن موتوالیته –پاریس ۲۶ نوامبر ۲۰۱۶




مردم با اعتراض‌های روزانه قیام بزرگ علیه ولایت فقیه را تمرین می کنند،قیام برای آزادی

پس از انتخابات آمریکا مردم و مقاومت #ایران و ملت های منطقه انتظاردارن درسیاست سه دهه اخیربه‌ويژه ۱۶سال گذشته ایالات متحده 
تجدید نظر شود




دیدار با مهمانان و هیاتها و شخصیتهای سیاسی شرکت کننده از کشورهای مختلف 
سالن موتوالیته ۲۶ نوامبر ۲۰۱۶
اعتراض ها و اعتصاب های ایرانیان از نشانه های دوران اعتلای مقاومت و بالا  گرفتن اعتراض‌ها و اعتصاب‌های مردم در تهران و شهرهای بزرگ است

۱۳۹۵ آبان ۲۹, شنبه

مواضع رودی جولیانی درباره سیاست‌های دولت آتی آمریکا در قبال رژیم آخوندی، داعش و برجام
http://www.hambastegimeli.com/


رودی جولیانی مشاور دونالد ترامپ، طی مصاحبه‌یی با وال استریت ژورنال به سئوالاتی در ارتباط با سیاست‌های دولت آتی آمریکا در قبال رژیم آخوندی، داعش و موضوع توافق اتمی پاسخ داد
وال استریت ژورنال - ۲۴ آبان 95 

مجری: بگذارید با ایران شروع کنیم؛ رئیس‌جمهور منتخب ترامپ گفته که توافق اتمی اوباما با (رژیم) ایران یک فاجعه بوده و فکر کنم آن‌را بدترین توافقی دانسته که احتمالاً در تمام طول عمرش دیده و طبعاً بدترین توافق صورت گرفته از سوی دولت‌ها. او در 20 ژانویه رئیس‌جمهور خواهد شد، این توافق هم‌چنان پابرجاست، (رژیم) ایران هم‌چنان به اقداماتش ادامه می‌دهد، در این رابطه چه کار می‌کنید؟
جولیانی: اول این‌که رئیس‌جمهور گزینه‌های بسیاری دارد. چون پرزیدنت اوباما آن‌چه را که باید تحت قانون اساسی انجام می‌داد، نکرد. وی باید (توافق اتمی) را به سنای ایالات متحده تحویل می‌داد؛ چون این یک پیمان است و نمی‌توان تحت هیچ عنوانی از این واقعیت گریخت که این یک پیمانست. باید به سنا ارائه می‌شد و دو سوم آراء (سناتورها را کسب می‌کرد)؛ اما هرگز این کار را انجام نداد. این بدان معنی است که این توافق با (دوران) رئیس‌جمهور کنونی به پایان می‌رسد؛ رئیس‌جمهور بعدی می‌تواند آن‌را به‌طور قانونی رد کند، به همین سادگی
مجری: باید بکند؟
جولیانی: خب، یا باید این کار را انجام بدهد و یا باید از این قدرت برای مذاکرة مجدد بر سر آن استفاده کند و به آنها بفهماند که من نباید به هیچ‌چیزی (در این توافق) پایبند باشم، هیچ‌کدام از اینها برایم الزام‌آور نیست. چون هرگز آرای لازم را به‌دست نیاورد؛ اوباما حتی می‌توانست شیوة کار دیگری را به‌کار ببرد و مثل یک توافق کار را انجام بدهد. در این صورت فقط باید رأی اکثریت مجلس نمایندگان و سنا را کسب می‌کرد و می‌دانست که 
جولیانی: به‌نظرم باید اولویت‌هایی را تعیین کرد. اگر اولویت از بین‌بردن داعش است، شاید کمی آن مسئله را به‌تعویق بیندازید و نخست از شر داعش خلاص شوید و بعد به آن باز گردید. چون بر این باورم که داعش در کوتاه‌مدت اصلی‌ترین خطر ماست؛ 
لذا این باید اولویت شمارة یک ما باشد. باید این تهدید را از بین ببریم. چون نمی‌خواهیم تحت این تهدید زندگی کنیم، طوری که در دوران اوباما کرده‌ایم، که حملة بعدی آنها به کدام شهر خواهد بود؟ سنت‌لوییس، شیکاگو، یا دوباره پاریس را هدف قرار می‌دهند؟ به‌نظرم وقتی (ترامپ) بر این مسئله تسلط پیدا کند، می‌تواند کار بر روی مسئلة دوم را شروع کند که یک مسئلة دراز مدت و موجب نگرانی عمیق من است و آن هم سلطنت شیعی (رژیم) ایران است. چون الآن صادقانه باید گفت، عراق وابسته به (رژیم) ایران است و ما آن‌را به آنها تحویل دادیم که احتمالاً بدترین اشتباه تاریخچة سیاست خارجی آمریکاست
مجری: (نامفهوم) تصمیم اشغال عراق بدترین تصمیم تاریخ آمریکا بوده؛ موافقید؟ 
جولیانی: خیر به‌نظر من نحوة خروج ما از عراق، بدترین تصمیم در تاریخ آمریکا بود. نتیجة آن این بود که ما آن‌را به (رژیم) ایران واگذار کردیم و با این کار، سوریه را به (رژیم) ایران واگذار کردیم و دیگر وقتی داعش در حال رشد بود، در آنجا حضور نداشتیم. اگر مراقب نباشید، وضعیت به‌وجود آمده طوری است که من آن‌را تقریباً یک خاورمیانة شمالی و جنوبی می‌نامم. (رژیم) ایران، عراق و سوریه را با حمایت روسیه دارید؛ یمن درست در جنوب عربستان سعودی... و بعد عربستان سعودی، امارات، قطر، عمان، مصر، اسراییل و اردن سنی را در جنوب دارید. این جنگی است که واقع خواهد شد، اگر ما در نیابیم که چه‌طور (رژیم) ایران را مهار می‌کنیم و نگذاریم اتمی بشود»

۱۳۹۵ آبان ۲۷, پنجشنبه

ایران - تشکیل «پلیس اطفال»، چرا؟

تشکیل گشت اطفال برای جلوگيري و سركوب حركتهاي 
اعتراضي جوانان و نوجوانان
کودکان و اهرم های سرکوب


  راه انداختن گشت خیابان، گشت اتوبوس ، گشت کوهستان ، گشت اسکی و... نه تنها درد رژیم ملایان را درمان نکرد بلکه  بر بحران های لاعلاجش اضافه کرد. خامنه ای با مغز شیطانی یک گشت جدید بنام پلیس اطفال براه انداخته تا شاید بتواند در ادامه سرکوب های وحشیانه برای فشاربیشتر و جلوگیری از گسترش روز افزون حرکتهای اعتراضی   صدای ملت بجان آمده را خاموش کند
خامنه ای برای علاج درد بی درمان رژیم از کودکان معصوم بعنوان اهرم های 
سرکوب استفاده میکند تا آتش زیرخاکسترقشر۲۰ میلیونی دانش آموز را برباد دهد و سقوط قریب الوقوع خود را به تاخیر بیندازد
 بطورمعمول کشورها برای آنکه پایه‌یی‌ترین آزادی را برقرارکنند برای اجرای قانون   یک نیروی یکدستِ پلیس را بخدمت می گیرند. اما ایران زیر حاکمیت آخوندها از انواع گشت سرکوبگر تحت نام پلیس، قوانین وضع شده باب میل خودش را هم زیرپا می گذارد. پلیس شهر و روستا، پلیس کوهستان، پلیس جنگل، پلیس کوی و برزن، پلیس مدارس و دهها نوع پلیس دیگر. .. مشتی نیروی مزدور و سرکوبگر، که اسم پلیس را یدک می‌کشند.
 حالا اینها کم بود روز۲۲آبان، سردژخیم جعفری دولت‌آبادی، دادستان رژیم در تهران اعلام میکند: «از پلیس و دستگاههای فرهنگی می‌خواهم بر روی نوجوانان و جوانان تمرکز داشته
باشند... برای این کار نیاز است پلیس اطفال تشکیل شود!» 

 سؤال این است: چرا این دیکتاتوری، نیاز مبرم به انواع نیروی سرکوبگر تحت عنوان پلیس و به‌ویژه پلیسی برای نوجوانان دارد؟ پاسخ روشن است. آخر به قول خامنه‌ای، رژیم بر روی گسلهای اجتماعی قرار دارد که هر آن امکان حرکت شدید این گسلها و رخ دادن زلزله‌یی مهیب در زیر پای نظام وجود دارد مثل
 اعتراض  به دزدی، حقوق‌های نجومی و عدم امنیت شغلی 

یا کارگرانی که به‌خاطر استثمار و حق‌خوری آخوندها، جانشان به لبشان رسیده یا  برای به جیب زدن سود بیشتر باعث تخریب محیط‌زیست شهرها می‌شود. کارگران شهرداری اهواز هم، که حضور جوانها در میانشان برجسته بود، در اعتراض به دزدیدن ماهها حقوقشان توسط کارگزاران رژیم، تجمع کردند... مزدوران رژیم به این کارگران و جوانها حمله کردند.. ، اما با مقاومت آنها در گروه‌های کوچکتر، به تجمع اعتراضی خود ادامه دادند
روز ۲۵آبان  مردم، به‌ویژه جوانها جلوی مجلس ارتجاع تجمع اعتراضی برپا کردند... مردم و جوانها در میان فریادهای خودشان، شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» را هم سردادند و در برابر یورش نیروهای سرکوبگر، مقاومت کردند
پس بی‌جهت نیست که حسین مقصودی، عضو مجلس ارتجاع، روز ۲۳آبان به همین فضای انفجاری در جامعه اعتراف کرد و با ترس و دلهره، هشدار داد: «آقای رئیس‌جمهور، حضرت لاریجانی، آقای لاریجانی، نمایندگان در مجلس... به هوش آیید و به هوش باشید و از خواب خرگوشی بیدار شوید... نگران این باشید که این آسیب‌ها، باعث سقوط نظام اداری و... در نهایت سقوط نظام گردد»
پس رژیم حق دارد که در وحشت از وقوع زلزله، انواع نیروی سرکوبگر، آن هم تحت عنوان پلیس دست و پا کند. پلیس اطفال هم در همین راستاست. به‌ویژه ‌اینکه، جوانها و نوجوانها، محور اصلی این حرکتهای اعتراضی و بدنه اصلی سیل بنیان‌کنی 
هستند که جامعه ایران، منتظر جاری شدن پرخروش آن است


۱۳۹۵ آبان ۲۵, سه‌شنبه

ایران - ملاقات مریم رجوی با ژرارد دپره رئیس گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا

ملاقات مریم رجوی با ژرارد دپره رئیس گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا

مریم رجوی با ژرارد دپره
دکتر ژرارد دپره، وزیر دولت در بلژیک و رئیس گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا و نایب رئیس کمیسیون بودجه این پارلمان در روز ۱۱نوامبر با مریم رجوی در محل اقامتشان در اورسوراواز دیدار و گفتگو نمود
در این دیدار، آقای دپره که مشاوران پارلمانی و مطبوعاتی وی در بروکسل او را همراهی می‌کردند، پیروزی بزرگ مجاهدین و مقاومت ایران در انتقال مجاهدان اشرفی از لیبرتی به اروپا را به خانم رجوی تبریک گفت و تاکید کرد گروه دوستان ایران آزاد در پارلمان اروپا که از حمایت بیش از ۳۰۰ نماینده پارلمان از گروه‌های مختلف سیاسی است و طی سال‌های متمادی برای سلامت و حفاظت این رزمندگان آزادی مردم ایران تلاش کرده بود، از اینکه به‌رغم شهادت‌ها و جراحت‌ها و محرومیت‌های بسیار این فرزندان از خود گذشته مردم ایران به مکان امنی انتقال یافته‌اند، ابراز خشنودی کرد
آقای دوپره همچنین همبستگی نمایندگان پارلمان اروپا با جنبش دادخواهی مردم ایران برای محاکمه و مجازات آمران و عاملان قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ را به مریم رجوی ابراز کرد. وی تاکید کرد که حمایت زیادی در پارلمان اروپا برای تغییرات دمکراتیک در ایران وجود دارد
 مریم رجوی در محل اقامتشان در اورسوراواز با ژرارد دپره دیدار و گفتگو کرد 

مریم رجوی ضمن تقدیر از رئیس گروه دوستان ایران آزاد و پارلمانترهای اروپایی عضو این گروه، توجه به وضعیت وخامت یابنده حقوق بشر در ایران و گسترش حرکت‌های اعتراضی مردم در سراسر کشور از سوی اتحادیه اروپا و مشروط نمودن هر‌گونه پیشرفت رابطه تجاری با ایران به توقف اعدام‌ها را مورد تأکید قرار داد. وی افزود هرگونه سرمایه‌گذاری روی رژیم آخوندی که با بحران‌های لاعلاج سیاسی و اقتصادی و با نفرت و خشم عموم مردم ایران مواجه است، به هیچ جا نمی‌رسد


۱۳۹۵ آبان ۲۳, یکشنبه

ایران - چگونه میتوان اراده زنی را که برای هدف های انسانی تلاش می کند، سست کرد...؟

امید و اراده دو میزبان شما درعبوراز سختی ها

وقتی حس نمی شوید وقتی نگاهها و برخوردها درباورشماسنگین می شود، وقتی موانع سد راه واقع می شوند، وقتی پلی بسوی آینده نیست درحالی که پل پشت سرتان را قبل ازآن خراب کرده اید، و همه چیز دست نیافتنی می آید...چند لحظه به خود نهیب بزنید در وجودتان ارزش هایی نهفته که مورد بی توجهی قرار گرفته، لحظه را شکارکنید...خودتان را دریابید ...در بزنید امید و اراده منتظرشما هستند به استقبالشان بشتابید ...
چگونه دخترکی چوپان وزیرآموزش فرانسه شد


دردنیای امروز مدام بحث می شود آيا مهاجران براي کشور ميزبان خوبند يا نه – از دونالد ترامپ گرفته که مي‌خواهد ديواري بين آمريکا و مکزيک بکشد تا کشورهايي مثل مجارستان و اسلواکي که ديگر نمي‌خواهند پناهجوي سوري بپذيرند. در چنين دنياي هولناکي، وزير «آموزش ملي، آموزش عالي، و تحقيقات» فرانسه، «نجاه بلقاسم»، مايه الهام همه کساني است که عميقاً بر اين باورند که حتي کساني که کودکي خود را در فقر و تنگدستي گذرانده‌اند مي‌توانند به موفقيت دست يابند.
 نجاه بلقاسم در سال ۱۹۷۷ در روستاي «ناظور» در مراکش به دنيا آمد ناظور روستايي کوچک در مراکش است.
پدرش در فرانسه کارگر ساختمان بود و از خانواده خود مي خواهد به فرانسه مهاجرت کنند.و به اين ترتيب، نجاه در سال ۱۹۸۲ به يکي از حومه هاي «اميان» در فرانسه مي رود.
نجاه با همتِ تمام درس خواند و توانست از «مؤسسه مطالعات سياسي پاريس» در سال ۲۰۰۲ فارغ التحصيل شود.

بلافاصله به حزب سوسياليست فرانسه پيوست و براي حقوق مدني شهروندان، قيمت هاي

 قابل استطاعت مسکن، و نيز عليه تبعيض مبارزه کرد.


به عنوان يکي از اعضاي شوراي شهر از ناحيه «رون آلپ» انتخاب شد و تا سال ۲۰۰۸ در اين منصب ماند.
در سال ۲۰۰۸، به رياست شوراي شهر از منطقه «رون» دست يافت. در آن موقع، در جامعه سياسي چهره اي کاملاً شناخته شده بود.

در سال ۲۰۱۲، در دوران رياست جمهوري اولاند، وزير امور زنان و نيز سخنگوي دولت شد.
 و در نهايت در سال ۲۰۱۴، به وزارت آموزش منصوب شد.

نجاه وزيرِ مراکشي مسلمان در دولت فرانسه است که در کودکي چوپان بوده است. به 

دليل پيشينه، محل تولد، و دينش، همواره هدف مناسبي براي سخنان مرتجعانه 

سکسيستي و نژادپرستانه سياستمدارانِ محافظه کار بوده است.
تهمت و ناروا نثارش میکردند و به دليل نحوه پوشش اش او را مسخره مي کردند و تا حد يک شيء پايين مي آوردند. با اين حال، نجاه با کفايتِ تمام به مبارزه خود ادامه داد.

راستی چگونه مي توان عزم و اراده زني را سست کرد که با تمام وجودش تلاش کرده تا به جايگاه و مقامي که هست برسد؟

پاسخ ساده است: نمي توان.


۱۳۹۵ آبان ۲۲, شنبه

ایران - پرواز فریناز و عمق بیداد حاکمان غاصب برایران آخوند زده برگرفته ازسایت مجاهد

مرگ فریناز و عمق بیداد ملایان

پرواز فریناز و عمق بیداد حاکمان غاصب برایران آخوندزده

۲۰ ماه قبل فرینازخسروانی در معرض تعرض یک مأمور اطلاعاتی بود، در تنگنای طبقه چهارم هتل تارای مهاباد، خود را از طبقه چهارم پرتاب کرد و جان باخت.
دو سال قبل هم ریحانه‌ جباری به جرم دفاع از حریمش حلق‌آویز شد.
با نگاهی به واکنش مردم مهاباد و کوشش رندانه حکومت، به تماشای قدرت و غیرت مردم و ضعف و درماندگی و ذلت حاکمان بنشینیم.
 فریناز جانش را داد اما تسلیم هوای کثیف هیولای اطلاعات نشد، فرینازبرای دفاع از حریم خود جان باخت و یک ارزش از حقوق انسان و زنان را همچون ریحانه ازخود بجای گذاشت هزاران تن از مردم مهاباد وشهرهای اطراف، به خیابان ریختند ودربرابردفاع این زن از حریمش خشم و کین خود را نسبت به نهادهای منفورملایان ابراز کردند.
جوانان غیرتمند به‌محض شنیدن اقدام شنیع مأمور وزارت اطلاعات و علت خودکشی فریناز خسروانی خونشان به جوش آمد و با تظاهرات علیه نهادهای حکومتی، تمام مظاهر آلودگی و فساد را در مهاباد آتش زدند. این نخستین بازتاب و کنش مردم در قبال بی‌غیرتی حاکمان و مزدوران حامی مأمور اطلاعاتی بود.
چند روز بعد فرماندار شهر با دستپاچگی گفت این فرد «س.م.ه.» نام دارد. باور کنید مأمور اطلاعات نیست و از هتل کهریزک تهران به‌عنوان مشاور در هتل تارا مهاباد مستقر شده بود تا در خصوص ارتقای درجه هتل به مسئولان هتل کمک کند... بعد هم گفته شد نامبرده به‌تازگی زنش را طلاق داده و برای تجدید فراش به مهاباد آمده است و این جنایت با همدستی مدیر هتل انجام شده است.

نتیجه‌گیری قضایی و سیاسی:
 متعرض (مرتضی هاشمی وند یا س.م.ه کسی که به دلایل اطلاعاتی و امنیتی حتی اسمش درست و حسابی فاش نشده) آزاد است. هر کجا هست آزاد است. اصلاً دنبال نشد که بود و چه کرد و چه می‌کند. اما کسانی که خونشان از این بی‌غیرتی به جوش آمد و مظاهر بی‌غیرتی و فریب را به آتش کشیدند دستگیر شدند.
حالا بعد از ۲۰ ماه  پرونده فعال و احکام قضایی صادر شد اما نه پرونده جنایت در هتل و حکم مأمور مخفی اطلاعات، بلکه احکام و پرونده ۱۲ نفری که علیه بی‌غیرتی مدیر هتل و مدیران فاسد به خیابانها ریختند. طبق این حکم ۱۲ تن از جوانان معترض محکوم به۱۲ سال حبس و پرداخت شانزده میلیون و دویست و ده‌هزار تومان _بابت خسارت به اموال بیت‌المال_ شدند.
با این حکم، متعرض اصلی _که به ناموس مردم درهتل تعرض کرد_ لابه‌لای احکام حبس و جریمه ۱۲معترض خیابانی گم شد. درست مانند دهها و صدها نمونه مشابه ماجرای پرونده قاری مخصوص خامنه‌ای که بعد از۵ سال شکایت و توبه نامه و اعتراف در هزار توی بیتولایت گم شد و قربانیان توسط سردژخیم قضاییه تهدید شدند.
با بررسی موضوع اتهام تخریب اموال دولتی و نیمه دولتی را می‌توان با یادآوری تظاهرات و تخریب «خود جوش» بسیجی‌ها در سفارت بریتانیا و عربستان تکمیل کرد.
تظاهرات، تخریب گسترده و به آتش کشیدنی «خودجوش» که اولی بالکل فراموش و دومی با چند حکم کوتاه خاموش گردید.
نتیجه قضایی: 
 در نظام قضایی ولایت‌فقیه هرگز جرم اصالت ندارد و شاخص تشخیص میزان محکومیت «مجرم» است. مهم نیست چه جرمی واقع شده مهم این است که چه کسی انجام داده است. اگر میلیاردها دلار از بیت‌المال توسط اهل بیت ولایت جابه‌جا شود و اگر عامل سرقت زمینهای قم و ورامین و... رئیس قضایی ولایت باشد و دزدی و رشوه‌های میلیارد توسط سربازان گمنام و مزدوران نظام انجام شود حکمی صادر نمی‌شود اما اگر فردی که نه میلیاردها دلار، فقط یک دلار از کیسه سرمایه‌داری خارج کند اما وابسته ولایت و وزارت و... نباشد دستش قطع می‌شود.
به گواه هزار نمونه روشن دیدیم و باز هم روزانه شاهد هستیم و می‌بینیم که بسیاری از جوانان و نوجوانان میهن در جبر زندگی _ فقر مطلق_ ناگزیر در چرخة هدایت شده توزیع مواد مخدر قرار می‌گیرند و دسته‌دسته اعدام می‌شوند اما آن که انواع مواد مخدر را با کانتینر وارد و در ابعاد کلان جابه‌جا و توزیع می‌کند حتی مورد سؤال و بازجویی هم قرار نمی‌گیرد. هم‌چنان که‌ دار و سنگسار و اعدام، سرنوشت مجرمان غیرحکومتی‌ست و غارتگران حکومتی و مزد بگیران نجومی و قاری بیت، هم‌چنان راست راست می‌چرخند.
اگر خسارت به سفارت انگلیس و عربستان توسط مشتی قداره‌بند ولایتی باشد، (با وجودی که در عرف دیپلوماتیک غیرقابل تحمل و تجاوز به حریم کشور ثالث محسوب می‌شود) اشکالی ندارد اما اگر چند جوان با غیرت علیه فساد و بی‌ناموسی و دست درازی به جان و مال و ناموس مردم به خیابانها بریزند و لانه‌های فساد را تخریب کنند به ۱۲ سال زندان و ۱۶ میلیون تومان محکوم می‌شوند... 
نتیجه سیاسی:

بی‌تردید این میزان تناقض و گسیختگی در رأس و بالای نظام نه نشانه قدرت و استحکام که بیانگر ضعف و استیصال و درماندگی از بالاترین نقطه است.
آری ولایت در فاز پایانی تنهاست و هیچ پشت و پشتوانه و پشتیبانی ندارد.
هر چند رویه‌اش از روز اول _به علت ماهیتش_ همین بوده اما در این ایام بیش از هر زمان مجبور است احکام را نه به‌خاطر جرم که به‌خاطر «مجرم» صادر و تقسیم کند. اگر هوای مأموران اطلاعات و مزدورانش را نداشته باشد با یک تلنگر فرو می‌ریزد و می‌میرد.
ولایت مجبور است بعد از ۲سال بعضی پرونده‌ها را بیرون بکشد؛ برخی را پنهان کند و با دود و دم ایجاد فضای رعب خودش را سرپا نگه دارد.
اگر ولایت کم‌ترین پشت و پناهی خارج از سپاه و اطلاعات داشت، می‌توانست لااقل یکی از مأموران وحشی و مهاجم اطلاعات را در خیابان سنگسار کند. اگر ولایت طلسمش نشکسته بود و نیازمند حمایت و پشتیبانی سپاه پاسداران نبود لااقل _محض تنوع_ بخشی از ثروت عمومی و سرمایه‌های مردم را از چنگ و حلقوم سپاه سود و سرمایه درمی‌آورد، تا شاید راهی برای تولید و کشاورزی و مسیری برای تنفس اقتصادی باز شود. اما ضعیف و بی‌پناه و نا توان است و نمی‌تواند. نمی‌تواند چون با گشودن راه اقتصاد، راه نفس خودش بسته می‌شود. پس جرم برایش مهم نیست؛ هر چه باشد اهمیت ندارد؛ مهم مجرم است. اگر لازم باشد شاکی را اعدام و متهم را آرام و بی‌صدا حفاظت می‌کند. متجاوز و جانی را آزاد و شاکی و قربانی را تهدید و اعدام می‌کند.
این قانون ولایت در فاز پایانی‌ست. ولایت نخ‌نما و پوسیده‌یی که با ریزش جاری نیروهایش بیش از هر زمان تنهاست و هر روز با یک بحران جدید روبروست.
بحران حقوقهای نجومی، بحران فساد و دزدیهای حکومتی، بحران قتل‌عام و دادخواهی و بیکاری و خشم عمومی که روز به روزافزون و شعله‌ور می‌شود.

۱۳۹۵ آبان ۲۰, پنجشنبه

ایران -تصویر رویارویی انسان با شیطان شعری از م. شوق تقدیم به سربداران قتل عام ۶۷


شهیدان به دادخواهی آمده‌اند. زیرا خونشان خون حق است که خشک شدنی نیست. و جای شادمانی‌ست که آن خون، دامن نه، از سرتاپا، از عمامه و عبا تا نعلین تمام آخوندهای ولایت‌فقیه و چکمه‌های همه پاسدارهای خونریزشان را گرفته است. این شعر را به شادمانی جنبش دادخواهی تقدیم می‌کنم به آن سی هزار... ..  م.شوق


اینک فصل باران شماست
ابرهای نگاههاتان
می‌غرند
و هر روز
آذرخشی
شب جهان را می‌درد
میان این همه درد
رنگین کمانی شده‌ام
از شادی
اعتراف می‌کنم
که پیش ازین گاه کافر می‌شده‌ام
زیرا
یقین نداشتم
که عطرتان
در همه جا بپیچد
اینک اما
ایمان آورده‌ام:
تصویرهایتان
گل سینه‌ی ایران خواهد شد
در کشوری که
نشان حکومتش
عمامه ایست
با شمشیرهای خونین
 *   *   *   *   *
می‌خواهم بر اسبهای شما سوار شوم
و بتازم
در دشتهای عطرآگین آرزوهاتان
به چهره‌ها و نامهایتان می‌نگرم
و بوی گلهای بهشتی را استشمام می‌کنم.

زیرا قامتهای بردارکشیده تان
تصویری از رویارویی انسان و شیطان بودند.

م. شوق 6شهریور 95.
#1988Massacre #FreeIran #No2Rouhani #Iran, #ایران #رژیم

۱۳۹۵ آبان ۱۸, سه‌شنبه

ایران - آنان که عشق می کارند، امید درو می کنند

تقدیم به پروانه های عاشق که شمع وجودشان را برای آزادی 
خلق فدا کردند

از سرمای زمستانه نخواهد ترسید
آنکس که تابستانی گرم را،  درقلب خود نهان دارد
نه قمقمه آبی ، برخواهم  داشت و نه پاره ای نان
!و نه ساعت بازگشت دوباره خود را،  خواهم گفت
آنکس که ما را به راه می خواند، خود مهربانانه ، خواهدمان نوشاند
و سفره سپید اعتماد خود را،  برماه خواهد گسترد
  و فانوس خانه خود را ، در انتظار ما تا سپیده
روشن نگاه خواهد داشت
*            *          *
زیبایی عزیز و کوچکی ، از درگاه خانه من ، به میدان رزم می رود و بازنمی آید
زیبایی بزرگ و جاودانه ای اما ، از میانه میدان به سرزمین ما باز می آید

حمیرا 2مرداد 67 
یکشنبه ساعت 9شب

حمیرا این شعررا سرود، درمیان ما به امانت گذاشت و پرکشید به آسمان و ستاره شد