از قتلعام گل..سروده م . شوق
امتحان آخوندها در ایران، با مهر و امضایی از
خون مجاهدین نمرهی مردودی گرفت. خونی که هرچه ادعا و هرچه تظاهر به اسلام و هرچه
سینه زدن زیر علم اسلام و مسلمانی بود را سوزاند. به دنیا نشان داد که آخوندهای
حکومت ولایتفقیه و همه عواملشان، هیچ چیز دیگری بجز دار برای باقی نگهداشتن قدرت
دزدیده شده از مردم ایران ندارند
اول زندانیان مجاهدین را قتلعامکردند، و بعد دستشان را به خانه خانهی مردم ایران دراز کردند
اینگونه سرزمین ایران را تبدیل به دارزار کردند. اما تاریخ ایران، از این سلسلههای جنایتکار زیاد دیده، و این آخوندهای دینفروش هم، پلیدترین نوعش بودند، و جای خوشبختی است که دارند از خاک ایران و از ذهن و ضمیر ایرانی، محو میشوند. بعد از این بهجای هر تیر دار،
اول زندانیان مجاهدین را قتلعامکردند، و بعد دستشان را به خانه خانهی مردم ایران دراز کردند
اینگونه سرزمین ایران را تبدیل به دارزار کردند. اما تاریخ ایران، از این سلسلههای جنایتکار زیاد دیده، و این آخوندهای دینفروش هم، پلیدترین نوعش بودند، و جای خوشبختی است که دارند از خاک ایران و از ذهن و ضمیر ایرانی، محو میشوند. بعد از این بهجای هر تیر دار،
تا رفت زیر خاک سر سربدارها
سر زد ز خاک خونی این شهر دارها
از قتلعام گل چو گلستان خبر نیافت
شد نوبه شکستن سرو و چنارها
از شیخ شهر پرس چه بذریفشانده است
کاینگونه دارزار شده لالهزارها
کم بیشباهتی نبُوَد این دو کِشت عجب!
آن، گل به ساقه دارد وین، گلعذارها
مبهوت و اشکبار نگه میکنند خلق
بر نزعِ تلخِ جان ز تنِ جانسپارها
این گردباد کین ز کدامین کویر خاست
کاینسان نشست بر سرجنگل غبارها
https://www.mojahedin.org/news/182999/%


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر