مثل پلاسکو سقوط خواهد کرد
آن دلخراش
آن برج نکبتی
فرسوده بافت جرم و جنایت
این منشأ تمام مصیبتها
آن دلخراش
آن آسمانخراش شقاوت
ایرانخراش
آری، همین جهانخراش، حاکمیت نفرت
امیدوار نه
مؤمن نه
من مطمئنم
با ذره ذره یاختههای وجودم
یک روز، بالاخره
در پیش چشمهای پر از شوق مردمان
تو گریه کردهای برای پلاسکو
من گریه کردهام برای رودخانة کارون
او گریه کرده است برای دشتهای وطن
که تشنه، خشکیدند،
ما گریه کردهایم
برای گورخوابها
آنها گریستهاند، برای کودکان خیابانی
من غصه خوردهام برای سفرة بینان ملتم
ما جملگی گریستهایم
برای هر چه در این چل سال
وای... در این چل سال
وای... درین چل سال
تخریب شد. گسست، فروریخت
اما
نه
هیچ چشمی به اشک نخواهد نشست
وقت سقوط این عمارت نکبت
این نهایت ظلمت
این خباثت بیحد
این برج بیمثال شقاوت
این هیکل بناشده بر غارت
فرسوده بافت این حکومت منفور
درست مثل پلاسکو
از فرق تا به پایه
ناگاه
ناگاه
در میان شادی ملت
نه
در میان شادی ملتها
در پیش چشمهای شاد خدا
درست مثل پلاسکو سقوط خواهد کرد
و قلب من
نگاه کن
برای آن دقیقه، همین امروز
از شادمانیاش
دارد چه تند میتپد
«م. شوق۱بهمن ۹۵»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر