۱۳۹۵ فروردین ۲۳, دوشنبه

ایران - یادواره شهدای فروغ اشرف در هفدمین سال پرواز بلندشان برای آزادی میهنم ایران ...قصه عشق، سفرعشق

به خالقان قصه عشق وراهیان سفرعشق در#۱۹ فروردین۹۰

یکی بود یکی نبود، قصه عشق یکی بیش نبود،
#اشرفی بود که چون کرب و بلا می جوشید
اشرفی بود که چون خون خدا می جوشید
جملگی شیرو دلیر چون عباس،
آبدیده فولاد، نی الماس...
هرکجا دیده و دل بود #صبا آنجا بود
هرکجا نور خدا بود #ضیاء آنجا بود
آه فریاد جگرسوز #غلام میسوزاند
موج نجوای #صبا راز دل شیدا بود.
آنکه میگفت به فریاد رسا:
دشمن دون نشانت کرده،
چشم بینای گل بی همتا #فائزه زیبا بود
آنکه در خاک به خون می غلتید
و به خود می پیچید...
وآنکه می گفت صدایم کردند من رفتم،
ساعتم را بنگر،عقربکها کجا می ماند!؟
نوگل باغ صبا #آسیه رخشان بود
غزل آخر را زیر لب خواند #زهیر:
#مریمم، خورشیدم، کسررهایی اینست!
خالق این سفرعشق کسی جزتو نبود،
به یقین میگویم:
خالق صحنه کسی جزتو،کسی جز تو نبود.
..................................

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر