۱۳۹۷ آبان ۲۹, سه‌شنبه

ایران - نجوایی با راست قامتان زندان و چوبه های دار به قلم طیبه داوری

مجید کاووسی فر


به کوههای سربفلک کشیده ایران اسیر، به قله های بلند البرز و دماوند ... به زندانیان مقاوم به گردن فرازان همانهایی که با چشم بازهیهات گویان پای چوبه دار رفتند و بر طناب دار برای آزادی بوسه زدند...
شرف خلق وامدار پایداری تست ...گفتی مرا امضاء کن مرا که مظلومیت خلقی را با خود حمل میکنم تا دریا تا آنسوی دریا ببر مرا فریاد کن من بغض فرو برده خلقم من آری من تمامیت یک تاریخ۴۰ساله در حاکمیت ارتجاعم مرا... 
و من ترا امضاء کردم با جوهرفدا با شرف خلقم با غیرت ملتم با خونی که در رگانم جاری است ...امضاء کردم و امضاء میکنم هزار بار تا سرنگونی با جوششی که ازخون سی هزار گل سرخ در رگانم چون رود جاری است . میگویی پژواک صدایم   را تا پنج قاره جهان ببر و میزان عدالت را برپا دار من فدا شدم که عدالت بماند. تقوی میخواهی صدایم باش مرا ببر با فدا عدالت برپا می شود فریاد فدا را بگوش دنیا برسان...امضاء کردم و امضاء میکنم با هویت برگرفته از وجدان بشری و کوتاه نمی آیم تا پیامت را که میخواهی هیچ سری گرسنه سربربالش نگذارد، هیچ کودکی در کارتن و در خیابان نخوابد، هیچ مادری از فقر کودک به دنیا نیامده اش را نفروشد و هیچ پدری در برابرسئوال و درخواست کودکش شرمنده نباشد و هیچ دختری مورد معامله قرار نگیرد و هیچ و هیچ آخ  که چقدر آرزوهایت ساده و کوچک اند چقدر اینها جلاد و ستمگرند که دیوار حریم شخصی ات را شکستند و برای حداقلها ترا به بند کشیدند به تخت بستند آویزان کردند و طناب نوازشگرگردن توشد وه چه سرفراز وه چه دلاور ...من برای تو و برای آرزوهای کوچک بزرگت صدای تو پای تو دست و چشم و قلب تو میشوم تا شور و شیدایی ترا به جای جای میهنم و هر سرزمین دیگرسوقات برم تا همه قلب ها مثل قلب تو بتپد برای کودکان کار برای جوانان بیکار و معتاد برای زنان خیابانی برای سالخوردگان تحقیر شده برای همه آنها که تو بخاطرشان زندان کاخت شد و طناب دار یار دیرینت برای تو و آرمان بزرگت از پا نمی نشینم و خواهم گفت تا آخوند سقط نشود این وطن وطن نشود...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر