سوارخواهد آمد سپیده را خبرکن...
پدیده شرمآور فروش و حراج عضوی از بدن را اگر همه ندیدیم اغلب شنیدیم . تحت حاکمیت ملایان ضدبشرمردم
زیربارستم و فشار فوق طاقت انسان نه به اختیار به زور و جبر با خرید یک پشیمانی و
ندامت برای همه عمرشان، دست به کاری میزنند که هرگز تصورش را هم گمان نمی کردیم چه
رسد به اینکه واقعیت داشته باشد ...این نمونه ها را با هم مرورکنیم تا به عمق فاجعه پی بریم...
علی، با گروه خونی
(A+ ) تکه ای از جانش را می فروشد و با شوق میگوید:
۲۵میلیون تومان دادمش رفت. مجبور بودم، چقدر خواهرم بهخاطر فقر ما از شوهر
معتادش کتک بخورد. بهتر که فروختم. حالا هم اجاره خانه میدهم هم یک پراید زیر
پایم است که مسافرکشی کنم، هم خواهرم کنار دستم آرامش دارد.
سپیده، ۲۴ساله، قیمت توافقی ۴۴ میلیون تومان. علت فروش : با مادرم زندگی میکنیم، برادرم سهم ارثمان را با کلک بالا کشیده و حالا به دستور زنش ما را از خانه بیرون کرده، می خواهم با فروش کلیه حداقل سقفی بالای سرم باشد تکهای از جان برای حفظ آبرو
اینجا خیابان فرهنگ حسینی نزدیک به میدان ولیعصراست همه بیماران کلیوی میشناسند، دفتر ”انجمن حمایت از بیماران کلیوی“ اینجاست. اما در و دیوار ازآگهیهای فروش کلیه پرشده “. کلیه فروشیA+ فوری زیر قیمت ۲۳ساله سالم ۰۹۳۸.“.“.کلیه فروشی AB+ سالم ورزشکار ۰۹۳۶.“..خلاصه تا چشم کار میکند برای فروش کلیه خود تبلیغ کردهاند.
سپیده، ۲۴ساله، قیمت توافقی ۴۴ میلیون تومان. علت فروش : با مادرم زندگی میکنیم، برادرم سهم ارثمان را با کلک بالا کشیده و حالا به دستور زنش ما را از خانه بیرون کرده، می خواهم با فروش کلیه حداقل سقفی بالای سرم باشد تکهای از جان برای حفظ آبرو
اینجا خیابان فرهنگ حسینی نزدیک به میدان ولیعصراست همه بیماران کلیوی میشناسند، دفتر ”انجمن حمایت از بیماران کلیوی“ اینجاست. اما در و دیوار ازآگهیهای فروش کلیه پرشده “. کلیه فروشیA+ فوری زیر قیمت ۲۳ساله سالم ۰۹۳۸.“.“.کلیه فروشی AB+ سالم ورزشکار ۰۹۳۶.“..خلاصه تا چشم کار میکند برای فروش کلیه خود تبلیغ کردهاند.
جوان بعدی۲۴ساله است و فوق دیپلم کامپیوتر پدرش
کشاورز است اما او برای ادامه تحصیل به دانشگاه رفته. با این همه میگوید: حالا به
کشاورزی هم راضی هستم اما به جز خواهرانم، یازده برادر و پدرم تنها دو هکتار زمین
دارند. زمین خرج زندگی ما را نمیدهد. یکی از اقوام دورم که تهران زندگی میکند
پارسال کلیهاش را فروخت. برگشت شهرمان و یک دکان کرایه کرد چرا من نکنم
سهراب کنارجدول خیابان نشسته و خودش را
باد میزند میگوید:
این حکایت تلخی است بیشتر متقاضیان فروش کلیه ۲۰ تا ۳۰سال دارند بعضی متاهل اند زیر بار زندگی کمرشان آنقدر خم شده که جانشان را حراج می گذارند. برای کمک خرج با جانشان به جنگ سرنوشت میروند. معما اینجاست چرا باید دیوارهای این شهر با فروش جان رنگین شود
اما دربرابراین پدیده شوم درهمه نقاط کشور دریغ از یک پاسخگویی از جانب مسئولان امر.. .بله مثل همه مصائب اجتماعی درحاکمیت آخوندی قربانی متهم است و متهم مدعی...وقتی که یک مشت دزد و غارتگرروح و جان مردم براریکه ها سوارند نتیجه جز این نیست ...اما راه نهایی و تنها راه پایان بخشیدن به این دردهای روزافزون سرنگونی تام و تمام حکومت ملایان است و بس اینست که می سراییم و میخوانیم:
این حکایت تلخی است بیشتر متقاضیان فروش کلیه ۲۰ تا ۳۰سال دارند بعضی متاهل اند زیر بار زندگی کمرشان آنقدر خم شده که جانشان را حراج می گذارند. برای کمک خرج با جانشان به جنگ سرنوشت میروند. معما اینجاست چرا باید دیوارهای این شهر با فروش جان رنگین شود
اما دربرابراین پدیده شوم درهمه نقاط کشور دریغ از یک پاسخگویی از جانب مسئولان امر.. .بله مثل همه مصائب اجتماعی درحاکمیت آخوندی قربانی متهم است و متهم مدعی...وقتی که یک مشت دزد و غارتگرروح و جان مردم براریکه ها سوارند نتیجه جز این نیست ...اما راه نهایی و تنها راه پایان بخشیدن به این دردهای روزافزون سرنگونی تام و تمام حکومت ملایان است و بس اینست که می سراییم و میخوانیم:
سوارخواهد آمد سوار خواهد آمد سپیده را خبرکن


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر