۱۳۹۵ شهریور ۱۰, چهارشنبه

ایران - نامه رضا اکبری منفرد از زندان رجایی شهرکرج - گوهردشت بند۴ سالن ۱۲

فرار به جلو پورمحمدی
اشقی الاشقیا و خونخواری به اسم «پورمحمدی» که وزیر دادگستری «روحانیِ» معتدل هم تشریف دارند!! احتمالا به سفارش و تاکید روحانی به استودیوی خبر آورده شده بود تا با فرار به جلو و خط و نشان کشیدن برای بازماندگان قتل‌عام سال ۶۷ نه آنکه خود را تبرئه کند بلکه دیگران را تهدید کند تا حرف های خود را پس بگیرند و از افشای واقعه‌ایی جنایتکارانه  جلوگیری کنند ... البته همیشه این ارعاب واعدام و سرکوب جواب نمی‌دهد ...!!!
اگرچه این خونخوار، جنایتکار و وزیر بیدادگستری صراحتا و مستقیما در مرحله اول برای تهدید علی مطهری و در مرحله بعد آقای منتظری به تلویزیون کشانده شده بود ...
حرف‌های این خونخوارآدمکش آنقدر وقیحانه و شیادانه بود که گویی دوباره آن جنایات و کشتار را در برابر چشمانم زنده کرد.
و با تهدید و ادعای وقیجانه می‌خواهد دهان ما را هم بسته و لام از کام نگوییم ... من افرادی مثل مطهری را به درستی نمی‌شناسم و نمی‌دانم این حرف‌ها برای تبلیغات و ووزارت و وکالت است و یا ایشان واقعا دغدغه حقیقت را دارد ...؟!!
ولی برای من که خانواده‌ام را به تمامی در خون فرو برده‌اند دیگر جایی برای ملاحظه و مراعات نیست.
ترسیدن ما چون همه از بیم بلا بود
اکنون ز چه ترسیم که در عین بلائیم
پس برای امثال من که تقریبا تمام اعضای خانواده یعنی خواهر و برادرانم را قتل‌عام کرده‌اند و مادرم را هم در اثر همین جنایات از دست داده‌ام (سکته) چیزی برای از دست دادن وجود ندارد.
تنها جهت روشن شدن بخشی از این جنایت و تنها در حق خانواده من لازم است که یادآوری کنم:
که برادرم علیرضا ۲۰ شهریور ۶۰ دستگیر و ۲۷ شهریور (به فاصله ۷ روز) تیرباران شد و به هیچ وجه جسد او را تحویل ندادند و تنها بعد از مدتی تکه سنگی را در قطعه ۸۵ بهشت زهرا به ما نشان دادند و گفتند اینجا دفن شده و وقتی مراسمی کوچک و خانوادگی در خانه‌امان گرفته بودیم (چون حتی اجازه مسجد را هم نمی‌دادند). فردی به نام اکبر خوش‌کوش از کمیته نازی‌آباد با افراد کمیته به خانه‌مان یورش آورد. همه اقوام را دستگیر و به اوین بردند ... و به تدریج بعد از ماه‌ها آنها و از جمله مادرم را بعد از حدود ۵ ماه آزاد کردند.

ولی خواهرم را در همان مراسم به همان جرم به ۱۰ سال زندان محکوم کردند. در سال ۶۷ بعد از اینکه ۷ سال زندانش را که گذرانده بود با همان فتوای قتل عام در سال ۶۷ اعدام کردید. برادر دیگرم، غلامرضا که خیاط بود بعد از چند ماه بی‌خبری در سال ۶۲ از زندان اوین سر درآورد که نهایتا در سال ۶۴ بدون اینکه جسدی به ما تحویل دهند باز قطعه سنگی را در قطعه ۱۰۶ بهشت زهرا به ما نشان دادند و مدعی بودند که آنجا دفن شده است.
ما و به ویژه مادرمان هم هیچگاه از اینکه عزیزانمان واقعا در آنجا دفن شده باشند مطمئن نشدیم. برادر کوچکترم عبدالرضا که اواخر اردیبهشت (بعضی حتی قبل از ۳۰ خرداد ۶۰) به اتهام فروش روزنامه در حوالی منطقه خزانه دستگیر شده بود به ۳ سال زندان محکوم شده بود. ولی بعد از اتمام حبس در سال ۶۳ نه تنها آزاد نشد بلکه به طور کاملا غیر قانونی ۴ سال هم اضافه در زندان باقی ماند؛ تا اینکه با همان فتوای قتل عام سال ۶۷ او به همراه خواهرم که او نیز در سال ۶۰ دستگیر شده بود (که پیشتر متذکر شده ام) هر دو اعدام شدند...این‌بار هم نه تنها جسدها را تحویل ندادند بلکه حتی مزار و سنگ قبری هم معرفی نکردند؛ و در عوض با تهدید و ارعاب پدرم را تحت فشار قرار داده بودند که باید اعلام کنید که به مرگ طبیعی در زندان فوت کرده اند. شاید در آن صورت مشمول «رأفت اسلامی» شده و محل دفن آنها را نشان دهیم...
 ولی هیچ گاه چنین نشد و بعد از ۲۸ سال هنوز از محل دفن آنها اطلاعی نداریم... و حال این شیخک جنایتکار، این اشقی الاشقیا از نوادگان به حق ابن ملجم، بعد از ۲۸ سال باز در تلویزیون ظاهر شده و خوش خدمتی و جنایاتش را به رخ کشیده، و همه بازماندگان آنها و حتی این‌بار (مطهری و منتظری) را هم تهدید به قتل و عام دیگر می‌کند...
لذا در اوج تعهد نسبت به خانواده خودم و همچنین در اوج تعهد نسبت به آن خواهر و برادران مظلوم و به ناحق کشته شده‌ام (رقیه، غلامرضا، علیرضا، عبدالرضا) به این جنایتکار ( پور محمدی) می گویم که تنها از این خانواده، ۴ نفر را مظلومانه کشته ای و من در زندان گوهردشت و خواهر دیگرم (مریم) هم در زندان هستیم ولی برای شما که محکوم بودن و نبودن، مجرم بودن و نبودن مطرح نیست و هر گاه لازم داشته باشید، اعدام می کنید، ولی اگر قتل عام ۶۷ و این قتل عام‌هایی که هر روز در سراسر ایران شاهد هستیم، هنوز دنیا را وادار به واکنش نکرده... من و خواهرم هم به عنوان تنها بازماندگان، اگر امروز لازم است برای برملا شدن این جنایت‌ها و باز شدن چشم مردم ایران و جهانیان، حلق آویز شویم، ابایی نداریم تا شاید ذره‌ای از وظیفه‌امان در قبال ان خون‌های بناحق ریخته شده را ادا کرده و در پیشگاه حق تعالی در آنیوم الحساب چیزی برای گفتن داشته باشیم و با خون خودمان بگوییم که جنایات چنین جنایتکارانی (هیئت مرگ) هیچ ربطی به اسلام و پیامبر اسلام و ... ندارد.
پس إن كان دين محمد لم يستقیم الا بقتلي فيا سيوف خذيني. رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

رضا اکبری منفرد، زندانی سیاسی بند 4 سالن 12، زندان گوهردشت(رجایی شهر کرج)

هفتم شهریور1395

۱۳۹۵ شهریور ۶, شنبه

ایران - ترانه سرود جدید با صدای دلنشین روزبه که با همکاری دوستان شجاع داخل کشور تهیه شده است

ترانه جدید روزبه با همکاری دوستان از جان گذشته مان در داخل کشور 
با صداي روزبه
و كمك دوستان عزيزمون ازايران
با تشكر از اين عزيزان كه خلق اين اثر بدون شجاعت اونها هرگز ممكن نبود: الياس، حامد، مسعود، هلاله، ياسر، رضا، اسماعيل، اهورا، سمانه، ايمان، باران، محمد 

رضا، محمد، روژين، امير، حسن، علي و عليرضا
https://www.facebook.com/dadban.azadi/videos/609803865857890/


متن ترانه
 و باغ خاطره هاي لگد شده 
#ایران 
ايران و بغض فسفري من كه سد شده 
ايران و بيشه هاي پلنگان كه سالهاست
جولانگه حقارت هر ديو و دد شده 
ايران و قلب من كه ترك خورده از شما 
ايران و باوري كه كلك خورده از شما
ايران و خواهرم كه به تقدير #دختري
هرشب به يك بهانه كتك خورده از شما 
بيزارم از نشستن و تكرار سازها
از دادن اراده ي خود دست شانس ها
بيزارم از چشيدن طعم سياه مرگ
با مزه سليقه فريب اسانس ها 
بيزارم از مني كه به زنجير بسته است
از بودن دوباره مردي كه خسته است
بيزارم از كسي كه بگويد نمي شود

از هر كه پس نشسته و در خود شكسته است














 ايران و رقص مرگ و سرنگ و رگ مواد 
ايران و كوچه هاي پر از دود و#اعتياد
ايران و بي پناهي اين مرز پرگهر 
ايران و زخم كاري خنجر به اعتماد
ايران و سالهاي خيانت به #انقلاب
ايران و خانه گردي گرگان بي نقاب
ايران و پيله كردن بر موي سر، #حجاب
ايران و سر بريدن مفهوم #انتخاب
يزارم از نشستن و تكرار سازها
از دادن اراده ي خود دست شانس ها
بيزارم از چشيدن طعم سياه مرگ
با مزه سليقه فريب اسانس ها 
بيزارم از مني كه به #زنجير بسته است
از بودن دوباره مردي كه خسته است
بيزارم از كسي كه بگويد نمي شود
از هر كه پس نشسته و در خود شكسته است

۱۳۹۵ شهریور ۵, جمعه

ایران - دلنوشته مادرقهرمان شعله پاکروان و زیارت مزارشهرام احمدی برگرفته از سایت مجاهدین

دلنوشته مادرقهرمان شعله پاکروان و زیارت مزارشهرام احمدی

خانه را آماده‌ی پذیرایی از مهمانان داغدارم کردم. نیمه‌شب بود که رسیدند. ساعتهایی گفتگو کردیم. سپیده زد تا به خواب رفتند.

صبح زود برخاسته و با هم به بهشت زهرا رفتیم. میانه‌ی راه دوستی به ما پیوست. خانواده احمدی می‌خواستند مزار شهرامشان را بخرند. پاسخ مسئول مربوطه حیرت‌آور بود: کسی به نام شهرام احمدی در بهشت زهرا دفن نشده! خانواده‌ای که خود شاهد خاکسپاری بودند هاج و واج نگاه می‌کردند. از مسئول کامپیوتر خواستیم شماره قبر را وارد سیستم کند. قطعه 305 ردیف 215 شماره 50. گفت خالی ست و به نام کسی ثبت نشده. مرتب تکرار می‌کرد که برگه پذیرش را بدهید. خانواده می‌گفتند برگه‌ای ندارند. آخرش گفتند که پیکر عزیزشان را پای قطعه شناسایی کرده و به خاک سپرده‌اند. کارمند اداری گفت چرا از اول نمی‌گویید. بروید پیش فلانی. فلانی هم گفت بروید پیش دیگری. تا این‌که آخرین نفر از سلسله مراتب اداری گفت شما باید بروید نامه‌یی از نهاد مربوطه بیاورید. حتی اسم نهاد را به زبان نمی‌آورد. پرسیدند ایا منظورتان اطلاعات است؟ سرش را به علامت تأیید تکان داد.
شهرام احمدى، زندانى سیاسى اهل سنت كه بدست دژخیمان رژیم اعدام شد

اینجا ایران است و همه‌مان می‌دانیم ترس در کجای جانمان خانه دارد. حتی حق می‌دهیم به همدیگر که بترسیم و بترسند. حق می‌دهیم که در راه ماندگان و بیماران و مستمندان و مظلومان را تنها بگذاریم. اینجا ایران است و سخن پیامبر که می‌گفت هر کس همسایه‌اش گرفتار باشد و او بی‌خبر، مسلمان نیست، فراموش شده است. اینجا ایران است و بسیاری از شهروندان میلرزند از بر زبان آوردن نام نهادی که وزیر دارد. من کاملاً میدانستم چه اتفاقی افتاده و در حال وقوع است. از مدیر قسمت پرسیدند که خودشان شاهد به خاک رفتن شهرام بوده‌اند، آیا او را از گور درآورده‌اند؟ پاسخ داد خیر. محال است. زیرا این عمل غیرشرعی ست و در بهشت زهرا عمل غیرشرعی انجام نمی‌شود. به یاد سخنانی افتادم که از جوانمردی امام علی حکایت داشت. او برای احقاق حق زنی یهودی بالاترین مقامات دولتش را به پاسخگویی وادار کرده بود. اکنون بازماندگان مسلمانی که عزیزشان اعدام شده بود این چنین پاسخهایی میشنیدند. در حالیکه حتی موفق به انجام اعمال مربوط به مذهب خویش برای عزیزشان نشده بودند.
مزار شهرام احمدى
مزار شهرام احمدى - زندانى سیاسى اهل سنت اعدام شده

به قصد دیدار مزار شهرام، اداره مربوطه را ترک کردیم. مزار غریب شهرام با برآمدگی خاک خشک با گلهای رنگین پوشانده شد. خواهران شهرام گریستند. یکیشان زار زد. به او یادآوری کردند که شهرام وصیت کرده صدایشان را بلند نکنند در سوگواری. هم‌چنان که خواسته بود صورتشان را مجروح نکنند و سیاه نپوشند. زیر لب غر زدم که آخر این چه وصیتی است که تو و ریحان کردید؟ وقتی قلب مادرت سیاه شده چگونه سیاه نپوشد؟ وقتی تمام وجودش پر از فریاد است چگونه صدایش را بلند نکند؟ وقتی با تک‌تک سلولهایش می‌خواهد تو را نگه دارد چگونه به‌دست باد بسپارد؟ وقتی باغ بهار مادری آتش می‌گیرد به ظلم، چگونه ساکت بماند؟
غربت شهرام و مزارش مادرانه را آشفته کرد. قرار شد برای دیدار خانواده شهرام به خانه‌ام بیایند.
مزار ریحانه جباری
مزار ریحانه جبارى

همگی به دیدار ریحانم رفتیم. ریحانی که پودر سفیدی روی سنگش ریخته‌اند که گلهای تازه‌اش، چند روز بعد از کاشت، درسته سوختند. چه کسی این کار زشت را کرده فقط خدا می‌داند. اما، برای اولین و آخرین بار می‌گویم دستش قلم شود هر که باغ پرشکوفه‌ام را کشت. باغش بسوزد هر که دستش را به باغچه‌ی کوچک ریحان دراز می‌کند به شر. قلبش بشکند و آشفتگی خانه‌اش را پر کند هر کس به هر بهانه‌یی مرا مجبور کرد در کمتر از دو سال، ده بار گل بخرم و بکارم و فریدون دلسوخته هر روز برود و آبیاری کند و حاصلش را نبینیم. سروی که بالای سرش کاشته بودیم و بلند شده بود و سبز، بی‌آن که شاخه‌اش بشکند، ایستاده و سبز، سوخت و خشک شد. دیروز از خاک درآوردیمش. خاکی که آلوده شده به پودری سفید که دشمن شکوفه‌ها و گلهاست. خاکی که مثل زهر است برای گلهای زیبای من. به سرعت به خانه برگشتیم.

میهمانهایمان پیش از غروب آمدند. مراسمی کوچک اما صمیمانه برای یکی از فرزندان این آب و خاک برگزار شد. خانواده‌ی شهرام دانستند که بسیارند آدمهای غریبه‌ای که هرگز ندیده‌اند اما در غمشان شریکند. با آنها آه می‌کشند و همراهشان اشک میریزند. دانستند که مادرانه برایش تفاوتی ندارد که فرزند اعدام شده‌اش چه قومیت یا مذهبی دارد. همه‌ی جوانان این سرزمین در قلبش جا دارد. تفاوتی نیست میان شهرام یا هر کدام از جانباختگان و اعدامیان با امیرارشد و مصطفی و بهنود و افشین و ریحانه مان.
شعله پاكروان و مادران شهیدان

صبح روز بعد، خانواده دلشکسته‌ی احمدی خانه‌ام را به مقصد زندان رجایی شهر ترک کردند. ساعتی بعد خبر دادند که مسئولان زندان گفته‌اند نام شهرام احمدی در لیست اعدام شده‌ها نیست و چنین ثبت شده است: شهرام احمدی و همراهانش از این زندان منتقل شده‌اند! به کجا؟ خدا می‌داند.
لابد رئیس سازمان امور زندانها یا دادستان یا مقامات بالاتر و پایین‌تر خبر ندارند که اینگونه با روح و روان خانواده‌ای عزادار رفتار می‌شود وگرنه مأموران خاطی را مجازات می‌کردند. وگرنه هر انسانی می‌داند که خانواده‌ی یک محکوم، شهروند این کشور است و گناهی مرتکب نشده که چنین آزاری ببیند.
شهرام احمدى
شهرام احمدى

اکنون می‌دانم که روح شهرام بلندتر از آن است که میپنداشتم. او به شناختی عمیق از سیستم زندان دست یافته بود. برای همین گفته بود نمی‌خواهد قبرش آباد شود. او میدانست که کینه‌ی کسانی آن چنان عمیق است که حتی از سنگی بر گورش دریغ خواهد شد. این چنین شد که شهرام احمدی نیز به خیل جوانان بی‌نام و نشان و ثبت نشده در سیستم گورستان پیوست.

شهرامی که هرگز از خاطرم نخواهد رفت. پسری نازنین و درستکار که با لهجه کردی به الله سوگند می‌خورد هرگز دست به سلاحی نیالوده. سلاح او ایمانش بود و کتاب آسمانی. او انسانی بود که به دیگران به چشم مخلوقات شریف الله نگاه می‌کرد و قلبش را از کینه پاک کرده بود. جوانی بود که حتی دشمنانش را دوست می‌داشت و برایشان هدایت آرزو می‌کرد. برای روحش شادی آرزو می‌کنم. می‌دانم که در آرامش است. مثل رودی که به مقصدش رسیده. به دریای آرام. به آغوش خدایی که میپرستید و تا پای جان وفادارش بود.

پایانhttps://www.mojahedin.org/news/183721

۱۳۹۵ شهریور ۲, سه‌شنبه

ایران 4500 زندانی زیراعدام ...در سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی

در سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی ۴۵۰۰
  زندانی سیاسی زیر اعدام 

رژیم ضدبشری آخوندی در سالگرد قتل‌عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال۱۳۶۷ و در شرایطی که اعتراضات اجتماعی به‌ویژه خانواده‌های این شهیدان نسبت به این جنایت هولناک بالا گرفته است، برای جلوگیری از بروز یک انفجار بزرگ اجتماعی تنها راه را در
اعدامهای بیشتر یافته است.

حضرت پور، یک عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس رژیم در یک اعتراف تکاندهنده گفت: هم‌اکنون چهار هزار و ۵۰۰ اعدامی بلاتکلیف در کشور داریم که باید برای حل مشکل آنها چاره‌یی اندیشیده شود (رسانه‌های حکومتی- ۳۱مرداد ۱۳۹۵). این در حالیست که رژیمآخوندی صرفاً در سه هفته اخیر ۶۶ زندانی را اعدام کرده است.

از سوی دیگر در روزهای اخیر در یک اقدام مشکوک و نگران‌کننده دژخیمان ترتیبات سرکوبگرانه را در زندان گوهردشت شدت بخشیده‌اند. علاوه بر افزایش بی‌سابقه نگهبانان؛ گله‌های پاسدار در نقاط مختلف و حتی در پشت‌بام بندها مستقر شده‌اند. درها را در تمامی بندها در طول شبانه روز بسته و همه روزنه‌ها و پنجره‌های سلولهاو بندها را با صفحات فولادی هم از داخل سلول و هم از بیرون مسدود کرده‌اند و از رفتن زندانیان به هواخوری جلوگیری می‌کنند. در قتل‌عام ۱۳۶۷ شمار زیادی از زندانیان در زندان گوهردشت حلق‌آویز شدند. در آن زمان نیز تدابیر سرکوبگرانه مشابهی بر این زندان اعمال می‌شد.

مقاومت ایران ضمن هشدار نسبت به اهداف شوم رژیم آخوندی در زندان گوهردشت ، شورای حقوق‌بشر، کمیسر عالی حقوق‌بشر و گزارشگران ذیربط ملل‌متحد و همچنین شورای امنیت ملل‌متحد و کشورهای عضو، اتحادیه اروپا و عموم مراجع بین‌المللی حقوق‌بشر را به اقدام فوری برای متوقف کردن اعدامهای جمعی در ایران فرا می‌خواند و بر ضرورت ارجاع پرونده نقض حقوق‌بشر در ایران به‌ویژه قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال۱۳۶۷ به شورای امنیت ملل‌متحد و قرار گرفتن مسئولان جنایت علیه بشریت در مقابل عدالت تأکید می‌کند. سکوت و بی‌عملی جامعه جهانی در مقابل این قتل‌عام، فاشیسم دینی حاکم بر ایران را به ادامه اعدامهای جمعی زندانیان سیاسی ترغیب کرده است.

۱۳۹۵ مرداد ۳۱, یکشنبه

MARYAM RAJAVI CALLS FOR FORMATION OF A MOVEMENT TO OBTAIN JUSTICE FOR VICTIMS OF 1988 MASSACRE

MARYAM RAJAVI CALLS FOR FORMATION OF A MOVEMENT TO OBTAIN JUSTICE FOR VICTIMS OF 1988 MASSACRE(2)

Dear compatriots,
The publication of an audio recording of Mr. Montazeri's meeting with four officials responsible for the 1988 massacre sent shock waves throughout the regime.
This is an important document attesting to several basic realities: First, the audio clip contains explicit admissions by those responsible for the massacre about their participation in an ongoing genocide. It shows that Khomeini and his entourage contravened their own procedures and routines and were directly involved in the massacre. It also indicates that the religious tyranny solidified the foundations of the next round of its repugnant Velayat-e Faqih rule in the course of this genocide.
The fact is that Khamenei's empowerment was not the outcome of Rafsanjani's recommendations to the Assembly of Experts or their meetings. The scheme, however, was concocted during the massacre of political prisoners which was managed by the highest officials at the time, namely Ali Khamenei, Rafsanjani and Ahmad Khomeini.

Another point clearly made by Mr. Montazeri is that Khomeini had been deliberating on the massacre since three or four years before and as his son repeatedly stated, he had decided to execute all 'the Mojahedin, from those who read the newspaper, to those who read the magazines, and those who read the flyers.'
Therefore, those who over the past years argued that the reason for the massacre was the Eternal Light battles, have indeed assisted the regime, politically and justified its crimes.
Khomeini feared the Mojahedin's deep roots in Iranian society and the movement's strength and determination. In a letter he wrote a few months later to Montazeri, Khomeini explained the reason for his ouster: 'It has now become clear that after me, you will give up this country and the dear Islamic revolution of Iran's Muslim nation to liberals and through them to the (Mojahedin).'
Another reality is the dreadful, large numbers of those massacred. The methods of the death commissions were so insane in various cities that in talking to Mr. Montazeri, the henchmen --who had thousands of people executed in Tehran-- claimed to be moderates who opposed such extremism. Nevertheless, a few months later, Khomeini adopted a policy of total rejection of the truth. In a letter to Mr. Montazeri, he wrote that 'the PMOI took advantage of your words and writings to make a big deal out of 'a very limited number' of those executed and you can see what a priceless service you have done to the Arrogance.'
So, since the outset, the policy of denying and minimizing the crimes or attributing them to the Mojahedin, was personally formulated by Khomeini.
Today, however, many of those deceits and lies have been foiled and the innocence of the Mojahedin and legitimacy of their resistance glow brighter than ever.

The regime's officials and spokesmen are concerned that 'the country's youths have become skeptical.' They say, 'There are efforts to change the society's outlook on the Mojahedin,' and 'there is a suspicious current that deliberates on whitewashing the PMOI and its deeds…' They say, 'The revival of the Mojahedin and portraying them as innocent are very dangerous.'
Today, many regime officials and even those directly involved in the massacre try to pretend that they were not informed of the massacre. They try to dodge taking any stand on this issue. Some of them slander the PMOI to evade the main question. And yet, there are some murderers who defend the massacre more brashly than ever.
All of them, however, believe that the public's widespread reaction to the recent publication of the audio recording is akin to the end of their regime.


Dear compatriots,
The time has come to launch a movement to obtain justice over the massacre of political prisoners in Iran and expand it everywhere and by any means possible.
The litigation movement must, in the first step, seek to indict the mullahs' supreme leader Ali Khamenei.
Khamenei and his accomplices are criminals because they are the highest officials directly responsible for the 1988 massacre of political prisoners.
They are criminals because they concealed the information and documents on this carnage.
Khamenei and his accomplices are criminals because they have repressed the families of the victims of the massacre for the past 28 years.
They are criminals because they have constantly backed the perpetrators and those directly responsible for the massacre and appointed them to high political and judicial positions.
The movement to obtain justice for victims of 1988 massacre must hold the Velayat-e Faqih regime accountable for the secrets it has concealed on this horrendous crime.
The regime's leaders must release the complete list of those massacred.
They must declare how many they executed in every city and every province.
They must announce where the victims are buried and where are their mass graves?
It is the most basic right of every bereaved mother to know where her child is buried.
Yes, it must be clarified what was the story of those who were arrested simultaneous with the massacre and executed at once?
What are the stories of Ahwaz Prison and Dastjerd Prison in Isfahan? What are the catastrophic stories of the prisons of Shiraz, Mashhad and Tabriz?
What is the story of mass executions of those arrested in western Iran allegedly for supporting the National Liberation Army and executed shortly afterwards?
What is the story of those who wanted to join the Mojahedin in cities as acknowledged in a recent interview by Moussavi Tabrizi, Khomeini's criminal Solicitor General?
The movement to obtain justice is also a campaign to expose the identities of each one of those who made the decisions and who carried out the executions.
Who were the death commission members in the provincial capitals?
What happened in the meeting of the three heads of branches where they decided to massacre the non-PMOI prisoners?
What were the decisions of the State Exigency Council which on Khomeini's order took charge of determining the fate of prisoners on September 27, 1988? And how many more prisoners were hanged?
And finally, the movement to obtain justice is a relentless campaign by our compatriots and all supporters of the Iranian Resistance for international prosecution of Khamenei and other regime leaders for committing genocide and crime against humanity.
The United Nations and the UN Security Council must make the political and legal arrangements for the international prosecution of leaders of this regime on the charge of committing crime against humanity.
The formal, international condemnation of the 1988 massacre is a necessary step towards ending all mass executions in Iran which was recently repeated in the simultaneous execution of 25 Sunni prisoners.
Yes, we need to plead for justice for the victims of massacre, for the pain and suffering of bereaved mothers and fathers, and for the huge human and moral damage to our nation inflicted by this regime.
The movement to obtain justice demands the names of the victims, the locations of their graves, the identities of murderers, and prosecution of the regime's leaders; this is a movement which targets the pillars of the Velayat-e Faqih's tyranny and oppression.
We call on all advocates of human rights the world over and everyone who respects human rights to join the people of Iran in their demand for prosecution of the Iranian regime's leaders.
This demand is coupled with the freedom of our enchained Iran. On that day, our massacred heroes and all the martyrs will revive the entire country in the resuscitative breeze of freedom.

MARYAM RAJAVI CALLS FOR FORMATION OF A MOVEMENT TO OBTAIN JUSTICE FOR VICTIMS OF 1988 MASSACRE

MARYAM RAJAVI CALLS FOR FORMATION OF A MOVEMENT TO OBTAIN JUSTICE FOR VICTIMS OF 1988 MASSACRE
August, 20, 2016 - On the 28th anniversary of the massacre of 30,000 political prisoners, we salute the pure souls of those fearless warriors who are the beacons of Iran's freedom and resistance.

They rose and defended their identity and emancipating cause with utmost pride and in this way set a brilliant tradition of refusing to surrender.
Those heroes, especially the Mojahedin girls, frustrated the perpetrators of the massacre as they admitted.
Khomeini sought to annihilate the PMOI generation to preserve his regime's rule, but nothing has remained of his regime except a damned creature submerged in blood and corruption which is a disgrace to Iran's history.
In contrast, the Mojahedin generation, their ideology and their thought grew and the victims of the 1988 massacre turned into the invincible conscience of the nation.
As Massoud reiterated in those days, in the 1980s, 'Humanity always shows its secrets in glorious myths and epics; the secrets of its conscious and free existence… These genuine epics, that leave the most tangible and fate-making effects, are created in such confrontations and are indeed accompanied by tremendous sacrifice and suffering.'  
The steadfast perseverance of massacred Mojahedin and freedom-fighters is among such epics.


Their voices can be heard in the endless questions of students and youths who challenge the mullahs' murderous government over the 1988 massacre.  
They can be heard in the messages of political prisoners from across the country who rise to support the resistance for the overthrow of the religious tyranny.
And the cause of those martyrs forges ahead, lively and spirited, in the perseverance of the PMOI in Camp Liberty.
I hail my compatriots, members and supporters of the Iranian Resistance, and the families of martyrs and political prisoners, who commemorated the victims of the 1988 massacre and demanded justice by staging different activities, including hunger strikes since the final week of July.
I express my gratitude to PMOI supporters inside Iran for their activities, and to our fellow compatriots who held three-day hunger strikes and demonstrations in the UK, the Netherlands, Germany, Switzerland, Italy, Belgium, Canada, Norway, Sweden, France and the US.
I would like to emphasize that you showed that those heroes still echo the cry of freedom in Iran despite passage of three decades. Their names, their innocence and their glorious and unwavering endurance have shaken up the ruling religious tyranny and call for freedom of our enchained nation.          
most read

۱۳۹۵ مرداد ۲۹, جمعه

ایران - رابطه گرد همآیی مقاومت و ضرورت همبستگی در جبهه ضد بنیادگرایی


گردهمایی بزرگ مقاومت و ضرورت همبستگی

در جبهه ضد بنیادگرایی و تروریسم رژیم آخوندی


محمد محدثین مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت، در گفتگویی با تلویزیون الاخباریه - عربستان، درباره گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در پاریس و شرکت امیر ترکی فیصل در این گردهمایی گفت: رژیم آخوندی تمام تلاش خود را در سالهای گذشته و طی سه دهه گذشته و به‌خصوص در ده سال اخیر به‌کار برد تا بین مردم ایران و مردم منطقه، دوستی و نزدیکی ایجاد نشود و وحدتی بین آنها شکل نگیرد. به‌خصوص نزدیکی با عربستان، این رژیم تمام تلاش خود را به‌کار برد تا این دورغ را به مردم ایران تلقین کند که کشورهای منطقه و مردم منطقه با مردم ایران در حال جنگند و با مردم ایران مشکل دارند، که با حضور عربستان در این گردهمایی بزرگ، دروغ و دجالیت رژیم ایران افشاء شد و آشکار شد که مردم دو کشور ایران و عربستان دست در دست هم و پشت در پشت هم در برابر مشکل بزرگ منطقه که همانا رژیم ولایت‌فقیه است می‌ایستند.
محمد محدثین در پاسخ به سؤالی درباره تشکیل جبهه ضدبنیادگرایی و صدور تروریسم رژیم ولایت‌فقیه گفت: رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران از چند سال پیش به‌خصوص در سالهایی که دخالتهای رژیم بصورت جنون آمیزی در منطقه و به‌خصوص در عراق و سوریه افزایش پیدا کرد، درباره این موضوع به‌روشنی صحبت کرده است. آن چه مقاومت ایران می‌گوید در یک کلام خلاصه می‌شود: همکاری و همبستگی بین تمام کشورهای منطقه و تمام طرفهایی که بر ضد رژیم و علیه شبه‌نظامیان و مزدورانش در منطقه هستند.
وی افزود: جبهه‌یی که ما پیشنهاد می‌کنیم زمینه‌های فرهنگی و دینی و اجتماعی را نیز دربر می‌گیرد تا مردم منطقه را از افکار نابودکننده رژیم ولایت‌فقیه دور کند و به صلح و آرامش و ثبات و استقرار در این کشورها و منطقه کمک کند.
محمد محدثین در بخش دیگری از این مصاحبه گفت: مقاومت ایران، تمام بخشهای جامعه ایران و تمامی خلقها و ادیان آن را نمایندگی می‌کند. نه برای شورای ملی مقاومت ایران و نه از نظر سازمان مجاهدین خلق ایران، هیچ فرقی بین بخشهای مختلف جامعه با هر مرام و ملیت و مذهب وجود ندارد.
محمد محدثین در ادامه گفت: این مقاومت
۱۲۰هزار شهید از تمام بخشهای جامعه ایران تقدیم راه آزادی کرده و این حاکی از تضادی عمیق و و ریشه‌یی بین ما و رژیم ولایت فقیه است. این نبرد و این تضاد عمیق بر سر کسب قدرت نیست. اختلاف ما با رژیم بر سر ارزشهاست. بر سر ارزشهایی که چه به‌عنوان مسلمان و چه به‌عنوان ایرانی به آن ایمان داریم. از جمله برابری بین پیروان همه مذاهب و ادیان و همه ملیتها و تمام بخشهای جامعه ایران.
مجاهدین این کلام مولای متقیان علی ابن ابی طالب علیه السلام را نصب العین خود قرار داده‌اند که در نامه معروف خود به مالک اشتر می‌گوید: ”مردم یا در دین با تو برادرند، و یا در خلقت با تو برابر“، این آنچیزی است که اسلام به ما می‌گوید و تمام اخلاقیات انسانی و آسمانی هم می‌گویند که باید حقوق دیگران را به‌رسمیت بشناسیم و به آن احترام بگذاریم.
وی افزود: رژیم ولایت فقیه هرگز نمی‌تواند به چنین اصولی پایبند باشد. زیرا اعتراف رژیم به حقوق مردم ایران به‌معنی کنار رفتن آن است و خدا کند که رژیم چنین کاری بکند. تا این‌که نیاز نباشد حتی یک قطره خون ریخته شود. 120هزار نفر از اعدام شدگان در ایران و 500هزار نفر از برادران و خواهران ما که در سوریه شهید شدند. در مسیر مبارزه با سرکوب و تبعیض و ستمی جان باخته‌اند که مسبب و مجری آنها به اشکال مختلف رژیم حاکم بر ایران است و ما امیدواریم با کمک و همکاری خواهران و برادرانمان در کشورهای منطقه بتوانیم بر این سرطان غلبه کنیم.
محمد محدثین مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت در بخش دیگری از مصاحبه با تلویزیون الاخباریه در مورد وضعیت بحرانی رژیم آخوندی گفت:
رژیم آخوندها در حال حاضر یعنی در سال 2016 نسبت به سالهای گذشته بسیار ضعیف‌تر شده است. توافق اتمی هر چند که امتیازاتی را به رژیم داد اما رژیم را ضعیف کرد.. بعد از توافق اتمی، رژیم ایران به دست آوردهای اقتصادی که انتظار به‌دست آوردن آنها را داشت، نرسید... بعد از توافق اتمی، خامنه‌ای ولی‌فقیه رژیم ضعیف‌تر شده و به‌دلیل همین ضعف، جنگ و جدال بین او و رفسنجانی و دیگر سران رژیم از جمله روحانی رئیس‌جمهور این رژیم و رئیس شورای نگهبان رژیم تشدید شده است. این جنگ شدیدی است بر سر قدرت و بر سر چگونگی نجات رژیم از خطر سرنگونی...
این رژیم در باتلاق جنگ سوریه گیر کرده و همین موضوع هم اختلافات بین جناحهای رژیم را تشدید می‌کند. جدال باندهای رژیم البته بر سر روشهای غارت اموال مردم ایران توسط باندهای رژیم نیز هست و این بحرانها بسیار جدی است و روندسرنگونی رژیم را تسریع می‌کند.

۱۳۹۵ مرداد ۲۷, چهارشنبه

ایران - قتل عام گل ....سروده م .شوق برای شهدای قتل عام مرداد ۶۷

از قتل‌عام گل..سروده م . شوق                
  
  


امتحان آخوندها در ایران، با مهر و امضایی از خون مجاهدین نمره‌ی مردودی گرفت. خونی که هرچه ادعا و هرچه تظاهر به اسلام و هرچه سینه زدن زیر علم اسلام و مسلمانی بود را سوزاند. به دنیا نشان داد که آخوندهای حکومت ولایت‌فقیه و همه عواملشان، هیچ چیز دیگری بجز دار برای باقی نگه‌داشتن قدرت دزدیده شده از مردم ایران ندارند
اول زندانیان مجاهدین را قتل‌عامکردند، و بعد دستشان را به خانه خانه‌ی مردم ایران دراز کردند
اینگونه سرزمین ایران را تبدیل به دارزار کردند. اما تاریخ ایران، از این سلسله‌های جنایتکار زیاد دیده، و این آخوندهای دینفروش هم، پلیدترین نوعش بودند، و جای خوشبختی است که دارند از خاک ایران و از ذهن و ضمیر ایرانی، محو می‌شوند. بعد از این به‌جای هر تیر دار، 
درخت دوستی خواهیم نشاند  



تا رفت زیر خاک سر سربدارها
سر زد ز خاک خونی این شهر دارها
از قتل‌عام گل چو گلستان خبر نیافت
شد نوبه شکستن سرو و چنارها
از شیخ شهر پرس چه بذریفشانده ‌است
کاینگونه دارزار شده لاله‌زارها
کم بی‌شباهتی نبُوَد این دو کِشت عجب! 
آن، گل به ساقه دارد وین، گلعذارها
مبهوت و اشکبار نگه می‌کنند خلق
بر نزعِ تلخِ جان ز تنِ جان‌سپارها
این گردباد کین ز کدامین کویر خاست
کاینسان نشست بر سرجنگل غبارها


https://www.mojahedin.org/news/182999/%

۱۳۹۵ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

ایران - سرهنگ ریاض اسعد از بنیانگذاران ارتش آزادی سوریه: خلق سوریه شکست ناپذیر است


           
: سرهنگ ریاض اسعد از بنیانگذاران ارتش سوریه
خلق سوریه شکست ناپذیر است
سرهنگ ریاض اسعد از بنیانگذاران ارتش آزادی سوریه گفت: نبردهای حلب طرح رژیم  
  سایران در سوریه را با شکست روبه‌رو کرد. دشمنان نمی‌دانستند خلقی را که در مقابل تانک سینه سپر می‌کند، نمی‌توان شکست داد


سرهنگ ریاض اسعد رژیم ایران، روسیه و حزب‌الله لبنان را مورد حمله قرار داد و گفت: نبرد در حلب و پیشروی بزرگ رزمندگان تمامی طرحهای آنها را خنثی کرد و باعث خاموش کردن صدای حسن نصرالله شد
وی افزود: نبردهای حلب باعث درهم شکستن اراده پنهان برای جمع کردن نیروهای خرابکار در سوریه شد
سرهنگ ریاض اسعد نبرد حلب را نبرد شرف نامید و گفت: این نبرد باندهای اسد و شبه‌نظامیان شیعی تروریست را که توسط رژیم جنایتکار ایران اداره می‌شوند، در هم شکست
وی روسیه را هم به‌خاطر وحشتناکترین کشتارها علیه مردم سوریه مورد حمله قرار داد
سرهنگ ریاض اسعد که در سال 2013 هدف ترور قرار گرفت و پایش قطع گردید، گفت: حسن نصرالله تروریست ترویج کننده دروغ و دجالیت است
سرهنگ ریاض اسعد افزود: ”ما از ابتدا به آنها گفتیم حضور شما در سوریه تمام شده و توسط خلقی که به راهش ایمان دارد به اعدام محکوم شدید. خلقی را که در مقابل تانکهای شما سینه سپر کرده است به چالش نگیرید. اما آنها بر کشتن بیشتر مردم سوریه اصرار کردند چرا که فکر می‌کردند دخالت بقیه کشورها و گذشت زمان آنها را نجات خواهد داد.
 اما نفهمیدند که با چه خلقی می‌جنگند“
https://www.mojahedin.org/news/18316