عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه مللمتحد در امور حقوقبشر ایران روز پنجشنبه ۹ شهریور ۹۶ از رژیم ایران خواست تا به خواست زندانیان اعتصابیپاسخ بدهد
اعتصابغذایی طولانی که علیه وضعیت زندان و انتقال زندانیان به یک بخش بهشدت امنیتی صورت گرفته است... . خبرگزاری رویتر گفت: عاصمه جهانگیز از وضعیت ۵۳زندانی سیاسی که در اعتصابغذا بهسر میبرند اظهار نگرانی کرد
به گزارش رویتر عاصمه جهانگیر طی بیانیهیی گفت: ”من نسبت به گزارشات موجود مبنی بر وخامت شرایط درمانی زندانیانی که در اعتصابغذا بهسر میبرند و نیز شکنجه و بدرفتاری با آنها که از زمان انتقالشان همچنان ادامه یافته است، عمیقاً نگرانم
گزارشگر ویژه مللمتحد در امور حقوقبشر ایران گفت به زندانیان اجازه داده نشد که وسایلشان، از جمله داروهایشان را بردارند و در این میان گزارشاتی وجود دارد که آنها از داشتن پوشاک، خدمات درمانی محروم شدهاند
وی افزود، ”محروم کردن زندانیان از تماس خانوادگی، وکیل و خدمات مکفی درمانی برخلاف قوانین بینالمللی است“
جهانگیر گفت: ”من مصرانه از رژیم ایران میخواهم که برای شرایط فوقالعاده سختی که بواسطه اعتصابغذا ایجاد شده، ... یک راهحل فوری بیابد و نسبت به محترم شمردن کامل
بازجوى اطلاعات: ممکن است تو هم در خیابان زیر ماشین بروی. اینهم تقدیر توست
پشتوانه این مبارزه هزاران دختر و پسر جوان هستند که با خون خود مهر باطل بر حکومت مستبد زدند. ضمانت پیروزی نیز میلیونها زن و مرد ایرانی هستند که از حکومت فاسد بیزارند و روزی با غرش هماهنگ خود پایه های لرزانش را فرو خواهند ریخت
با سلام به همه هم ميهنانم
لحظاتى پيش پس از چند ماه دربه درى در يك كشور همسايه، از چنگ حكومت ديكتاتور رها شده و با یاری یکی از بستگانم، وارد كشوری اروپايى شدم
در چند سال گذشته و بخصوص پس از اعدام ظالمانه ریحانه، انواع آزارها از تهدیدات تلفنی و کتبی و احضار و بازجویی گرفته تا جلوگیری از خروجم و از دست دادن پرواز بر من رفت. در تهران و پس از احضار وقتی روبروی بازجو نشستم با سؤالاتی حیرت اور مواجه شدم
چرا مى گويى اعدام نه؟ اعدام حكم خداست
پرچم داری. پرچمت را پايين بياور، وگرنه ديگر ملايمتى در كار نخواهد بود
ریحانه به گریه و دعاهای تو نیاز دارد. به قبرستان برو و برایش گریه کن
ديگر درباره ريحانه ننويس، اگر هم میخواهی بنویسی در دفترت و در خلوت بنويس
چكار دارى به اعدامهاى 67 اشاره مى كني؟
چرا فلانى و فلانى مى آيند ديدن تو؟
مرگ ریحانه در تقدیر او بوده! ممکن است تو هم در خیابان زیر ماشین بروی اینهم تقدیر توست
هر کاری که دلت میخواهد برای ریحانه بکنی برای دو دختر دیگرت بکن. چون ممکن است آنان را هم از دست بدهى
و هنگام خروج از فرودگاه وقتی پس از عبور از گیت پرواز، پاسپورتم را گرفته و در دفتر حراست بازجویی شدم به صراحت گفت
مایل بودم در اوين بازجويى بشوی
و حیرت آورتر این که با اينكه می دانست مانند همه بازماندگان اعدام و مادران داغدار «مى خواهم سر به تن اين نظام نباشد» و اين را صريحا از من شنيده بود با بى شرمى گفت
شما باید با ما همکاری کنید
همدلی م با برخى زندانيان سياسى را "آلت دست” مجاهدين شدن نامید. اتهامات ناروایی به يك زن و شوهر زندانى مقاوم زد که دلم می لرزد از تکرار کردنش
نیروهای امنیتی فوق همانها هستند که در دومین سالگرد ریحان، راحله ذکایی همبند سابقش را که با لوله هایی خارج شده از کلیه ها و پیچیده دور گردن، با سرطانى در مراحل پایانی دست و پنجه نرم می کرد، بازداشت كردند. هر چه فریاد زدم این زن در حال مرگ است، رهایش کنید، شرم نکردند. چند ماهی ست که راحله نازنين از دنیا رفته و در کنار ریحان من است. دیگر دست هیچ بازجوی هتاکی به او نمی رسد. راحله، زنی که تمام زندگیش توسط این نظام به یغما رفت
مأموران امنيتى بعد از دستگیری بعضی شرکت کنندگان، به مراسم حمله کرده و هر چه خواستند کردند
برای من اما دو راه بیشتر نمانده بود. یا باید سکوت می کردم و مظلومیت ریحانی که به تجاوز مامور اطلاعات تن نداده بود را فراموش می کردم، یا رو در روی دیوی که حامی متجاوزانی همچون سربندی است می ایستادم. یا باید تسلیم بی عدالتی میشدم یا مسئولیت خود را در قبال آنچه بازماندگان اعدام های متعدد بر دوشم گذاشته بودند انجام می دادم. یکی از دشوارترین انتخابهای زندگی م همین بود. ماندن یا رفتن. اگر مى ماندم و ادامه مى دادم، بايد راهى اوين مى شدم. روزها و شبهای بسیاری را در جدالی سخت با خود گذراندم. رها کردن هر چه داشتم، دل کندن از بهشت زهرا و باغچه ریحان، دلتنگی برای پدر و مادر سالمندم، دوری از فرزند و همسر، جدایی از مادران داغدار و دوستانم و از همه سخت تر دورشدن از آن همه زن و مردی که با چشمهای اشکبار و سینه های سوخته قصه های هول آور اعدام عزیزانشان را برایم گفته بودند. در نهایت عزم جزم كردم كه پيام رسان مظلوميت ريحان، و دیگر ستمديدگان و زندانيان و خانواده هاى اعدام شدگان باشم
پس تصميم به خروج گرفتم و طرحى با پیش بینی همه جوانب ریخته و از چنگ ماموران امنیتی جستم. اگر عمر و فرصتی باشد، جزئيات اين طرح را بیان خواهم کرد
تمام تهديدات و بازجوييهايی که توسط بازجویان ارشد اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات انجام شده را ثبت و ضبط کرده ام و در صورت لزوم منتشر خواهم کرد
آزار بستگانم حتی پس از خروجم ادامه یافت. ليكن با وجود عشق بی اندازه به آنان، نمی توانم از پیمانی که با مظلومین بسته ام بگذرم. خروجم برای همراهی با مبارزان علیه ظلم حكومت ظالمى است که آشیان های بسیاری را برباد داده است
اكنون خود را جزء كوچكى از مخالفان برانداز حکومتی میدانم که از متجاوزان حمایت می کند. دستگاهی که جوانان را اعدام می کند. بر سر کوی و برزن، بساط دار می چیند. در رسانه های مزدورش تبلیغ مرگ مى پراكند. نه تنها برای مردم ایران که برای ساکنان کشورهای دیگر هم جز تباهی و نیستی نمی خواهد. حکومتی که امتحان خود را با همه جناح بندى هاى بيرونى و درونى اش داده است و به جز دزدی و غارتگری و مرگ، هیچ ندارد
در برابر سیستم پلید چوبه دار و غارت سرمایه های مردم، مردان و زنان بسیاری هستند که با مبارزه بی امان خود به دفاع از حقوق مردم ایران پرداخته اند. با سنگين ترين بها، كشته هاى بسيار، زندانيان بسيار و درد و رنجها و دربه درى هاى بسيار. فارغ از هر گرایش سیاسی، اینها فرزندان مردم ایران هستند که در مقابل ظالم سر خم نکرده اند و زندگی شان در راه برقراری عدالت و آزادی فدا شده است .
مادرانه، جمعی از مادران داغدار بود که برای دادخواهی خون برزمین ریخته ی فرزندان ایران، قد راست کردند. طى دوسال فعالیت این مادران ، فشارهای زیادی از سوی نیروهای امنیتی بر خانواده های دادخواه وارد شد. اما آنان – همچنانكه من - شالهای سفیدشان را تبدیل به پرچمی کردند تا نشان دهند که با وجود زخم مرگ تلخ فرزندانشان، اسیر گورستان نخواهند شد. آنان فرزندان خود را همچون بذر آزادی خواهی و عدالت طلبی به خاک سپرده بودند. این مادران با عزیزانشان عهد بسته اند که تا آخرین نفس دادخواهی کنند. بی شک قلبشان جایگاه همه جوانان اسیر و از دست رفته است . با وجود غم عظیمشان ، به جای هر فرزند، صدها و هزاران فرزند یافتند. فرزندانی که به دنبال آزادی و عدالتند. به عنوان قطره يى از درياى جنبش دادخواهى من نيز با دخترم عهدى بسته ام
وقتی گورکن، بلوکهای سیمانی را روی تن ریحان می چید مُهری بر آن پیمان زدم که با جان از تنم بدر رود. همچون سایر دادخواهان کفشهای آهنین پوشیده و به دنبال عدالتی هستم که از فرزندان ایران دریغ شده است. با مدافعین حقوق مردم، دوست و با ستمگران غارتگر، جنایتکار و متجاوز دشمنم. در مقابل چاه عمیق ستم و تباهی حکومت، قله رفیع آزادی و عدالت قرار دارد. بدون کشیدن خط بطلان بر آن چاه ظلمت و نیستی، نمی توان به قله آزادی و عدالت رسید. مبارزه يی بی امان که دهه هاست ادامه دارد، راهی ست که شهد شیرین پیروزی و عدالت را به همراه دارد
به عنوان عضوی از جنبش دادخواهی، دستم را در دستان همه مبارزان جدی ضد ظلم مى گذارم. برای برقراری عدالتی که از بیگناهان در خاک غلطیده دریغ شد. برای محاکمه و مجازات کسانی که خون فرزندان ایران را بر زمین ریختند. بی شک ظلم ظالمان دیری نخواهد پایید و خون بیگناهان، سیاوش وار خواهد جوشید. پشتوانه این مبارزه هزاران دختر و پسر جوان هستند که با خون خود مهر باطل بر حکومت مستبد زدند. ضمانت پیروزی نیز میلیونها زن و مرد ایرانی هستند که از حکومت فاسد بیزارند و روزی با غرش هماهنگ خود پایه های لرزانش را فرو خواهند ریخت
با سلام به تک تک دوستان آزادیخواه انساندونست که به آزادی انسانها و ایران ومردم ایران عشق می ورزند.این مطلب به علت مشکل کامپیوتری دیر نوشتم ولیاجازه تک تک میخواستم عشقی را که دیدم با همه دوستداران تقسیم کنم . که به یقین که تک تک شما ازبیشماران هستید . که از این عشق ها بسیار دیده اید و شنیده ای
مرداد ۶۰ در آسمان سیاه ایران و هر روز در خون غلطیدن مجاهدین وهواداران ومیلیشها به دستور مستقیم خمینی . پرواز برادر مسعود . زندانها در زندان عادل آباد زندان به پاسبان جعفری میگفته ( این فرد گروهبان ارتش شاه بود) و سمپاتی با مجاهدین داشت . بچه های انفرادی با حالت تهوع صدا میزند . بیمارم اورا به درمانگاه می برند . در درمانگاه شلوغ و کسی به کسی نبوده . وبه سلول عمومی خواهران وبرادران را از این طریق میرساند . تا اخبار ساعت چهار بعد ازظهر این خبر پخش شد . که الان حضور ذهن ندارم . یک فرد توده ایی بود . که مثل موش آب کشیده پرواز برادر را توضیح داد . در سلول
خواهرانی بودند . که دو روز قبل با ضربه های شلاق بدنشان متورم . ودردهای وحشتناک داشتند . با این خبر شادی وشوق همه وجودشان گرفته بود . اشکهای شادی روی گونه های بچه ها گرفته بود . و چند عدد قند در سلول بود . بین بچه ها تقسیم کردند .زندانبانان حرفی نزدند . ولی صدای شلوغ از سلوها پاسداری بنام ترابی وبازجویی بنام نامجو غضبناک درب های سلولها را با لگد میزدند . منافقین چه مرگتان هست . رهبرتان فرار کرده . بچه ها زیر لب تا چشم تو کور شود
در ۱۰ آذر ۶۰ یک هفته قبل از شهادت گوهر مجاهدین ( ادب آواز ) در عملیات نابودی دستغیب جنایت کار را دیدم . اولین سوالش بچه های زندان چی میگفتند . آنچه در زندان دیده وشنیده بودم را برای او گفتم . او با قاطعیت واعتماد بنفس گفت سازمان تشکیلات سازمان بزرگترین کار را انجام داده این پرواز میرود تا بی نهایت و حقانیت روشن پیروز شدیم . و توضیح وسفارشات به دوستان آشنایان که لحظه ایی از این مسیر غفلت ودریغ نکنید . با این خورشید بدوید . تو رفتی به دیگری بسپار . من وقتی از گوهر این را شنیدم . به ذهنم زد گوهر مثل اینکه سالهاست برادر یا مجاهدین را می شناسد . براستی که مجاهدین وتشکیلات توحیدی وانقلابی سازمان پر افتخار مجاهدین خلق ایران بزرگترین دین به گردن تاریخ ایران زمین و ازآزادیخواهان جهان دارد . این پرواز بزرگ تا به امروز طلوع پایه داران با تولد طلایه داران مریم در صحنه می درخشند . و دودمان ولایت آخوند ها وشرکای خارجی و مزدوران داخلی ش را بر باد ورسوا کرده است . شیر همیشه بیدار خدا تو را نگهبان
سهراب سپهری
امروز در همه جا بحث دادخواهی سال ۶۷ به صورت بسیار گسترده مطرح شده است.
همه از قرار دادن مسئولان این جنایت هولناک در مقابل عدالت و دادگاههای بین المللی استقبال میکنند.
اما بسیار حیرت آور است که تعداد بسیار اندکی هم هستند که خواهان بخشش جنایت علیه بشریت بعد از گذشت ۲۸ سال هستند.
همه میدانیم که رژیم آخوندی قادر به انجام چه جنایاتی است. آخوندها از اولین روز سر کار آمدنشان جنایت را شروع کردند. از قبل از قتل عام سال ۶۷ این جنایات را گسترش دادند، قتل عام زندانیان سیاسی تابستان ۶۷ را از قبل برنامه ریزی کردند، در تابستان همان سال جنایاتشان را به اوج خود رساندند، بعد از آن مرتکب قتلهای زنجیره ای و قتل مخالفانشان در خارج از کشورشدند. آنها نهایت سعی خود را برای ساختن سلاحهای کشتار جمعی و بمب اتم، صدور تروریسم و جنگ افروزی در منطقه، کشتار مردم بیگناه این کشورها و اعدامهای دسته جمعی در داخل مملکتمان انجام دادند. اینها قسمتهایی از جنایات آخوندهاست.
اما بزرگترین جنایتی که در نزدیک به چهل سال گذشته انجام داده اند قتل عام سال ۶۷ است که هنوز ابعاد و اسرار آن ناشناخته مانده است.
هزاران خانواده از سرنوشت فرزندانشان هنوز بی خبرند. هزاران مادر، پدر، خواهر، برادر و فرزند به دنبال مزار عزیزانشان میگردند و بسیارند مادران، پدران، خواهران، برادران و فرزندانی که در گورهای بی نام و نشان به خاک سپرده شده اند و عزیزانشان نمیدانند که مزار آنها در کجاست...
با همه اینها ما تنها قسمتی از این جنایات سال ۶۷ را میشناسیم که مصداق جنایت علیه بشریت است!
آیا میتوان جنایت علیه بشریت را بخشید؟
از زمان جنگ بین الملل دوم و کشتار هولوکاست توسط نازی ها، کشورهای جهان در کتابها، روزنامه ها، مجلات، رادیوها و تلویزیونها... و امروز در اینترنت سعی کرده اند که ابعاد این نوع جنایت را به مردم دنیا بشناسانند. روشنفکران، نویسندگان، فیلسوفان، حقوقدانان و سیاستمداران زیادی به تحقیق، کار، خواندن و نوشتن در باره جنایت علیه بشریت پرداختند. آنها سؤالات زیادی را مطرح کرده اند که برای بسیاری از آنها جواب داشته اند و لی بوده اند مواردی هم که هنوز بعد از گذشت این همه سال هنوز بی جواب مانده اند.
یکی از مهمترین سؤالاتی که در بحث این نوع جنایت هولناک مطرح شده موضوع «بخشش» است.
در اینجا به صورت خیلی کلی و تنها به قسمتی از «تئوری بخشش» دو فیلسوف بزرگ یهودی به نامهای «ژاک دریدا» و «ولادیمیر یانکلویچ» اشاره میکنم. هر دو آنها دیگر در قید حیات نیستند.
ژاک دریدا در یکی از سمینارهایش در آمریکا میگوید:
جنایت علیه بشریت بخشودنی نیست! دریدا در نظریه خود از بخشش «بی قید و شرط» صحبت میکند که بخشش نباید با چشمداشت رسیدن به نتیجه خاصی صورت گیرد. او فروتنانه تا به آخر میرود و میگوید در حقیقت این نابخشودنی است که بخشش را فرا میخواند. تنها با اینگونه عمل نابخشودنی که بخشیده شود، بخشش به صورت واقعی و در نفسش معنا میابد. همینجا دریدا به مسئله بسیار مهمی اشاره میکند و میگوید:
تنها و تنها خود قربانی است که میتواند در جنایت علیه بشریت ببخشد و چون همه قربانیان به قتل رسیده اند و دیگر در قید حیات نیستند، هیچکس دیگر نمی تواند به جای آنها جانیان را ببخشد.
حتی یک نفر از آنها را هم نمی توان جایگزین کرد و به جای او برای بخشش جانیان تصمیم گرفت.!
دریدا در اینجا لازمه بخشش «بی قید و شرط» را وجود «شرط بخشش» میداند و شرط این است که قربانی زنده باشد. قربانی به قتل رسیده پس دیگر «شرط بخشش» وجود ندارد.
پس با قتل قربانیان امکانات و شرایط بخشش برای همیشه از بین رفته است!
در تئوری اش در باره بخشش در جنایت علیه بشریت دریدا به دو موضوع اشاره کرده است: اول واقعیت به قتل رسیدن قربانیان و دوم بخشش بی قید و شرط. ولی او در بررسی خود در درجه اول به موضوع دوم که بخشش است میپردازد. از این طریق او میخواهد به نتیجه عمیق تر و در عین حال بالاتری برسد و این حقیقت جلوه کند که «بخشش» تنها زمانی زیبا و امکان پذیر است که «انسانیت» به قتل نرسیده باشد!
حیرت آور است اگر امروز شخصی تصمیم بگیرد بعد از بیست و هشت سال، آن هم یک جا، برای سی هزار شهید سرفراز، همه مسئولان جنایت علیه بشریت سال67 را ببخشد. معلوم نیست که او بر چه اساسی میخواهد این کار غیر ممکن را انجام دهد...!
یانکلوویچ معتقد بود که جنایت علیه بشریت را نباید بخشید. او پس از آن که کتاب بخشش را نوشت در مصاحبه ای گفت:
از قربانیان بپرسید که آیا نازی ها را میبخشند. ولی آنها کشته شده اند و اگر شخصی بخواهد امروز سر خود به جانیان اعطای بخشش کند این وظیفه و مسئولیت ماست که نگذاریم این کار صورت بگیرد.
یانکلوویچ میگوید: تحقیقات نشان میدهند که مسئولان جنایت علیه بشریت در نهایت بی رحمی، خونسردی، بدون کوچکترین نشان انسانی و در یک برنامه ریزی از قبل پیش بینی شده به صورت سیستماتیک شکنجه ها و کشتارها را انجام داده اند.
او انگیزه این جنایت را «شرارت شیطانی» این جانیان مینامد.
یانکلوویچ از مسئولیت سکوت نکردن در مقابل ظلم صحبت میکند و میگوید: در باره آنچه مهم است باید سخن گفت. سکوت در مقابل جنایت باعث میشود که ما آنرا ساده انگاریم و آنرا به دیگران ساده القاء کنیم. به نظر او در مبحث «جنایت»، عدالت در جلو بخشش قرار میگیرد و بر آن اولویت دارد.
او به این مسئله اشاره میکند که «تنها زمانی که جانیان در مقابل عدالت قرار میگیرند و به خاطر جنایاتشان محکوم میشوند ما به آرامشی خواهیم رسید که معمولاً بعد از بخشش به آن میرسیم ولی در «جنایت علیه بشریت» شرارت جلادان به حدی است که هیچ حکمی از هیچ داگاهی نمیتواند پاسخگوی عظمت این جنایت هولناک بشود. عدالت در اینجا نمی تواند آنطور که باید برقرار شود!
ما باید همیشه مواظب باشیم که جنایت علیه بشریت را فراموش نکنیم.
به این دلیل که فراموشی به این معنی خواهد بود که قربانیان این جنایت هرگز وجود نداشته اند و این جرم بزرگتر از جنایت است.!»
در اینجا این سؤال مطرح میشود که آیا جانیان در جنایت علیه بشریت طلب بخشش کرده اند؟
یانکلوویچ جواب میدهد: آنها هیچوقت طلب بخشش نمیکنند... اگر هم میکردند... بخشش در اردوگاههای مرگ مرده است!
امروز آخوندها نیز ابراز رضایت میکنند از اینکه «با فتوای خمینی» زندانیان سیاسی سال ۶۷ را به قتل رسانده اند. آنها هرگز از اینکه مخالفانشان را قتل عام کرده اند طلب بخشش نکرده اند (آنها میخواهند خود را از طریق فتوا بی تقصیر نشان دهند). آنها در سال ۶۷از هر ابزاری جهت شکنجه های قرون وسطایی زندانیان سیاسی بخصوص مجاهدین عزیز استفاده کردند تا از آنها هر طور شده طلب بخشش و توبه بگیرند. در گزارشهایی که بدست ما رسیده ثابت شده است که همه مبارزان راه آزادی در سخت ترین شرایط شکنجه، قبل از شهادتشان بر سر موضع خود تا به آخر ایستادند و سرفرازانه سر بدار شدند.
یانکلویچ میگوید: هر حکمی که ازبالاترین مراجع قضایی برای جلادان صادر شود جوابگوی شرارت مسئولان جنایت علیه بشریت نیست! او از بعد احساسات و عواطف عمیق انسانی به مسئله نگاه میکند...
اگر آخوندها امروز هنوز مانند کشیشان در قرون وسطای ششصد سال پیش عمل میکنند،
اما بشر مدرن امروز به دستاوردهای بزرگ قانونی و حقوقی رسیده که نتیجه قرن ها زحمت، تجربه، تحقیق، کار، پشتکار، دیسیپلین و نظم و.... پیشینیان تا نسل ما بوده است که نتیجه آنها از جمله دادگاه های بین المللی امروز هستند...
اگر چه جلادان و مسئولان قتل عام ۶۷ از هر روشی جهت تجاوز، شکنجه های وحشیانه و قتل عام زندانیان سیاسی قهرمان استفاده کردند ولی آنها در نهایت درهمین دادگاههای بین المللی و مطابق با موازین حقوق بشرمحاکمه خواهند شد.
این خواست بزرگ مردم و مقاومت ایران است که در یک همکاری عظیم و دو جانبه بین آنها به وقوع خواهد پیوست!
اما «بخشش» در گورهای جمعی و بی نام و نشان در وطن عزیزمان، در همه مزار های شهدای سرفرازمان که توسط رژیم آخوندی به قتل رسیده اند و در خاوران برای همیشه به خاک سپرده شده است!
ولی در فردای ایران آزاد ما بر سرهمه مزارهای بی نام و نشان شهدای گرانقدرمان به یاد وجود عاشقشان، عاشقان آزادی مردم ایران صدها هزار گل سرخ خواهیم کاشت و در آنجا یابودهای بسیار زیبایی خواهیم ساخت.
بر روی این یادبودها برگ گلی میکوبیم و
روی آن با قلم سبز بهار مینویسیم:
... ای یار!
خانه من اینجاست.
تا که سهراب نپرسد دیگر
خانه دوست کجاست؟
مراسم بیستونهمین سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی و نخستین سالگرد جنبش دادخواهی شهیدان قتلعام
روز شنبه ۲۸ مرداد برابر با ۱۰ اوت ۲۰۱۷ مراسمی به مناسبت بیستونهمین سالگرد قتلعام
زندانیان سیاسی و نخستین سالگرد جنبش دادخواهی شهیدان قتلعام، در مقر مجاهدین در
تیرانا پایتخت آلبانی برگزار شد
در این گردهمایی، خانم کری کندی فرزند سناتور فقید رابرت
کندی و رئیس بنیاد رابرت اف کندی هیومن رایتز، سناتور مارینو رابینو عضو کمیسیون
خارجی و کمیته حقوقبشر پارلمان ایتالیا، سناتور لیوتزی عضو کمیسیون فرهنگ و
کمیسیون سیاست اتحادیه اروپا در سنای ایتالیا، اینگرید بتانکورد، سناتور سابق
کلمبیا و طاهر بومدرا، رئیس سابق بخش حقوقبشر یونامی شرکت داشتند و به سخنرانی
پرداختند.
در
این گردهمایی، مریم رجوی سخنرانی کرد و در پایان مراسم با گذاشتن تاج گلی بر کتیبه
یادبود شهیدان قتلعام شده به آنان ادای احترام کرد. و طی سخنان کوتاهی خطاب به ۳۰هزار
شهید سرفراز قتلعام ۶۷گفت:
«گرامی میداریم یاد شما شهیدان قتلعام را، همراه با مجاهدانی که
ادامه دهندگان راه شما هستند.
نسلها یکی پس از دیگری از داستان شما پرسیدند و مقصد پرشکوه شما را پیش روی خود
گذاشتند.
و جاودانگی شما، که خمینی میخواست بخش فراموش شده تاریخ باشد، حالا وجدان معترض
مردم ایران است. خمینی، از ایستادگی شما شکست خورد که به قتلعامتان رو آورد.
وی در پایان افزود:
ای قهرمانانی که بر سر موضع آزادی ایستادید، همه ما عهد میکنیم که قطره قطره
خونهای به ناحق ریخته شما را به نیروی رزم و نبرد، برای آزادی تبدیل کنیم.
و عهد میکنیم که آرمان پرشکوه شما را به پیروزی برسانیم.»
این برنامه با اجرای چند سرود توسط گروه کر،
پرواز دادن کبوتران توسط برخی اعضای خانوادههای شهیدان و مراسم برافروختن مشعل به
یاد مشعلهای جاودان آزادی به پایان
به کوههای سربفلک کشیده ایران اسیر، به قله های بلند البرز و
دماوند ... به زندانیان مقاوم به گردن فرازان همانهایی که با چشم بازهیهات گویان
پای چوبه دار رفتند و بر طناب دار برای آزادی بوسه زدند...
شرف خلق وامدار پایداری تست ...گفتی مرا امضاء کن مرا که مظلومیت
خلقی را با خود حمل میکنم تا دریا تا آنسوی دریا ببر مرا فریاد کن من بغض فرو برده
خلقم من آری من تمامیت یک تاریخ ۳۸ ساله در حاکمیت ارتجاعم مرا... و من ترا امضاء
کردم با جوهرفدا با شرف خلقم با غیرت ملتم با خونی که در رگانم جاری است ...امضاء
کردم و امضاء میکنم هزار بار تا سرنگونی با جوششی که ازخون سی هزار گل سرخ در رگانم
چون رود جاری است . میگویی پژواک صدایم باش مرا تا قاره جهان ببر و میزان عدالت را برپا دار من فدا شدم که عدالت
بماند ...تقوی میخواهی صدایم باش مرا ببر با فدا عدالت برپا می شود فریاد فدا را بگوش
دنیا برسان...امضاء کردم و امضاء میکنم با هویت برگرفته از وجدان بشری و کوتاه نمی
آیم تا پیامت را که میخواهی هیچ سری گرسنه سربربالش نگذارد، هیچ کودکی در کارتن و
در خیابان نخوابد، هیچ مادری از فقر کودک به دنیا نیامده اش را نفروشد و هیچ پدری
در برابرسئوال و درخواست کودکش شرمنده نباشد و هیچ دختری مورد معامله قرار نگیرد و
هیچ و هیچ آخ که چقدر آرزوهایت ساده و
کوچک اند چقدر اینها جلاد و ستمگرند که دیوار حریم شخصی ات را شکستند و برای
حداقلها ترا به بند کشیدند به تخت بستند آویزان کردند و طناب نوازشگرگردن توشد وه
چه سرفراز وه چه دلاور ...من برای تو و برای آرزوهای کوچک بزرگت صدای تو پای تو
دست و چشم و قلب تو میشوم تا شور و شیدایی ترا به جای جای میهنم و هر سرزمین
دیگرسوقات برم تا همه قلب ها مثل قلب تو بتپد برای کودکان کار برای جوانان بیکار و
معتاد برای زنان خیابانی برای سالخوردگان تحقیر شده برای همه آنها که تو بخاطرشان
زندان کاخت شد و طناب دار یار دیرینت برای تو و آرمان بزرگت از پا نمی نشینم و
خواهم گفت تا آخوند کفن نشود این وطن وطن نشود...
آنان که به جنگ دیو خونخوار شدند در رزم و فدا مشعل پیکار شدند با پای سر به جانب آزادی رفتند و ستاره شب تار شدند در بند و به زنجیر مقاوم چون کوه آنگه که اسیر خصم غدار شدند الگوی وفا به عهد و پیمان بودند این را به بهای جان خریدار شدند بی نام و نشان و بیمزار و گمنام رسواگر شیخ رذل مکّار شدند آلاله و سوسن و شقایق بودند در فصل خزان بهار و گلزار شدند افراشته قد سرو صنوبر بودند در رویش هر جوانه تکرار شدند معنای حیات نوع انسان گشتند رفتند و چراغ راه احرار شدند گفتند ره و رسم «مجاهد» «آری» جانباخته در این مسیر خونبار شدند سُتوار سلحشور همه خنده به لب خواندند سرود آزادی و بر دار شدند
روز شنبه، 12اوت 2017،
یک هیأت عالیرتبه از سنای ایالات متحده آمریکا با خانم مریم رجوی، رئیسجمهور
برگزیده شورای ملی مقاومت ایران، در مقر مجاهدین در تیرانا، دیدار و پیرامون وضعیت
مجاهدین در آلبانی، آخرین اوضاع ایران و منطقه و راهحلهای پایان دادن به بحران در
منطقه که از تغییر دموکراتیک در ایران میگذرد، گفتگو کردند.
در هیأت سنا به ریاست سناتور روی بلانت، نایبرئیس کنفرانس
جمهوریخواهان در سنا، عضو کمیتههای تخصیص بودجه، اطلاعات، قوانین و اداری،
بازرگانی، علوم و ترابری؛ سناتور جان کورنین، ناظم اکثریت سنا عضو کمیتههای
قضایی، اطلاعات و مالی؛ و سناتور تام تیلیس عضو کمیتههای قوای مسلح، قضایی،
بانکداری، امور مسکن و شهری، و امور بازنشستگان ارتش حضور داشتند.
سناتورهای برجسته
آمریکایی انتقال امن و سالم کلیه ساکنان لیبرتی را تبریک گفتند و برای آنها در
مبارزهشان برای استقرار دموکراسی و حقوقبشر در ایران آرزوی موفقیت کردند. سناتور
بلانت که در طول سالهای گذشته تلاشهای گستردهیی را برای امنیت مجاهدین در لیبرتی
و انتقال آنها به خارج از عراق بهعمل آورده بود، این انتقال را یک پیروزی بزرگ
برای مردم و مقاومت ایران توصیف کرد و از تلاشهای خانم رجوی و سازمان مجاهدین خلقایران برای تحقق این مأموریت بزرگ قدردانی کرد.
خانم رجوی از سناتورهای
آمریکایی بهخاطر مواضع قاطع آنها در قبال رژیم ایران بهخصوص نامگذاری سپاه
پاسدران رژیم ولایتفقیه و تصویب تحریمهای جدید علیه سپاه و سردمداران رژیم بهخاطر
نقض حقوقبشر، پروژههای موشکی و صدور تروریسم، تقدیر کرد. وی همچنین از تلاشهای
سناتورهای برجسته آمریکایی بهویژه سناتور بلانت در مورد حفاظت اعضای سازمان
مجاهدین خلق ایران در اشرف و لیبرتی و نیز تلاش بیوقفه برای انتقال امن آنها به
آلبانی تشکر نمود.
خانم رجوی تصریح کرد: برخلاف تبلیغات حامیان رژیم، استبداد مذهبی
حاکم از درون بسیار پوسیده و شکننده است و اگر حمایتهای خارجی و بهویژه سیاست
مماشات در آمریکا و اروپا نبود این رژیم تا این اندازه دوام نمیآورد. تغییر رژیم
در ایران یک ضرورت اجتنابناپذیر است، این تغییر در دسترس است. یک آلترناتیو معتبر
و دموکراتیک وجود دارد. مترادف دانستن تغییر رژیم و دموکراسی برای ایران با جنگ و
بیثباتی در منطقه، فریب محض است و منشأ آن تبلیغات لابیهای رژیم ایران در
پایتختهای غربی است. رژیم و پشتیبانان و لابیهای آن، واقعیت را دجالانه و به عمد،
معکوس جلوه میدهند تا مردم ایران و این منطقه از جهان را سزاوار فاشیسم دینی و
بنیادگرایی و تروریسم تحت نام اسلام قلمداد کنند. در حالیکه سرنگونی این رژیم در
واقع لازمه پایان یافتن بحران و جنگ در منطقه است.
خانم رجوی بر ضرورت اخراج سپاه پاسداران و شبهنظامیان مزدور آن از سوریه، عراق و
سایر کشورهای منطقه، اتخاذ تدابیر فوری برای حسابرسی از این رژیم بهخاطر اعدامهای
گسترده بهویژه قتلعام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷و تحقیقات مستقل درباره این جنایت بزرگ علیه بشریت و سپردن مسئولان
آن به عدالت، تحریمهای همهجانبه بر سیستمهای بانکی و درآمدهای نفتی رژیم سرکوبگر
آخوندها؛ تأکید کرد و خواهان بهرسمیت شناختن خواست برحق مردم و مقاومت ایران برای
سرنگونی دیکتاتوری دینی، استقرار آزادی و دموکراسی و برپایی یک جمهوری بر مبنای
جدایی دین از دولت، برابری زن و مرد گردید.
در پایان این دیدار، سناتورهای آمریکایی با شماری از اعضای مجاهدین و شاهدان و
قربانیان جنایات رژیم آخوندی در ایران و اشرف و لیبرتی، گفتگو کردند.
مارک دوبوویتس مدیر اجرایی بنیاد دفاع از دموکراسیها: با امضای لایحه تحریمهای جدید توسط ترامپ
تمامیت سپاه پاسداران بهخاطر تروریسم لیستگذاری شد وتجارت با سپاه پاسداران،
تجارت با یک سازمان تروریستی است
بهدنبال امضای لایحه اچ آر 3364 برای اعمال تحریمهای جدید علیه رژیم آخوندی، کره
شمالی و روسیه توسط رئیسجمهور آمریکا و تبدیلشدن آن به قانون، سایت رسمی کاخ
سفید متن کامل این قانون را منتشر کرد.
در مقدمه این قانون مصوب آمده است: «قانون اچ آر 3364 برای بازبینی کنگره و مقابله
با تجاوز حکومت ایران، روسیه و کره شمالی و اقدامات دیگر است».
بخش اول این قانون به اعمال تحریمها علیه رژیم آخوندی و سپاه پاسداران اختصاص دارد
و تمامیت سپاه پاسداران را مشمول لیست تروریستی طبق فرمان ریاستجمهوری ۱۳۲۲۴ در سال ۲۰۰۱ میکند.
سایت رسمی کنگره آمریکا نیز از تکمیل روند بررسی و تصویب این لایحه و تبدیل آن به
قانون پس از امضای رئیسجمهور آمریکا خبر داد.
در این روند، مجلس نمایندگان آمریکا لایحه جدید تحریمها علیه رژیم آخوندی، کره
شمالی و روسیه را با 419رأی مثبت در برابر تنها 3رأی منفی به تصویب رساند؛ پس از
آن لایحه در سنای آمریکا با 98رأی مثبت در برابر تنها 2رأی منفی به تصویب رسید و
به کاخ سفید ارسال شد؛ و سرانجام در روز چهارشنبه 11مرداد، لایحه تحریمهای جدید
علیه رژیم ولایتفقیه و تمامیت سپاه پاسداران بهخاطر فعالیتهای تروریستی و برنامه
موشکی و نقض حقوقبشر، با امضای رئیسجمهور آمریکا، به قانون رسمی ایالات متحده
تبدیل شد.
رئیسجمهور آمریکا در بیانیه خود به تاریخ 2اوت درباره امضای لایحه تحریمها،
اعلام کرد: «امروز من لایحه اچ آر 3364 برای «مقابله با دشمنان آمریکا از طریق
قانون تحریمها» را امضا و به قانون تبدیل کردم».
دونالد ترامپ ضمن ابراز مخالفت خود با بخشهایی از تحریمهای اعمالشده علیه روسیه
در قسمت دیگری از بیانیهاش، تأکید کرد: «این لایحه پیام روشنی به (رژیم) ایران و
کره شمالی میفرستد که مردم آمریکا رفتار خطرناک و بیثباتکننده آنها را نخواهند
پذیرفت. آمریکا بهکار از نزدیک با دوستان و متحدانمان برای ممانعت از فعالیتهای
مخرب این حکومتها ادامه خواهد داد».
همچنین سخنگوی کاخ سفید درباره تبدیل لایحه تحریمها به قانون، گفت: «رئیسجمهور
از تدابیر سخت برای مجازات و ممانعت از رفتار بد رژیمهای یاغی در ایران و کره
شمالی حمایت میکند. او همچنین پیام روشنی فرستاد که ما دخالت در روند دموکراتیکمان
را توسط روسیه نخواهیم پذیرفت».
پل رایان رئیس مجلس نمایندگان آمریکا که این لایحه را یکی از
گستردهترین بستههای تحریمی تاریخ توصیف کرده، طی بیانیهیی، گفت: «این تحریمها
مستقیماً فعالیتهای مخرب و بیثباتکننده (رژیم) ایران، کره شمالی و روسیه را هدف
قرار میدهد».
مارک دوبوویتس مدیر اجرایی بنیاد دفاع از دموکراسیها، گفت: «ترامپ
لایحه تحریمهای (رژیم) ایران، روسیه و کره شمالی را امضا کرد. (به این ترتیب)
تمامیت سپاه پاسداران بهخاطر تروریسم لیستگذاری شد. اگر با سپاه پاسداران تجارت
کنید. ، در حال تجارت با یک سازمان تروریستی هستید».
خبرگزاری آسوشیتدپرس درباره لایحه اچ آر 3364، نوشت: «این (لایحه)، تحریمهای
جدیدی را بر افرادی که در برنامه موشکی (رژیم) ایران دخیل هستند و هر کسی که با
آنها تجارت کند، اعمال میکند. این (لایحه همچنین) تحریمهای تروریسم را بر سپاه
پاسداران اعمال خواهد کرد و یک تحریم تسلیحاتی را به اجرا خواهد گذاشت».
آسوشیتدپرس، اضافه کرد: «(طبق این لایحه) از وزیر خارجه رکس تیلرسون خواسته میشود
که فهرستی از مسئولان ارتکاب کشتارهای فراقضایی، شکنجه و سایر نقضهای فاحش حقوقبشر
(در ایران) را ارائه کند. این افراد نیز تحت تحریم قرار خواهند گرفت».
در همین حال جان بولتون در مصاحبه با فاکسنیوز تحریمها علیه حکومت آخوندی را
گامی در مسیر درست، اما ناکافی دانست و خواهان تحریمهای فراگیرتری علیه رژیم شد.
لیندزی گراهام سناتور برجسته جمهوریخواه ضمن استقبال از امضای
لایحه تحریمها توسط رئیسجمهور آمریکا، گفت: «(رژیم) ایران سرطان منطقه خاورمیانه
است».
سناتور مایک راوندز فرماندار پیشین ایالت داکوتای جنوبی، رژیم
آخوندی را بزرگترین حکومت حامی تروریسم در جهان نامید و درباره قانون تحریمهای
رژیم، کره شمالی و روسیه، گفت: «با اعمال تحریمهای قوی و قابل اجرا علیه این
حکومتها، ما پیام روشنی میفرستیم که آمریکا اقدامات تجاوزکارانه آنها را نخواهد
پذیرفت».
الیوت انگل رئیس دموکراتها در کمیته خارجی مجلس نمایندگان آمریکا،
لیستگذاری سپاه پاسداران
الیوت انگل رئیس دموکراتها در کمیته خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، گفت: «این قانون
نتیجه مذاکرات موفق دو حزبی است؛ چرا که قانونگذاران هر دو حزب در هر دو مجلس،
تهدیدات موجود از سوی (رژیم) ایران، کره شمالی و روسیه را درک میکنند».
ست مولتون عضو مجلس نمایندگان از حزب دموکرات آمریکا ضمن تأکید بر اینکه این
تحریمها توافق اتمی را نقض نمیکند، گفت: «من بهطور مکرر به اقدام آمریکا برای
مقابله با فعالیتهای بیثباتکننده (رژیم) ایران در خاورمیانه، از جمله حمایت
سپاه پاسداران از رژیم اسد در سوریه، حمایت از حزبالله در لبنان و حمایت از سایر
گروههای تروریستی و همچنین استمرار تواناییهای موشک بالستیک (این رژیم)، فراخوان
دادهام».
از سوی دیگر به گزارش خبرگزاری رویتر، ژان کلود یونکر رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا
گفت که ایالات متحده، برخی از نگرانیهای این اتحادیه را نسبت به تحریمهای جدید
علیه روسیه در نظر گرفته است، اما اگر تحریمها به منافع اقتصادی اتحادیه اروپا
زیان برساند، بروکسل آماده است طی چند روز، تلافی کند.
وزیر اقتصاد آلمان نیز گفت که تحریمها میتواند شرکتهای اروپایی را که مشغول
ساختن. و حفظ و نگهداری لولههای گاز طبیعی از روسیه هستند، هدف قرار دهد و این
برای اروپا قابل پذیرش نیست.
در همین حال به گزارش خبرگزاری اسپوتنیک روسیه، بعد از امضای لایحه تحریمها،
سخنگوی کاخ کرملین روز پنجشنبه سیاست تحریم را «کوتهبینانه» و «غیرقانونی» دانست
و گفت، روسیه از منافع خودش دفاع خواهد کرد.
پیش از اینروسیه در پاسخ به تحریمهای جدید، تعداد پرسنل هیأت دیپلوماتیک آمریکا
را از حدود 2000نفر، به 455نفر کاهش
MEK/PMOI Popularity Threat to Iranian Regime's
Existance
For many associated with the
Iranian lobby and appeasers of the clerical regime in Tehran, the best way to
prop up the regime is to discredit any alternative options presented to the
international community. In addition, the lobby and appeasers continue to
stress that regime change will lead to war. As an example, they point to the
struggles of the Iraq government since the removal of Saddam by the U.S. and
its allies.
However, history teaches us that any regime’s
existence is limited when it begins with a violent upheaval. The current
Iranian regime was born out of a revolution to end the rule of the Shah, but
that revolution’s goal was to create a secular, pluralistic, and democratic
Iran. However, the mullahs hijacked the revolution, creating a theocracy and
suppressing any alternative political voices, including the MEK/PMOI.
Instead, to consolidate their power, the
Iranian regime has relied on the typical tools of oppression, including the
creation of a paramilitary and judiciary system that touches every section of
Iranian society. The regime, using its lobby and appeasers, have been quick in
attacking any publication or personalities that dare to speak up about the
quest of the Iranian people to achieve their original dream of a democratic
Iran.
Anyone who dares to talk about “regime change”
is targeted for repressive measures. The MEK/PMOI have been high on the
regime’s list, since the MEK/PMOI are the most dedicated and organized
opposition with extensive routes and support at home, with the ability to
materialize regime change.
The people’s Mojahedin Organization of Iran
(PMOI/MEK) has been the subject of propaganda campaigns by the Iranian Ministry
of Intelligence and Security (MOIS) at home and by regime lobbies and appeasers
throughout the international community. This campaign is focused on
discrediting the MEK/PMOI, by saying there is no democratic alternative to the
Iranian regime and that regime change will result in war and increased
instability within the region.
But why is the MEK/PMOI being targeted so
directly? The MEK/PMOI is the oldest, largest, and most popular resistance movement
within Iran. They form the core of the National Council of Resistance of Iran
(NCRI), which is a coalition of opposition groups from all sectors of Iran. The
PMOI/MEK was founded in September 1965 by three Iranian engineers who wanted to
replace the Shah’s dictatorship with a democracy.
It is this continued support of democracy that has kept the
MEK/PMOI so popular among Iranians. The MEK/PMOI believes that Islam is
inherently tolerant and democratic, and fully compatible with the values of
modern-day civilization. This vision is the cure to the current spread of
extremism, which can be traced back to Iran and its mullahs. Yet, during the
time of upheaval after the revolution, the MEK/PMOI leaders witnessed Ayatollah
Khomeini’s hijacking of the revolution to create his theocracy.
Khomeini’s response to the efforts of the
MEK/PMOI to stop the rise of this theocracy was brutal repression throughout
the 1980s, including the massacre of some 30,000 political prisoners who
were primarily members or supporters of the MEK/PMOI. Despite the escalation of
attacks by the Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC) throughout the years,
the MEK/PMOI has never stopped promoting a pro-democracy vision of Iran. These
actions demonstrated that the regime would only hold power by using brutality
and repression to keep the Iranian people under their control.
Despite this, the MEK/PMOI has continued to
receive support and demonstrations held throughout Iran show that the Iranian
people are not cowed by the regime, but still believe in a free Iran.
In the recent 2017 election, hundreds of video
clips and photos of banners and placards hanging from pathways and auto routes
on billboards, were published on Telegram and YouTube channels, showcasing the
vast magnitude of the activities of those
who support the MEK/PMOI. The slogan, “My vote is regime change”, echoed
throughout the country.
The regime’s election was therefore quickly
ended in the first round to avoid further opportunities for protest. Yet,
internally, the regime is suffering from deep divisions about how to ensure its
survival, as the domestic unrest continues to grow.
Dr. Rafizadeh, a leading Iranian-American
political scientist, president of the International American Council on the
Middle East, and best-selling author in an opinion piece in Huffington
post publishing 8 video clips of MEK
activities inside Iran, wrote: “The activists of the network of the
Iranian opposition movement, the National Council of Resistance of Iran and its
group the Mujahedin-e Khalq (MEK), inside Iran have been engaged in an
extensive campaign nationwide, calling on Iranians to boycott the elections.
Finally, from my perspective, it is critical to point out that Iranian leaders
fear the soft power of oppositional groups more than the military and hard
power of foreign governments. That is why Iranian leaders and media outlets
normally react forcefully and anxiously to activities by the opposition such as
the recent critical move, where Senator John McCain (R-AZ), Chair of the Senate
Armed Services Committee, recently met with Mrs. Maryam Rajavi, the
President-elect of the National Council of Resistance of Iran (NCRI) in Tirana,
Albania. Iran’s oppositional groups can be a very powerful tool to
counterbalance the Islamic Republic.”