دو کلمه حرف حساب چرا مجاهدین در
اتحاد با سایرین
سخت گیری میکنند؟
با آمدن بهار فقط سبزه و جوانه ها و
شکوفه ها و غنچه ها و گلها بیرون نمی آیند علاوه بر اینها هرچی خس و خاشاک و علف هرزه
و قارچ و سموم هم میدان پیدا میکنند که خودی نشون بدهند و عرض اندام کنند بهار که میرسد مفتخورها زالوها و دور قاپ چینها هم میپرند وسط که شانسشان را امتحان کنند اما
مردم که چشم انتظار بهارند به ابن الوقتها فرصت این انچوچک بازیها را نمی دهند حواسشون حسابی جمع هست که ماشین آلترناتیو
سازی رو افشا کنند و خدمتش برسند . یعنی خیلی
سهل و ساده با چند جمله قضیه پوشالی بودن مدعی آلترناتیو و اپوزیسیون عیان می شود که این تو بمیری دیگه از اون تو بمیری ها نیست که یکی از راه برسد و سوار شود و قیام و انقلاب و فداکاریها و همه دار و ندار و ثروت و اندوخته و سرمایه را جمع کند و روی کولش بگذارد و برود بله این تو بمیری
دیگه اون تو بمیری ها نیست
یعنی کسی که مدعی اپوزوسیون هست باید به چند سئوال اساسی پاسخ بگوید به مردم بگوید من کی هستم از کجا آمدم تا حالا کجا بودم در زمان قتل عام های سال ۶۰ چه میکردم چه موضعی داشتم در سال ۶۷ و اعدام ها و قتل عام کجا بودم و چه میکردم و حرفم چه بود طی این چهل سال چه کار میکردم سر ولایت فقیه و سرنگونی و قیام و خط استراتژی چه حرفی دارم نه شاه و نه شیخ را چگونه حل کردم و الان حرف حسابم چیست و چه میگویم و برنامه ام چیست؟ بعد میشود به حرفش گوش کرد دید مدعی کی هست وچی هست و حرفش چیست الان فرصتی برای شنیدن قارچها
و علفهای هرز و مفتخورها نیست فقط یک جمله میگوییم و رد میشویم بی مایه فطیره

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر