تقدیم به پروانه های عاشق که شمع وجودشان را برای آزادی
از سرمای زمستانه نخواهد ترسید
آنکس که تابستانی گرم را، درقلب خود نهان
دارد
نه قمقمه آبی ، برخواهم داشت و نه پاره ای
نان
!و نه ساعت بازگشت دوباره خود را،
خواهم گفت
آنکس که ما را به راه می خواند، خود مهربانانه ،
خواهدمان نوشاند
و سفره سپید اعتماد خود را، برماه خواهد
گسترد
و فانوس خانه خود را ، در انتظار ما
تا سپیده
روشن نگاه خواهد داشت
* *
*
زیبایی عزیز و کوچکی ، از درگاه خانه من ، به میدان رزم می رود و بازنمی آید
زیبایی بزرگ و جاودانه ای اما ، از میانه میدان به
سرزمین ما باز می آید
حمیرا 2مرداد 67
یکشنبه ساعت 9شب

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر