۱۳۹۶ بهمن ۱۰, سه‌شنبه

ایران - نامه شرافت زرینی (دایه شهریفه) مادر رامین حسین پناهی به آنگلا مرکل صدراعظم آلمان


نامه شرافت زرینی مادر رامین حسین پناهی زندانی سیاسی محکوم به اعدام
  • 151 بازدید

به‌خاطر ندارم که کی و چه روزی در کنار همه فرزندانم، با آرامش نشسته و به آنها نگاه کرده باشم. همیشه یکی در خطر و یا فراری و یا زندانی بوده است. از وقتی فرزندانم بزرگ شدند، حاکمین نگذاشتند روز خوشی در کنار هم داشته باشیم.
 به‌خاطر ندارم که دیوارهای منزلم، چه زمانی رنگی از شادی و آرامش داشته باشند، فراموش کرده‌ام چگونه می‌توان از ته دل خندید. نمی‌توانم گریه نکنم، این حرفها را هم در حالی می‌زنم که اشک از گونه هایم روان است، اشکی داغ و پر از غم و حسرت.
 روزگاری انور در زندان بود و افشین دنبال کارهایش و امروز افشین و رامین در زندان هستند و برادران دیگرش دنبال کارشان، یکی از برادران آنها در آلمان است، امجد حسین پناهی فرزند من که لحظه‌ای آرام و قرار ندارد، چون رامین برادرش را این هفته به اعدام محکوم کردند.
 شش ماه شکنجه و آزار و توهین به او که قلبم را پاره پاره کرده و اکنون وحشت و اضطراب اعدام، آیا می‌توانید یک لحظه خودتان را جای من بگذارید. فرزند من یک فعال سیاسی بود و حکومت را قبول نداشت. 
امیدوارم اقدامی بکنید و هرکاری که می‌توانید انجام دهید رامین را اعدام نکنند.
 می‌گویند اگر شما نامه‌یی به مقامات حکومت ایران بنویسید بسیار تاثیرگذار است. پس به‌عنوان مادری داغ دیده که یک فرزندم را ترور کرده‌اند و اکنون یک فرزند ٢٤ساله دیگرم را می‌خواهند اعدام کنند، با قلبی زخمی و دردمند از شما می‌خواهم که کمکم کنید. به مقامات حکومت اسلامی نامه بنویسید و بخواهید رامین دلبند و عزیزم را اعدام نکنند. من از همه کسانی‌که مخالف اعدام هستند تقاضای کمک دارم. نگذارید فرزندم را اعدام کنند.
 شرافت زرینی مادر رامین حسین پناهی 

ایران - فرازهایی از سخنان مریم رجوی در گردهمایی پاریس خرداد۹۶





ایران - فرازهایی از سخنان مریم رجوی در گرد همایی پاریس خرداد۹۶
سه حقیقت اساسی
آفتاب تغییر بر ایران تابیده است. رژیم حاکم، بیش از همیشه آشفته و ناتوان است. جامعه ایران لبریز نارضایتی است و جامعه بین‌المللی سرانجام به این واقعیت نزدیک شده که مماشات با رژیم ولایت فقیه خطاست.
همین اوضاع جوشان سه حقیقت اساسی را برای رسیدن به ‌‌آزادی ایران و صلح و آرامش در منطقه بیان می‌کند:
اول:‌ ضرورت سرنگونی رژیم ولایت فقیه.
دوم: در دسترس بودن سرنگونی این رژیم.
و سوم: وجود یک آلترناتیو دمکراتیک و مقاومت سازمانیافته، برای به‌زیر کشیدن استبداد مذهبی.
یگانه راه‌حل، سرنگونی رژیم ولایت فقیه
اما معنی این کلمات چیست؟
نخست پاسخ به‌این سؤال است که با رژیمی که عامل اسارت ایران و ایرانی و نیروی جنگ و کشتار در منطقه است، چه باید کرد؟
آیا واقعا این رژیم اصلاح‌شدنی است؟ خیر، از 
۳۸ سال عمر این رژیم، بیست سال‌ آن را مدعیان اصلاحات بر سر کار بوده‌اند و جز خدمت به‌ ولایت‌فقیه کاری نکرده‌اند.
آیا با امتیاز دادن، این رژیم تغییر رفتار می‌دهد؟‌ خیر، دولت‌های آمریکا و اروپا در سه دهه گذشته این روش‌ها را ده‌ها بار آزموده‌اند.
و آیا مهار این رژیم امکان‌پذیر است؟‌ خیر، این سیاست که اسمش را مهار گذاشته‌اند، در عمل مانع یک سیاست قاطع علیه رژیم است.
نتیجه همان چیزی است که مقاومت ایران از آغاز بر آن تأکید کرده است. همان چیزی که امروز بسیاری در جهان به‌آن رسیده‌‌اند: راه‌حل، و یگانه راه‌حل، سرنگونی رژیم ولایت فقیه است.
بزرگ‌ترین تهدید رژیم: قیام‌های کمین کرده در دل جامعه ایران

دومین حقیقت این است که سرنگونی رژیم ولایت فقیه، شدنی است و در دسترس است

زیرا با نارضایتی گسترده اجتماعی محاصره شده‌ است. به‌تصریح سرکردة نیروی انتظامی، سال گذشته نزدیک هزار تظاهرات و اجتماع اعتراضی در سراسر کشور برپا شده است

به ۳۰میلیون زاغه نشین نگاه کنید به گورخوابها نگاه کنید به جمعیت ۱۰میلیونی بیکاران نگاه کنید ...

بله، بزرگ‌ترین تهدید رژیم برخلاف تبلیغاتش دشمن خارجی نیست؛ بلکه قیام‌های کمین کرده در دل جامعه ایران است
واقعیت این است که سرنگونی رژیم ولایت فقیه، شدنی و در دسترس است. به‌دلیل ناتوانیهای رژیم‌‌، از جمله
ناتوانی در مهار فروپاشی اقتصادی و فجایع زیست‌ محیطی و ناتوانی در تأمین ابتدایی‌ترین خواست‌های مردم به‌جان آمده، ناتوانی در دستیابی به بمب اتمی و حتی ناتوانی در یک‌دست کردن رژیم
سرنگونی آخوندها دردسترس است. زیرا خود را در سه جنگ فرساینده در خاورمیانه گرفتار کرده‌اند و به‌هر صورتی که از آن بیرون بیایند به‌موجودیت خود لطمه می‌زنند


ایران دیدگاه مریم رجوی در مورد زنان / 10 ماده انقلاب



زنان


آزادی‌ها و حقوق برابر زنان
درباره آزادی و برابری زنان در ايران فردا بر موارد زير تأكيد میكنيم:
۱- آزادی‌ها و حقوق اساسی
ـ زنان بايد بطور برابر حق برخورداری و حفظ همه حقوق‌بشر و آزادی‌های اساسی را داشته باشند.
ـ زنان از هر قوميت، مذهب و طبقه اجتماعی، در هر سنی كه هستند و در هر كجا سكونت دارند ـ شهر يا روستا ـ بايد از حقوق برابر با مردان در همه زمينه‌های اقتصادی، اجتماعی، سياسی برخوردار باشند. تبعيض (1) نسبت به زنان در تمام اَشكال آن بايد محو شود.
ـ زنان در انتخاب محل سكونت، نوع شغل و تحصيل آزادند و از حق انتخاب آزادانه همسر، حق انتخاب پوشش، حق مسافرت آزادانه، حق خروج از كشور، حق كسب تابعيت، حق تفويض تابعيت به فرزند، حق طلاق، حق حضانت و حق ولايت بر فرزند برخوردارند. 
ـ اعتقاد به دين و مذهب و عقيده معينی نبايد موجب تحقير هيچ زنی يا منع آن‌ها از دسترسی به فرصت‌های شغلی، امكانات آموزشی يا دادخواهی شود.

۲- برابری در مقابل قانون
ـ زنان بايد به‌طور برابر با مردان از حمايت قانون برخوردار باشند.
ـ در مقابل خشونت، تجاوز، تبعيض و نقض آزادی، زنان بايد به راه‌كار‌های قضايی مطمئن دسترسی داشته باشند.
ـ زنان بايد از حق برابر با مردان در دادخواهی برخوردار باشند.
ـ دادگاه ها بايد اعتبار شهادت و سوگند زنان با مردان را برابر محسوب كنند. 
ـ سن قانونی برای دختران ۱۸ سال تمام خواهد بود. دختران تا قبل از اين سن مسئوليت جزايی ندارند.
۳- آزادی انتخاب پوشش
ـ زنان در انتخاب پوشش خود آزادند. 
ـ قانون حجاب اجباری لغو می‌شود. 
ـ مقرراتی كه رعايت نكردن حجاب را مستوجب مجازات‌های اداری براي كارگران يا كارمندان زن دانسته، لغو می‌شود. 
ـ قوانين نوشته يا نانوشته كنترل پوشاك و رفتار زنان تحت عنوان «بدحجابی» كه حق آزادی و امنيت زن ايرانی را نقض كرده، در ايران فردا جايی ندارد.

۴- مشاركت برابر در رهبری سياسی
ـ زنان بايد از «حق شرکت در تعيين سياست‌های حکومت و اجرای آن‌ها و به‌عهده داشتن پست‌های دولتی و انجام وظائف عمومی در تمام سطوح حکومتی» برخوردار باشند. 
ـ به‌طور خاص زنان بايد حق مشاركت برابر در رهبری‌سياسی جامعه را داشته باشند. 
ـ من پيشنهاد خواهم كرد در راستای رفع نابرابری، دولت نيمی از اعضای كابينه خود را از ميان زنان انتخاب كند. من همچنين پيشنهاد می‌كنم احزاب سياسی حداقل نيمی از كانديداهای خود برای شركت در انتخابات پارلمان را از زنان انتخاب كنند.
ـ هر قانونی كه منع و محدوديتی برای تصدی زنان در پستهای مديريتی و مشاغل عالیرتبه قضايی و حقوقی قائل باشد، فسخ می‌شود.
۵- برابری اقتصادی
ـ زنان بايد دارای حقوق مساوی با مردان در برخورداری از سهم‌الارث هم‌چنين در انعقاد قراردادها و اداره اموال باشند.(۹) 
ـ در بازاركار، زنان بايد از فرصت‌های برابر با مردان برخوردار باشند. 
ـ در ازاء كار مساوی، زنان بايد از دستمزد و مزايای مساوی با مردان برخوردار باشند. همچنين از امنيت شغلی و تمام مزايا.
ـ در دسترسی به مسكن، تغذيه مناسب، خدمات بهداشتی، تحصيل و فعاليت ورزشی و هنری زنان بايد از فرصت‌های مساوی با مردان برخوردار باشند.

۶- برابری در خانواده
ـ زنان بايد حق آزادانه و يکسان برای انتخاب همسر، ازدواج و طلاق داشته باشند.
ـ چند همسری ممنوع است.
ـ ازدواج قبل از رسيدن به سن قانونی ممنوع است. در زندگی خانوادگی هرگونه اجبار و تحميل به زن ممنوع است. 
ـ مسئوليت‌های خانوادگی همچون خانه‌داری و نگهداری از کودکان، فعاليت شغلی و آموزش كودكان مسئوليت مشترك و برابر زن و مرد است. 
ـ زنان بايد از حق حضانت فرزندان خود برخوردار باشند. 
ـ از به كارگماردن دختربچه‌ها قبل از رسيدن به سن قانونی ممانعت خواهد شد و برای آنان امتيازات ويژه در زمينه آموزشی در نظر گرفته خواهد شد.
ـ. تفتيش و دخالت حكومت در زندگی خصوصی زنان ممنوع است.

۷- منع خشونت
ـ اَشكال مختلف خشونت نسبت به زنان، اقدام‌های تهديد‌آميز يا محروم كردن اجباری آنان از آزادی‌هايشان جرم محسوب می‌شود.

۸- منع بهره‌كشی جنسی
ـ تجارت جنسی ممنوع است.
ـ قاچاق زنان و واداشتن آنان به تن‌فروشی جنايت است و عوامل آن تحت تعقيب قرار می‌گيرند. 
ـ كسانی که مرتکب جرايم جنسی نسبت به کودکان شوند بايد تحت پيگرد قانونی قرار گيرند.
ـ منع هرگونه بهره‌كشی جنسی از زن تحت هر عنوان و الغای كليه رسوم و قوانين و مقرراتی كه بر طبق آن پدر و مادر، ولی، قيم يا ديگری دختر يا زنی را، به‌عنوان ازدواج يا هر عنوان ديگر، برای تمتع جنسی يا بهره‌كشی به ديگران واگذار می‌كنند.

۹- لغو قوانين شريعت آخوندی
ـ احكام شريعت آخوندی در قوانين ايران فردا جايی نخواهد داشت.
ـ « لغو کليه مقررات کيفری داخلی که باعث به‌وجود آمدن تبعيض عليه زنان می‌باشند» مورد تأكيد قرار می‌گيرد. 
ـ قوانين ننگين و موحشی نظير سنگسار برخواهد افتاد. 
ـ كليه قوانينی كه جنايت عليه زنان را به بهانه‌های ناموسی مجاز شناخته، لغو می‌شود.
۱۰-تسهيلات اجتماعی
ـ زنان بايد از تأمين اجتماعی به‌ويژه در موارد بازنشستگی، بيکاری، بيماری، دوران پيری و ساير اَشكال کارافتادگی و همچنين حق مرخصی استحقاقی در زمان بارداری و زايمان وحق برخورداری از تغذيه و خدمات رايگان در اين دوران برخوردار باشند.
ـ دولت برای تأمين مهد كودك و شيرخوارگاه مورد نياز برای نگهداری فرزندان زنان شاغل برنامه‌ريزی كند و همه زنان شاغل به مهد كودك و شيرخوارگاه‌ برای نگهداری فرزندان‌شان دسترسی داشته باشند.
ـ زنان متعلق به گروه‌های اقليت، پناهنده و مهاجر، زنان ساكن مناطق روستايی يا دورافتاده، زنان بينوا، زنانی زندانی، دختربچه‌ها، زنان معلول، ناتوان يا کهنسال بايد از حمايت‌های مالی، آموزشی و بهداشتی ويژه دولت برخوردار شوند.
ـ محروم كردن زنان استخدام شده بر اساس قراردادهای موقت، از تأمين اجتماعی ممنوع است.
ـ اخراج زنان يا كاهش دستمزد آنان به‌خاطر بارداری يا زايمان يا سپردن مشاغل زيان‌آور به آن‌ها در اين دوران ممنوع است.
ـ حمايت از زنان سرپرست خانوار يك وظيفه ضروری برای دولت است.
مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی
تجربه ما (در درون جنبش مقاومت) اين است كه شكستن طلسم نابرابری، بدون يك جهش، ممكن نيست و بايد مواضع مسئول رهبری كننده را بدون هيچ نگرانی به ذيصلاحترين زنان سپرد. 
هژمونی زنان در اين مقاومت، به‌مثابه يك تحول ساختارشكن برای زنان، راه مسئوليت‌پذيری را در همه زمينه‌ها باز كرد.
بر اثر اين كارزار، آن‌ها موفق به كسب ارزش‌های نوين شدند و بر فرهنگ كهنه و ارتجاعی غلبه كردند.
در اولين قدم، آن‌ها به خود و توانمندی‌های خود باور كردند. و هنگامی كه دريافتند كه نقش مسئولانه آنان چقدر در پيشبرد مبارزه با استبداد مذهبی ضروری ‌است، از دنيای غيرمسئول و كنش‌پذير و از دنيای زنی كه تنها به اتكاء ديگری اعتبار می‌يابد، به دنيای زنان مسئول كه هدايت يك مبارزه را با همه پيامدهای آن به‌دست می‌گيرند، قدم گذاشتند.
آن‌ها ضدارزش‌هايی مانند، حسادت، قياس، اصالت دادن به‌ويژگی‌های فيزيكی، مثل شكل و قيافه، و جوانی و پيری را كه همه شما خوب می‌دانيد كه خوره انرژی‌های زنان است، از خود دور كردند. آن‌ها هم‌چنين توانستند تزلزل و شكنندگی را تبديل به صلابت و استحكام كنند. آن‌ها ترس از شكست، و ضعف نشان دادن در مقابل هجوم سختی‌ها را از خود دور كرده‌اند و به‌جای فروريختن، آموختند كه قدرت غلبه بر شكست را در خود بپرورانند. آن‌ها ياد گرفتند كه به‌جای نااميدی، همواره اميدوار و سخت كوش، به‌سمت پيروزی راه باز كنند. 
درجنبش ما رابطه زنان به گونه‌يی تغيير كرده كه مانند خواهران تنی در كنار يكديگر كار می‌كنند، همديگر را می‌شنوند و پشتيبان يكديگرند و سخت ترين مسئوليت‌ها را اين چنين با‌هم پيش می‌برند.
آن‌ها رقابت منفی بين زنان را كنار زده‌اند؛ به نحوی كه ارتقای هر زن، عامل تشويق و انگيزش ساير زنان است، تلاش جمعی برای ارتقای مسئوليت ساير زنان، يك ارزش است و همه زنان می‌توانند اين ارزش‌ها را كسب كنند.
آن‌ها به اين باور رسيده‌اند كه با پشتيبانی و همكاری با ساير زنان، خودشان توانمندتر می‌شوند. و در اين مسير قدرت بالايی برای ايثار كردن نسبت به ساير خواهران شان كسب كرده‌اند.
به همين دليل است كه توانسته‌اند اشرف را در سخت‌ترين و بغرنج‌ترين نبردهای ده‌سال گذشته، رهبری كنند...
برای بنای ايران آزاد فردا نيز بايد به‌همين ديدگاه، مجهز بود؛ تا با آن بتوان نهادهای دموكراسی را در جامعه فردا تأسيس كرد. يعنی مقاومت ما اين رسالت را نيز بر دوش دارد كه سازنده و تأسيس‌كننده باشد.
اگر دموكراسی بر برابری زن و مرد، مشاركت برابر همگان، انتخاب آزادانه آحاد جامعه و بيان آزاد و بی‌قيد و شرط بنانشود، به‌سرعت به انحراف و ارتجاع كشيده می‌شود.
امر برابری در درون جنبش ما، نويد الهام‌بخشی برای جامعه ايران، به‌خصوص برای زنان و جوانان است.
وقتی كه جنسيت‌گرايی را هدف قرار می‌دهيد، داريد سنگ بنای ولايت‌فقيه را درهم می‌شكنيد. و‌وقتی كه زن‌ستيزی آخوندها را نشانه می‌رويد، قلب ايدئولوژی آن‌ها را نشانه رفته‌ايد. در اين صورت، ديگر نه فقه و شريعت آخوندی، و نه قوانين و فرهنگ ارتجاعی آن ها، تكيه گاهی پيدا نمی‌كند.
اين توضيح، روشن كننده اين امر است كه چرا آخوندها بی‌وقفه، گسترده و با دجاليت تمام،‌ مجاهدين را هدف قرار می‌دهند. 
نخستين جرم مجاهدين از نظر آن‌ها، تعهد به آرمانشان برای تغيير رژيم در ايران است. اما علاوه بر اين، در شريعت آخوندها، مجاهدين و مقاومت ايران، گناه كبيره مرتكب شده‌اند. زيرا اين مقاومت معتقد است كه زن ايرانی شايستگی آن را دارد و بايد سكان رهبری را در ايران دموكراتيك فردا به‌دست بگيرد. ...
زيرا اين جنبشی است كه به كلی با ايدئولوژی و رفتار رژيم ديكتاتوری مذهبی ، سر ستيز دارد و به‌پاخاسته تا كاخ ستم و نابرابری را از اساس واژگون سازد.
(سخنرانی در كنفرانس بين المللی روز جهانی زن، ۹مارس۲۰۱۳ ـ ۱۹اسفند۹۱)
علیه حجاب اجباری
عرصه فراگیر دیگر در اعمال خشونت و اجبار در ایران، حجاب اجباری است. زنان ایران از نخستین هفته‌های حاکمیت خمینی به حجاب اجباری اعتراض کردند. در همان روز‌ها زنان مجاهد نیز فعالانه در تظاهرات علیه حجاب اجباری شرکت داشتند....
سلسله‌یی از قوانین وضع شده که آزادی فردی و اجتماعی را از زن ایرانی سلب می‌کند. چند نهاد ویژه سرکوب تأسیس کرده‌اند که کارشان مقابله با بدحجابی است...در واقع‌، آن‌ها، ایران را به زندان بزرگ زنان تبدیل کرده‌اند. 
به‌همین دلیل ما باز هم می‌گوییم: زن ایرانی باید آزاد باشد! باید خودش انتخاب کند که چه عقیده‌یی داشته باشد‌، چه بپوشد، و چگونه زندگی کند. و تکرار می‌کنیم که نه به حجاب اجباری، نه به دین اجباری و نه به حکومت اجباری.
(سخنرانی در کنفرانس زنان متحد علیه بنیادگرایی به مناسبت روز جهانی زن، پاریس، ۲۷ فوریه۲۰۱۶)
زن ستيزی محور سركوب عليه تمام جامعه است و بقای استبداد آخوندی به آن مشروط است. علت زن‌ستيزی اين رژيم، تعصب كور مذهبی يا تلاش برای حفظ عفاف جامعه يا كيان خانواده نيست. در دوران آخوندها، جامعه ايران شاهد فرو ريختن ارزش ها و همچنين گسترش فحشا بوده است. زن‌ستيزی به بهانه دين، به اين دليل سيستماتيك و مستمر شده كه اهرمی برای سلطه انحصاری ولايت فقيه است. ده‌ها نهاد سركوبگر رژيم برمحور زن‌ستيزی می‌چرخد. 
اين، دستاويز و توجيه‌گر عمليات كنترل دائمی مردم در خيابان‌ها، و موضوع كار گشت‌های سركوبگر خيابانی و نهادهايی مانند «اداره مبارزه با منكرات» يا «پليس امنيت اخلاقی» و ۲۰نوع پليس ديگر شده است. كما اين‌كه مقابله با زنان به بهانه بدحجابی، از مؤثرترین حربه‌ها برای ايجاد خفقان توسط رژيم در جامعه و خاموش‌کردن هرصدای اعتراضی است....
به بند‌كشيدن زنان با تشبث به بهانه‌های به‌اصطلاح مذهب، هر مرز و محدوديتی را برای آخوندها از بين برده است. يعنی بدين وسيله، آن‌ها دست خود را برای دخالت و كنترل، در همه‌جا بازتر می‌بينند. از جمله در محيط‌های آموزشی و اداری و توليدی، در گزينش كارمندان يا اخراج آن‌ها، در كنترل دائمی رفت‌وآمد زنان و جوانان در خيابان‌ها، در ورود خودسرانه به خانه‌های مردم، در سانسور كتاب و فيلم و تئاتر و موزيك، در فيلترينگ سايت‌ها و شبكه‌های اجتماعی و در پرونده‌سازی‌های قضايی يا حمله به ميهمانی‌ها. 
به‌همين خاطر است كه در رژيم آخوندها تحميل و كنترل حجاب، اين همه در سياست ها و قوانين رژيم اهميت يافته و آشكارا بی حجاب را مترادف ضد انقلاب معرفی می‌كنند. 
به‌همين خاطر است كه هرگاه رژيم دچار يك شكست سياسی و بين‌المللی می‌شود يا هرگاه با قيام‌ها و شورش‌های اجتماعی مواجه می‌شود، از يك طرف تعداد اعدامذها را بالا می‌برد و از طرف ديگر عمليات مبارزه با بدحجابی را شدت و گسترش می‌دهد....
آخوندهای حاكم می‌دانند كه اگر از حجاب اجباری يا هر يك از قوانين و سياست‌های خود عليه زنان دست بردارند، نيروی زنان به‌سرعت پيشروی می‌كند‌ و تمام جامعه را به‌حركت در می‌آورند. 
(سخنرانی در روز جهانی زن، پاریس- ۱۸اسفند ۱۳۹۴- ۸ مارس ۲۰۱۵)

۱۳۹۶ بهمن ۸, یکشنبه

ایران - شهادت غلامرضا محمدی جوان ورزشکاری از کرمانشاه به اتهام نرسیدن مواد

سید رسول ابراهیمی

سخنگوی کمیته قضایی مجلس: معترضان به‌خاطر زشتی کارشان در زندان دق و خودکشی کرده‌اند
دژخیمان وزارت اطلاعات در کرمانشاه در روز شنبه ۳۰دی پیکر شهید غلامرضا محمدی، جوان ورزشکاری که در روز ۱۲دیماه در اعتراضات مردم این شهر بازداشت شده بود را به خانواده وی تحویل دادند. اطلاعات آخوندی وقیحانه علت درگذشت او را نرسیدن مواد مخدر به او اعلام کرد.
سینا قنبری
تکرار دروغهای زنجیره‌یی علیه جان‌باختگان در زیر شکنجه در حالی است که اخبار مربوط به مجبور کردن زندانیان به خوردن داروهای سمی، مجبور کردن دانش‌آموزان و دانشجویان دستگیرشده به خوردن قرص متادون، علاوه بر زندانیان آزاد شده، توسط منابع دیگر از جمله نمایندگان مجلس رژیم نیز تأیید شده است.

در همین حال، آخوند حسن نوروزی، ﺳخنگوی‌ کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس رژیم در یک اظهارنظر رذیلانه مدعی «دق کردن» و «خودکشی» زندانیان شد و گفت: «زندانیان فوت شده از احساس گناه دق کرده‌اند. ممکن است مرگ بسیاری از این افراد در زندان به دق کردن آنها از غصه به‌خاطر کارهایی که انجام داده‌اند، مربوط باشد. اینها در زندان به زشتی کار خود فکر کرده و شاید همین منجر به خودکشی آنها شده است».

این پریشان‌گویی‌ها نشانگر هراس گشتاپوی نظام آخوندی از عواقب جنایت علیه بشریت در حق مردم به‌پاخاسته و فرزندان دلیر مردم ایران است. روز حسابرسی از کارنامه تبهکاری فاشیسم دینی حاکم نزدیک است.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۳بهمن ۱۳۹۶ (۲۳ژانویه ۲۰۱۸)

Maryam Rajavi at the Council of Europe 24 January 2018 Call for the rele...



مریم_رجوی #قیام_سراسری #Iran #سرنگونی, #شهدای_قیام  #پارلمان اروپا #زندانی_قیام #قیام_بهمن#

۱۳۹۶ بهمن ۳, سه‌شنبه

ایران -فراخوان هنرمندان، نویسندگان و روشنفکران در حمایت از قیام آزا دیخواهانه سراسری به نقل از سایت مجاهد



فراخوان هنرمندان، نویسندگان و روشنفکران
به عموم اقشار مردم ایراندر حمایت از قیام آزا
 دیخواهانه سراسری

به‌عنوان وظیفه عاجل مبارزاتی و میهنی همه ایرانیان آزاده و ایراندوست
هم‌میهنان آزادیخواه!
سرتاسر دشت خاوران سنگی نیست
کز خون دل و دیده برو رنگی نیست
اعتراض حق‌طلبانه‌ و مشروع مردم به‌جان آمده مشهد که در هفتم دی آغاز شد و با سرعت چشمگیری به‌بیش از صد شهر ایران گسترش یافت، اکنون به قیامی سراسری با خواست سرنگونی تمامیت رژیم ارتقاء یافته، که تغییر سرنوشت ایران، از اسارت تحت حاکمیت استبداد مذهبی به آزادی و حاکمیت مردم را پیشاروی خود قرار داده است.

این قیام چنان که از شعارهای همه‌گیرش پیداست؛
اصل ولایت فقیه و به‌زیر کشیدن خامنه‌ای را هدف خود قرار داده و استبداد دینی حاکم را قویاً نفی می‌کند، بر سوء‌استفاده از اسلام و اهرمهای دین‌پناهانه حاکمیت که منجر به صعود به پله‌های قدرت طلبی و تحکیم حکومت مرتجعان جبار شده و ملتی را به‌ستوه آورده است، خط بطلان می‌کشد، حاکمیت آخوند را مردود می‌شمارد، جنگ‌افروزی و تروریزم سپاه پاسداران خامنه‌ای در سوریه و کل منطقه را برنمی‌تابد، در برابر فساد و چپاول حاکمان غارتگری به پاخاسته‌ است که «گدایی» را به‌ملتی دردمند و فقیر تحمیل کرده‌اند تا بر داراییها و ثروت بیکران کشور به‌طور انحصاری «آقا» یی داشته باشند، با صدای بلند پایان ماجرای خیانت‌کارانه مدعیان ریاکار «اعتدال» و «اصلاحات» را اعلام کرده و خواهان یک جمهوری بر اساس آزادی، استقلال و جدایی دین از دولت است.

در تقابل با سرشت آزادیخواهانه و دموکراتیک این قیام که هیچگونه پیوند یا منفعت مشترکی با رژیم ولایت فقیه ندارد، جناح‌ها و خرده‌ جناح‌های وابسته به آن به ابراز و اظهار دشمنی و کین‌توزی آشکار مبادرت ورزیده‌اند. در این سرفصل خطیر و تاریخساز، اصلاح‌طلبان قلابی که از آغاز تاکنون نقش ننگینی جز مشاطه‌گری چهره خونریز و کریه ولایت فقیه نداشته‌اند، لاجرم برای بقای خود و حفظ نجات نظام ضدایرانی ولایت فقیه از سرنگونی محتومش، نقاب‌ها را کنار زده و با افشای ماهیت خود به‌طور علنی خواستار سرکوب مردم به‌پاخاسته می‌شوند!

هموطنان عزیز!
این مبارزه سرنوشت‌ساز می‌تواند از یک‌سو با پیروزی بر دژخیمان حاکم، به تحقق آمال دیرینه مردمی ایران برای آزادی و حاکمیت ملی و مردمی بیانجآمد و در شقی دیگر به استمرار اسارت تلخ و خونین و نیز تیره روزی ایران و ایرانی در ابعادی بسا وحشتناکتر بینجامد. بنابراین نقش هر ایرانی شریف و آزاده در این میانه می‌تواند بسیار مؤثر و تعیین‌کننده باشد. رژیم هنرکش و قرون‌وسطایی آخوندی بنا‌ به ماهیت ضدتاریخی خود، علاوه بر نابود کردن اقتصاد ایران ضربات کاری و جبران ناپذیری بر همه ارزشهای تاریخی، فرهنگی، هنری، ادبی و علمی این خانه کهنسال و خاک پرگهرمان واردکرده است. بر ما به‌عنوان دست‌اندرکاران هنر، ادب، دانش و فرهنگ شایسته و بایسته است که بر وظیفه و رسالت خود که در عمق و جوهر آن دفاع از زندگی و ارزشهای انسان ایرانی قرار دارد، با تمام قوا و استعداد و توانمندیهای خویش قیام کنیم و از اهداف خیزشهای گسترده مردم بستوه آمده میهنمان حمایت نماییم.

ما امضاء کنندگان این بیانیه با درود به قیام‌آفرینان، شهیدان و مجروحان و دستگیرشدگان، همه ایرانیان را به پشتیبانی گسترده‌ از به‌پاخاستگان دلیر میهن بخون خفته‌مان در اشکال گوناگون از قبیل شرکت فعال در تظاهرات، انتشار مطالبات و مواضع قیام‌آفرینان و مقابله نظری و سیاسی با دشمنان این جنبش ـ فرا می‌خوانیم.

امضاکنندگان فراخوان هنرمندان نویسندگان و روشنفکران عبارتند از:
1-امیر آرام: هنرمند و خواننده
2-حمید اسدیان (کاظم مصطفوی): نویسنده، شاعر
3-فریار اسدیان: نویسنده و شاعر
4-رضا اولیا: مجسمه‌ساز، نقاش
5-محسن اولیا: کارشناس هنرهای زیبا و طراح
6-عارف ابراهیم پور: استاد موسیقی و نوازنده
7-جمشید پیمان: نویسنده و شاعر ۷
8-شعله پاکروان: هنرمند تئاتر (مادر ریحانه جباری)
9-نادر خوشدل: نویسنده
10-رضا دقتی: عکاس و خبرنگار
11-حسن داعی: نویسنده و پژوهشگر
12-شاپور دانشمند: فیلم‌ساز، تهیه کننده، سناریست
13-فریدون ژورک: کارگردان سینما، تهیه کننده سینمایی
14-محمود سرابی: روزنامه‌نگار، برنامه ساز تلویزیون
15-محمد شمس: آهنگ ساز و رهبر ارکستر
16-گیسو شاکری: خواننده، شاعر و نویسنده.
17-خسرو شهریاری: کارگردان تئاتر، نویسنده و پژوهشگر
18-حمیدرضا طاهرزاده: موسیقیدان و آهنگساز
19-حسین فرشید: طنز نویس و فیلمساز
20-علی فیاض: نویسنده و تحلیلگر سیاسی
21-رحمان کریمی: نویسنده، شاعر
22-رحیم کریمی: فیلمساز، عکاس
23-حجت الله کسراییان: نقاش، و مجسمه ساز
24-صمصام کشفی: شاعر
25-مرجان: بازیگر سینما و خواننده موسیقی پاپ
26-عبدالعلی معصومی: تاریخ نگار، نویسنده
27-کامران محمدی: موزیسین
28-منوچهر هزارخانی: نویسنده و مترجم
29-ناهید همت آبادی: خواننده اپرا و نویسنده
30-هایک هاکوپیان: هنرمند، نوازنده
31-جمشید آشوغ: نویسنده و منتقد سینما
32-مهدی اخیانی: نوازنده تنبک و سنتور
33-هوشنگ اسدیان: شاعر و نویسنده
34-فرامرز اسماعیل زاده: بازیگر تئاتر و نوازنده دف و تنبک
35-بهرام اصلانی: نوازنده تار و سه تار
36-سعید اطلس: نوازنده سنتور
37-کریم اعظمی: نقاش و گرافیست، مهندس معماری
38-رسا افشارچی: نقاش و مجسمه ساز
39-یوسف اکرمی: فیلم‌ساز در تبعید
40-طهمورث امیر مستوفیان: مجسمه ساز
41-مهرداد انصاری: عکاس
42-ناصر انقطاع: پژوهشگر و نویسنده
43-داریوش ایلداری: نقاش و خوشنویس
44-شهرام بروخیم: کارگردان، نویسنده و بازیگر سینما
45-غلامحسین بهادر: نویسنده
46-علی اصغر بهروزیان: نویسنده و مترجم
47-مسعود بهی: نوازنده دف وتنبک
48-داریوش بیگدلی شاملو: نوازنده و خواننده
49-ناصر پیمان: نویسنده و مترجم
50سعید تربتی: خواننده
51-علی ترشیزی: نوازنده سازهای ضربی
52-میر اسماعیل جباری نژاد: شاعر
53-رضا جلدی: نقاش
54-جواد جمشیدی: معلم موسیقی
55-محسن جمشیدی: نوازنده ویولن
56-نسرین جهانفر: کارشناس موسیقی
57-علیرضا خادمی: نوازنده ویولن
58-پوریا خادمی: نوازنده ویولن
59-نیلوفر دوپویی: خواننده
60-عاطفه رجایی: مدیر رادیو چکاوک
61-اسد رزازی: نوازنده و خواننده
62-زهره زمانی: نقاش
63-محمد سلیمانی: خواننده
64-یحیی سیروس: نوازنده
65-کامبیز شکوریان: خواننده و نوازنده
66-رضا شمس: نویسنده
67-مهرداد عارفانی: شاعر و نویسنده
68-فریدون علیخانی: شاعر و ترانه سرا
69-نرگس غفاری: گوینده و برنامه ساز رادیو ایرآوا
70-فرخ فرخیار: نقاش و مجسمه ساز
71-فرشید فرشیدی: فیلم‌ساز
72-فرهاد فریدونی: نقاش
73-علی فلاح: نقاش و خوشنویس
74-محمد قربانی: کاریکاتوریست و نقاش
75-مجتبی قطبی: نویسنده
76-جواد کیانخواه: نقاش و بازیگر تئاتر
77-بهمن کیباخی: مدیر فنی فیلم
78-فریده گُلدره: خواننده ۷۸
79-اسماعیل محدث: نویسنده و مترجم
80-زهره محسنی پور: نقاش و وکیل
81-وزیر محمدی: فیلمبردار وکارگردان
82-رحمان مرتضوی: خواننده
83-هادی مظفری: شاعر، نویسنده
84-حجت مقدم: کاریکاتوریست
85-علی مهدوی: خواننده
86-احمد رضا مؤید محسنی: آهنگساز و نوازنده
87-فرهاد میرفخرایی: خواننده و نوازنده
-88شیرین نجف آبادی: نویسنده
89-اباذر نوری زاد: فیلم‌ساز
90-عبدی هزارخانی: فیلم‌ساز.


ایران - در قیام سراسری چه دیدی ؟ همان آشنای دیرین بود...طیبه داوری


ما در قیام پیامت را گرفتیم  
ما در قیام حضورت را دیدیم 
 ما در قیام ضربان قلبت را که برای مردم می تپید شنیدیم
  ما در قیام صدای صاحب قیام را بگوش جان شنیدیم
ما در قیام ضرورت سرنگونی را دیدیم مردم جانشان به لبشان رسیده
ما در قیام دسترس بودن سرنگونی را در شیردلی ملت و بزدلی ولی فقیه دیدیم
ما در قیام حضورجایگزین دمکراتیک را درهزارکانون اشرفی شورشی قیام
!آفرینان دیدیم، ولی فقیه هم دید

...صاحب قیام، معمار انقلاب همان آشنای دیرین بود


#Maryam_Rajavi #ایران #همبستگی  #قیام_بهمن96 #سرنگونی #زندانیان_قیام #قیام_سراسری #تظاهرات_سراسر# Iranprotests# #مسعودرجوی

۱۳۹۶ بهمن ۲, دوشنبه

ایران - وظایف پیشتاز و ویژگیهای مهم قیام ایران :مهدی ابریشمچی ارتباط مستقیم


مطالب ارتباط مستقیم که بصورت نوشتآری آمده است

سوال: وظیفه امثال ما در خارجه و در داخل چیست؟ آنچه در خارج به عقل ما می‌رسد شرکت فعال در آکسیونها و تظاهراتها و استفاده خوب از دستگاه مجازی و... است
مهدی ابریشمچی: با سلام و درود. اول اجازه بدهید من تقدیر کنم از اشرف‌نشانهایی مثل شما که سالهای سال در سنگر مقاومت استوار و سخت‌کوش ایستادید. امروز آنچه که در داخل کشور می‌گذرد، به هیچ عنوان جدا از آنچه در خارج کشور اشرف‌نشانها انجام دادند، نیست. ثمره همان تلاش است
واقعیت این است که به یمن تلاشها و مبارزات و کوششهای این مقاومت در خارج کشور، خوشبختانه سیاستهای بین‌المللی هم به بن‌بستی که در مماشات رسیده بود، پی برده است. امروز تا آنجایی که به ایران بر می‌گردد و مسأله ما است، سیاست متفاوتی به نسبت دوران مماشات بر جهان حاکم است؛ سیاستی که تضاد با رژیم را عمده می‌گیرد، نه مماشات با رژیم را. البته آنها هم بر اساس منافع و مصالح ملی خودشان حرکت می‌کنند؛ چون این رژیم بوده که در منطقه و در جهان به تروریسم و گسترش بنیادگرایی پرداخته است
می‌خواهم یادآوری کنم که:
اول: پشتیبانی سیاسی بین‌المللی از مقاومت و قیامی که در داخل جریان دارد، چیز بسیار ارزشمندی است. این اولین وظیفه است. شما این کار را با تظاهراتها و آکسیونهایی که می‌گذارید و با سخت‌کوشی هزار برابر ادامه دهید. از سربازانی که امروز علیه اشغالگری آخوندها در میهن می‌جنگند، حمایت کنید. شما صدای آنها باشید. این پشتیبانی بسیار مهم است
دوم: نسبت به جنایتهایی که رژیم دارد می‌کند، هوشیار باشید. این جنایتها را باید در صحنه بین‌المللی افشا کرد. ما نباید اجازه دهیم صدای زندانیان مظلوم در زندانهای این رژیم که دارند آنها را شهید می‌کنند، پشت این دیوار توسط آخوندهای جنایتکار خفه شود و خاموش بماند. شما باید صدای آنها باشید. شما باید پارلمانها و تمام مجامع بین‌المللی را اطلاع‌رسانی کنید. هر کس در کشور خودش با مراجعات مکرر خود، درشان را از پاشنه بکند تا این‌که این صدا به گوش مردم برسد. باید برای آنها حمایت جمع کرد. شما می‌دانید که برای کسی که در خیابان می‌جنگد، داشتن یک صدا در خارج کشور بسیار مهم است. من یادم می‌آید آن موقعها که در زندان شاه خائن بودیم، وقتی ملاقات ما می‌آمدند، اولین سؤال ما این بود که آیا در صحنه بین‌المللی حمایتی از زندانیان سیاسی وجود دارد؟ البته شاه با مناسبات بین‌المللی که داشت، تلاش می‌کرد با لابی‌های خود، این صدا را خاموش کند. ولی یک صدای کوچک، برای ما بسیار ارزش داشت
بنابراین باید در این زمینه‌ها کوشش کرد. می‌شود از جنبش داخل کشور پشتیبانی مالی کرد. این تلاشهایی که انجام می‌گیرد، نیاز به پشتیبانی مالی دارد. به نظر من همه این کارها اسمش پشتیبانی است. پس جبهه گسترده‌یی است که می‌توانید کار کنید
در رابطه با داخل کشور هم، رهنمودهایی که برادرمان مسعود دادند، روشن است: تشکیل شوراهای گسترده از لایه‌ها و اقشار متفاوت و همین‌طور تشکیل تیمهای ارتش آزادی‌بخش. اینها رهنمودهای روشنی هستند که باید دنبال کرد
سوال: قیام همه را غافلگیر کرد؛ از رژیم گرفته تا همه کسانی که مسائل ایران را دنبال می‌کنند. علت چه بود؟ 
مهدی ابریشمچی: بله، با شما کاملاً موافقم که رژیم و خیلی تحلیلگران و ناظران را غافلگیر کرد. اما مقاومت ایران را غافلگیر نکرد. اگر یک نگاه به پشت سر بکنید، به همه آن چیزهایی که در سیمای آزادی گفته شد و منتشر گردید و مصاحبه‌هایی که انجام گرفت، می‌بینید آنچه به‌خصوص در یک سال اخیر در فرهنگ مقاومت مملو بوده، این است که فضای ایران آبستن تحولات بسیار چشمگیر و مهیای قیام می‌باشد
قدم به قدم کارزار ما، کارزار سرنگونی است؛ چه در بیان رهبری ما و چه در بیان شورای ملی مقاومت به‌مناسبت اجلاس‌هایش. این امر در گفتارهای خواهر مریم ـ به‌خصوص در آخرین گردهمایی سالیانه ما در ویلپنت ـ خیلی صریح آمده است که همه شرایط برای سرنگونی آماده و سرنگونی در دسترس است. معنا و مفهوم آن، این است که میوه را می‌شود چید
فکر می‌کنم علت غافلگیری رژیم و همین‌طور بسیاری از ناظران، توجه نداشتن به دو واقعیت بسیار روشن و واضح بود؛ واقعیت و عامل اول: توجه نداشتن به عمق نارضایتی مردم از ظلم و ستم همه‌جانبه‌یی که به آنها روا داشته شده است. با یک نگاه به عقب، مشاهده می‌کنید که روزانه چندین اعتصاب، تظاهرات و گردهمایی در کارخانه‌ها، در مدارس و در بیمارستانها از طرف کارگران، پرستاران و معلمان وجود داشته است. تا این اواخر، سلسه ادامه‌یابنده کسانی را شاهدیم که اموالشان را رژیم غصب کرده و به آنها پس نمی‌دهد
ما با یک جامعه جوشان سر و کار داشته و داریم. اگر کسی با بینش عمیق نگاه می‌کرد، کارگرانی را می‌دید که یک سال مزد نگرفتند و یا افرادی که ۶ماه است هیچ چیز نتوانستند به خانه‌شان ببرند. این آدمها چه‌کار باید بکنند؟! اینها همه عوامل بنیادین مربوط به قیام است که مورد توجه قرار نداشت. این یک عامل است
عامل دوم که ناظران به آن توجه نداشتند، این‌که دیگر هرگونه نگاه به درون حکومت آخوندها، از طرف مردم ایران درش تخته شده است. بازی مدره و اصول‌گرا این شد که «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا ـ دیگه تمومه ماجرا». این‌که ناگهان در تظاهرات اتفاق نیفتاد؛ بلکه قبل از تظاهرات در ذهنها، در اندیشه مردم و در فهم و درکشان از این رژیم شکل گرفته که دیگر از این رژیم علی‌الاطلاق، هیچ آبی گرم نمی‌شود. بنابراین تنها جواب، سرنگونی است
وقتی این ذهنیت در توده‌های مردم شکل می‌گیرد، پر واضح است که به خیابانها خواهند ریخت، وارد صحنه خواهند شد و خواسته‌های به‌حق خود را به‌صورت شعارها و حرکتها مطرح خواهند کرد. البته من در کنار این عامل، این را هم قرار می‌دهم که ناظران به این امر توجه نداشتند که فضای سیاسی ایران، یک فضای بی‌شکل نیست
از اولین روزی که خمینی سرکار آمد، یک آلترناتیوی شکل گرفت که ۳۶سال است در صحنه سیاسی ایران فعال، زنده و شاداب و صاحب موضعگیری بوده است. شورای ملی مقاومت در مقابل هر تحولی که صورت می‌گیرد، در صحنه سیاسی حضور دارد. در یک تحول شیمیایی، مثل نخ نباتی است که در داخل آبی باشد که به‌لحاظ قند، اشباع شده است. طبیعی است که تمام حوادث در یک لحظه، حول آن متبلور خواهند شد. کسانی در این قضیه غفلت کردند، نه خشم مردم و ناراضایتی‌شان و نه ناامیدی مطلقشان نسبت به این رژیم و تخته شدن در اصلاح‌طلب در درون رژیم و نیز حضور یک آلترناتیو در صحنه را متوجه نبودند
من سؤال می‌کنم که آیا این تصادف بود که در این قیام، زنان قهرمان در صف اول قرار داشتند؟ بدون شک نه. این محصول تاریخچه ملت ما است که از زمان انقلاب مشروطیت آغاز شد. زنان ما، زنانی نبودند که ستمگران بتوانند اینها را هل بدهند به کنج خانه و حبسشان بکنند؛ البته آن طور که آخوندها و مرتجعین زن‌ستیز می‌خواهند. این‌ها همیشه نقش خودشان را داشتند و در زمان خمینی که یک رژیم زن‌ستیز بوده، به اوج خودش رسید
می‌بینیم بین مقاومت ما ـ که در صف اول آن خواهران مجاهد قرار دارند ـ با قیامی که در خیابان اتفاق افتاده، چقدر هارمونی وجود دارد. نمونه‌اش آن صحنه زیبای فراموش نشدنی است که آن زن شجاع ایرانی یک تنه رو در روی مقامات جلاد رژیم ایستاده و فریاد زد «مرگ بر خامنه‌ای». مگر این صحنه‌های زیبا فراموش می‌شود؟ اینها صحنه‌های قهرمانانه‌یی است که هرگز به فراموشی سپرده نخواهد شد. داستان قیام ملت ما، هم به‌لحاظ اجتماعی، هم فرهنگی و هم سیاسی عمیق است
شما و برخی شرکت کنندگان در برنامه‌های این روزهایتان، گفتید که این مسأله قابل فکر کردن است. خواهر مریم در صحبت‌هایشان اشاره کردند که با وجود خشم و برافروختگی مردم و زحمتکشان که رژیم آنها را از نان شبشان محروم کرده، این قیام بسیار هدفمند و سمت و سودار و به‌لحاظ سیاسی زیباست. به‌درستی می‌خواهند رژیم را براندازند. حمله و هجوم به مراکز مالی رژیم کردند. حمله و هجوم کردند به مراکز سرکوب و به بیش از ۶۰خانه به‌اصطلاح امامان ظلم و جنایت که اسمشان را گذاشته‌اند امام جمعه. به خانه‌های نمایندگان خامنه‌ای جلاد حمله کردند؛ چون خوب می‌فهمند که اینها عامل سرکوب‌اند. اینها جلاد هستند. یک مورد حمله و هجوم به اموال عمومی و به فروشگاهها وجود نداشته است. این را چطور می‌شود تفسیر کرد؟ این نیست، جز این‌که تمام شرکت کنندگان در این قیام ـ از هر قشر و طبقه ـ عناصری آگاه هستند و می‌دانند چه می‌خواهند و دنبال چه هستند
یکی از پدیده‌های این قیام، شرکت جوانان است. یکی دیگر نقش تعیین‌کننده زنان و پیشتازانشان است که خیلی از قیام‌کنندگان اشاره کردند که راهگشا و بن‌بست‌شکن بودند. از طرفی اما همان‌طور که اشاره کردم، خیلی‌ها به عامل عینی و وضعیت مردم توجه نداشتند. همین‌طور به سوختن آلترناتیوهای داخل رژیم توجه نداشتند و غافلگیر شدند؛ ولی برای ما کاملاً این قیام قابل پیش‌بینی بود

ایران - امروز دیوارها گویای واقعیت های جامعه ایران اند : طیبه داوری

دیوارها حرف میزنند دیوارها گویای واقعیت های جامعه اند دیوارها صدای مردم اند با رنگ و ننگ پاک نمی شوند دیوارها طنین صدای بی صدایان اند دیوارکلام زندانیان قیام اند و تا به زیرکشیدن ولایت فقیه با ما و همراه مایند بله دیوارها سینه مقاومت ایران اند هزاران فریاد درگلو مانده اند هزاران قطره اشک ناچکیده اند دیوارها پیام ملت ستمدیده ایران از جهل و جنایت ولایت فقیه اند میمانند پاک نمی شوند دیوارها سنگرند دیوارها ضجه های مادران شهیدند کارنامه بچه های قیام اند دیوارها کلام زندانیان سیاهچال های شورشی اند آری دیوارهای شهر و کوی و برزن ناقل پیام صاحب انقلاب اند دنیایی عشق شور امید و آرزو برای فردای ایران آزاد شده از جنگ و جهل و جنایت بنیادگران غاصب حاکمیت ایران...

۱۳۹۶ دی ۳۰, شنبه

ایران - مریم رجوی پیشروی قیام تغییررژیم به پیش با هزار اشرف


در کنفرانسی تحت عنوان «تغییر رژیم در ایران -به پیش با هزار اشرف»
با حضور نیوت گینگریچ رئیس سابق کنگره آمریکا و همچنین سناتور رابرت توریسلی و سرهنگ وسلی مارتین و با شرکت جمعی از اعضا و هواداران مقاومت مریم رجوی گفت:

به‌همه شما خوش‌آمد می‌گویم و سر تعظیم فرود می‌آورم در برابر قیام پرشکوه ملت ایران و شجاعت و فداکاری قیام‌آفرینان برای کسب آزادی و دمکراسی.
سلام‌های بی‌پایان به‌ هزاران نفری که به‌خاطر ایستادگی در برابر خامنه‌ای روانه سیاهچال‌ها شدند.
درود‌های ما به‌شهیدان قیام‌، به‌جوانان و نوجوانان معصومی که زیر شکنجه جان باختند.
باید بگویم که با همه وجود، با شما مادران و پدرانی هم‌درد هستم که این‌ روزها در سوگ فرزندان و جگرگوشه‌هایتان اشک می‌ریزید. همدل و همراهم با شما زنان و مردانی که در سوز و سرما پشت در زندان‌ها در جستجوی فرزندانتان هستید.
با همه لحظات این دردها و رنج‌ها آشناییم؛ لحظات بی‌تابی و بی‌خبری از خواهران و برادرانمان در زیر شکنجه، لحظه‌های بهت و بیقراری از شنیدن خبر اعدام و شهادت یاران‌مان. و لحظه‌های پرشور قیام و خیزش که وصف‌ناپذیر است.
حضور شما در مراسم خاکسپاری شهیدان قیام، ایران را تکان داد. باشد که صفوف خود در این اجتماعات را هرچه طولانی‌تر و هرچه فشرده‌تر سازید. تا آخوندها بدانند که تا سرنگونی رژیمشان، جوشش این خونها ادامه خواهد یافت.
 مریم رجوی: قیام ایران، آغاز دوران پیشروی
 
می‌خواهم در این‌جا از مردم ایران قدردانی کنم؛
از دانش‌آموزان، دانشجویان، از دختران و پسران، مادران و پدران، به‌ویژه زنان و تمام هموطنان‌ام که شرف ایران و ایرانی را در چشم مردم جهان بالا و بالاتر بردند.
به‌همه شما درود که با قیام‌تان و فدای فرزندانتان و گذشتن از جان و مال و زندگی‌تان به این رژیم ضدبشری نه گفتید. بی‌تردید همه با هم، تا سرنگونی این رژیم سراپا فساد و جنایت پیش می‌رویم و پیروزی از آن شماست.
پس به‌یاد همه شهیدان و برای تقدیر از همه قیام‌کنندگان یک دقیقه کف می‌زنیم.

دوستان عزیز،
قیامی که از ۷ دی آغاز شد، با‌ سرعتی خیره‌کننده‌، ۱۴۲ شهر ایران را فرا گرفت. این قیام نشان داد که جامعه ایران انباشته از یک نارضایتی انفجاری است. نشان داد رژیم ضعیف‌تر از آن است که تصور می‌شد. نشان داد که انبوه پول‌هایی که پس از برجام به ‌جیب آخوندها سرازیر شد، نتوانست بی‌ثباتی رژیم را مهار کند. و نشان داد که مردم ایران از هر دو جناح رژیم بیزارند و سرنگونی تمامیت نظام را می‌خواهند.

این قیام برخاسته از سه تغییر بزرگ است.
نخست این‌که دیوار ترس در شهر‌های ایران شکاف برداشته است. یک ویژگی جوانان قیام‌کننده، تهور و شجاعت آنهاست. حالا این آخوندها هستند که از ترس، به‌خود می‌لرزند.
دوم آن‌که افسانه قدرت‌مندی سپاه پاسداران خامنه‌ای، باطل شده است. این نیروی اهریمنی البته جنایتکار است. اما در برابر نیروی آزادی‌خواهی مردم مات می‌شود. از این‌رو نتوانست از بروز قیام جلوگیری کند. مهم‌تر این که نتوانست مانع گسترش قیام‌ها شود.
و سوم یک نیروی نوجو، رزم‌آور، آزادی‌خواه و برابری‌طلب، از قلب شهرهای رنج‌دیده ایران سربرداشت. این جنبش نشان داد که جامعه ایران از درون خود، نیرویی برای سرنگونی ولایت فقیه دارد.
 مریم رجوی: قیام ایران، آغاز دوران پیشروی
 
 
خامنه‌ای در سخنرانی روز ۱۹ دی خود گفت: «این قضایا سازماندهی شده بود». سازمان مجاهدین آن را به اجرا درآورد. او گفت: مجاهدین «از ماهها قبل آماده بودند» و رسانه‌های مجاهدین برای آن فراخوان داده بودند.
او گفت: در رأس مثلثی که قیام را برانگیخته مجاهدین قرار دارند و دو رأس دیگر را به‌‌قدرت‌های خارجی نسبت داد.
اما مثلث حقیقی قیام چیز دیگری است. در مثلث قیام، در یک رأس سازمان مجاهدین قرار دارد. رأس دیگر پوسیدگی رژیم است که دیگر قادر به‌ادامه حکومت نیست. و رأس دیگر نارضایتی انفجاری مردمی است که دیگر این رژیم را تحمل نمی‌کنند.

بله این قیام، تجسم اراده ملت ایران است و از یک پایداری بزرگ تاریخی برای سرنگونی رژیم ولایت‌فقیه، الهام گرفته است.
مریم رجوی: قیام ایران، آغاز دوران پیشروی 
 
قیام ایران بسیاری پندارها و فریبها برای حفظ رژیم را کنار زده است:
- این قیام برخاسته از جدال جناح‌های رقیب درون حکومت نیست؛‌ به‌عکس بر تابوت نمایش‌ اصلاح‌طلبی، میخ‌های محکم کوبیده است.
- این قیام توطئه قدرت‌های خارجی نیست؛ به‌عکس سیاست مماشات دولت‌های غرب با استبداد دینی را رسوا کرده است.
- این قیام، البته از خشم عمومی علیه غارت‌گری آخوندها متأثر است؛ و از فقر و بیکاری و فاصله طبقاتی انگیزه گرفته است، اما اعتراضی محدود به‌خواست‌های معیشتی نیست؛ بلکه خیزشی است برای آزادی و حاکمیت مردم تا رفاه و عدالت اجتماعی را برقرار کند.
- این قیام عصیان کور و ناگهانی گرسنگان نیست. دیدید که در تظاهرات و اجتماعات در شهرهای ایران، حتی یک مورد حمله به مغازه‌ها یا اموال مردم صورت نگرفت. هدف آنها، مراکز سرکوب و چپاول رژیمی است که به ضرب اعدام و دستگیری و شکنجه برسر پا مانده است.
- این قیام علیه استبداد مذهبی و فریب و دروغ تحت نام اسلام است. از این نظر، آغازگر بهار حقیقی ملت‌های منطقه برای به‌زیر کشیدن بنیادگرایی و بشارتی برای ‌تمام جهان است.
این قیام حرکتی از روی ناامیدی نیست. به‌عکس از سرشارترین امیدها برای یک تغییر بنیادی در ایران جوشیده است. آری ظلمت ناباوری و تردید به‌پایان خود رسیده است؛ حالا بامداد یقین و ایمان به‌پیروزی است.
حرف این قیام‌ها همان است که مسعود گفت:‌ «به‌خلیفه ارتجاع می‌گوییم: ۳۰ سال ولایت و سلطنت مطلقه، با ارتزاق از جنگ‌های کویت و افغانستان و عراق و ارتزاق از مماشات و القاعده و داعش بس است. حالا دیگر بلند شو والا مردم از تخت ولایت بلندت می‌کنند و بر زمین می‌کوبند».
مریم رجوی: قیام ایران، آغاز دوران پیشروی 
دوستان عزیز،
موضوع دیگری که باید تاکید کنم این است که آخوندها نمی‌توانند مانع فوران دوباره قیام‌ها بشوند. زیرا آن‌ها مهم‌ترین مؤلفه‌های اقتدار خود برای به‌بند‌کشیدن جامعه را از دست داده‌اند و تنها به‌نهادهای سرکوبگر و منفور خود اتکا دارند. در نتیجه:
- ادعای برخورداری از پایگاه اجتماعی و نمایشهای انتخابات تقلبی دیگر فایده‌یی ندارد. دعاوی حامیان خارجی آخوندها درباره حمایت محرومان از این رژیم برباد رفته است. امروز همان محرومان و زحمتکشان آخوندها را محاصره کرده‌اند.
ـ فریبکاری تحت نام اسلام، دیگر حربه کارآمدی برای رژیم نیست. بلکه تأثیر معکوس دارد. و قیام‌کنندگان اکنون، به مظاهر دجالیت مذهبی آخوندها حمله می‌کنند. به‌گفته مقام‌های رسمی دفاتر ۶۰ تن از امامان جمعه رژیم مورد حمله مردم قرار گرفته است.
ـ‌ شیادی آخوندها که خود را مدافع مستضعفان معرفی می‌کردند، به‌کلی رسوا شده است. امروز همان مستضعفان در خیابان‌‌ها فریاد می‌کشند:
ملت گدایی می‌کند، آقا خدایی می‌کند.
ـ سیاست انکار خواست‌ها و اعتراض‌های مردم شکست خورده است. حالا سران رژیم ناچار شده‌اند به بخشی از مطالبات مردم اعتراف کنند.
ـ و سرانجام سیاست پرده‌پوشی و تکذیب ریشه‌های عمیق مجاهدین در جامعه ایران به‌بن‌بست رسیده است. امروز بالاترین سران رژیم از خامنه‌ای تا روحانی و خاتمی به‌نقش‌‌آفرینی این جنبش در پیشبرد قیام‌ها و تأثیر آرمان و شعار آن اعتراف می‌کنند.
در اوج قیام‌های سال ۵۷ دیکتاتوری فاسد شاه در برابر پیام‌های قیام‌کنندگان مات شده بود. حالا ولایت فقیه نیز مهم‌ترین سلاح‌ها‌ و سپر‌های شیادی خود را از دست داده است.
 مریم رجوی: قیام ایران، آغاز دوران پیشروی
 
می‌خواهم نتیجه بگیرم که از این‌ پس دیگر، نه جامعه ایران به‌شرایط قبل از شروع قیام بر می‌گردد و نه رژیم ولایت فقیه قادر است تعادل قبلی را به‌دست بیاورد. به این معنی که هم رویارویی میان مردم ایران و رژیم حاکم شدت می‌گیرد و هم جنگ جناح‌های درونی رژیم عمیق‌تر خواهد شد.
خامنه‌ای هم در سخنرانی اخیرش به‌استمرار قیام‌ها اذعان کرد. او گفت: این نبرد «ملت با ضد ملت» نبرد «ایران با ضد ایران» و نبرد «اسلام با ضد اسلام» است که از این پس نیز ادامه خواهد داشت.
بله، ما می‌گوییم نبرد ملت ما و نبرد ایران ما با ضد تمام عیار ایران و ایرانی یعنی رژیم ولایت فقیه ادامه خواهد داشت. ایستادگی در قتل‌عام ۶۷، پایداری در اشرف و لیبرتی با شهیدان و مجروحان بسیار و فداکاری امروز جوانان ما در خیابان‌ها، امتداد همین نبرد است. اما سرانجام این ملت ایران است که بر استبداد مذهبی پیروز می‌شود.

حضار گرامی،
موضوع دیگری که باید روی آن تأکید کنیم، نقش تعیین‌کننده آلترناتیو است. در این نبرد سرمایه بزرگ پیشروی قیام، وجود یک آلترناتیو دمکراتیک است که آمال آزادیخواهانه مردم ایران را نمایندگی می‌کند.
این جایگزین، ریشه در مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران در انقلاب مشروطیت دارد.
این جایگزین، وارث اصیل‌ترین سنت‌ها و ارزش‌های نهضت ملی‌شدن نفت به‌رهبری دکتر مصدق و انقلاب ضدسلطنتی است و در تکامل خود به شورای ملی مقاومت دیرپاترین ائتلاف سیاسی ایران رسیده است. این جایگزین به پایداری طولانی و همه‌جانبه‌ نسلی از مجاهدان و پیشتازان آزادی متکی است که همواره برای فداکاری آماده‌اند و در رأس آن رهبر مقاومت مسعود قرار دارد که این جایگزین را برای دفاع از خواست‌های دمکراتیک مردم ایران و برای کسب آزادی و دمکراسی پی‌ریزی کرده و آن را در شرایط توفانی به‌پیش برده و می‌برد.
مریم رجوی: قیام ایران، آغاز دوران پیشروی 
 
حضار محترم،
برنامه و خواست‌های ما برای ایران فردا، فریاد مشترک قیام آفرینان در شهرهای سراسر ایران است:
برپایی یک جمهوری بر اساس آزادی و دمکراسی و برابری، یک جمهوری بر مبنای جدایی دین دولت، برابری زن و مرد و مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، خودمختاری ملیت‌های گوناگون ایران در چارچوب وحدت کشور، کثرت‌گرایی، لغو حکم اعدام و برخورداری همگان از فرصت‌های برابر اقتصادی.

پس به‌هموطنان عزیزم، به‌ویژه قیام آفرینان باید بگویم:
خیزش دلیرانه ‌شما اثبات کرد که هزار کانون شورشی و نبرد،
پاسخ صحیح به شرایط جوشان ایران و آمادگی جامعه برای قیام است.
از این پیش‌تر در شعبده انتخابات رژیم، با رسوا کردن رئیسی جلاد، همین استراتژی را اثبات کردید.
در کمک‌ به‌هموطنان‌مان در زلزله استان کرمانشاه، یا در فعالیت‌های دیگر، درستی و آینده‌داری مسیر را نشان دادید.
و هم‌چنان‌که دو سال پیش در گردهم‌آیی سالانه مقاومت گفتم: «پرسش این نیست که آیا حکومت ولایت فقیه در شرایط سرنگونی هست یا خیر؟ پرسش این است که از چه‌راه‌هایی می‌توان زودتر به‌این هدف رسید؟
پاسخ ما، برپایی هزار اشرف، یعنی هزار کانون شورشی علیه استبداد مذهبی است. هزار اشرف یعنی توان‌های سرکوب شده را احیا کردن، بی‌شماران پراکنده را گردآوردن و ذهن‌ها و قلب‌ها را از این امید بارور کردن که به‌زیر کشیدن دیو ممکن است و می‌توان و باید».

شما جوانان قیام‌آفرین، ‌دختران و پسران دلیرم در سراسر ایران، نشان دادید که زیر فشار یک سرکوب سنگین و ضدبشری می‌توان نه یک بار نه ده بار بلکه صدها بار، قیام‌ها را شعله‌ور کرد.
سرعت شما در گسترش‌ قیام‌ها بر سپاه پاسداران رژیم پیشی گرفت. شجاعت و دلیری شما، نیروی ارعاب رژیم را باطل کرد و عزم و اراده شما، ناباوری و تردیدی را که آخوندها حاکم کرده‌اند‌، از میان برد.
حالا همین توانایی تضمین ادامه نبرد شماست. شما رمز پیروزی و آزادی را یافته‌اید و آن گسترش و ادامه قیام‌ها و اعتصاب‌ها و تحصن‌هاست. هیچ قدرتی نمی‌تواند مانع استمرار قیام شما باشد. هیچ شلاق و شکنجه و گلوله‌یی قادر نیست با نیروی امید و باور شما مقابله کند.
در برابر شما، وقتی که سازمان‌یافته و متحد هستید، رژیم ولایت فقیه محکوم به‌سقوط و نابودی است و یک جمهوری آزاد و دمکراتیک دست‌یافتنی است.

مردم ما از ملل متحد و همه دولت‌ها می‌خواهند که رژیم آخوندی را برای آزادی دستگیرشدگان قیام‌های اخیر و پاسخگویی در مورد ناپدید‌شدگان تحت فشار بگذارند.
ملل متحد باید یک کمیسیون تحقیق درباره بازداشت خودسرانه هزاران نفر و کشتار زندانیان در زیر شکنجه تشکیل بدهد.
از ایرانیان و اشرف نشانها در سراسر جهان می‌خواهم با تمام قوا برای آزادی جوانان قیام آفرین، تلاش کنند.
بله ما از پا نخواهیم نشست. ما آرام نخواهیم گرفت تا روزی که فرزندانمان از شکنجه‌گاه‌های خامنه‌ای آزاد شوند.
مردم ما انتظار دارند که دولت‌های جهان روابطشان را با رژیم آخوندی قطع کنند. مردم ایران از همه دولت‌ها و شرکت‌ها می‌خواهند که معاملات خود با سپاه پاسداران را که در حال شکنجه و کشتار قیام‌کنندگان است، متوقف کنند و از ملل متحد و همه جهان می‌خواهند که مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه را به رسمیت بشناسند.
این حق شجاعانی است که در خط مقدم نبرد با رژیمی ایستاده‌اند که تهدید صلح و امنیت جهان است. پس همه جهان را به یاری قیام ایران فرا می‌خوانیم.
از همه شما متشکرم.