۱۳۹۶ مرداد ۲, دوشنبه

ایران - سخنی با بسیجی من و تو در آخرین نبرد ... به قلم امیرکارگر برگرفته از فضای مجازی

حرف آخر... کلامی  با بسیچی 
قبل از هر چیز ، نوشتن این مطلب از همان ابتدا و تیتر آن ، زمینۀ دو انتقاد جدی را فراهم می کند . اول این 
که بین خلق و بسیجی ( دشمنان خلق و انقلاب ) حرفی برای گفتن وجود ندارد ، و دوم چرا بجای مخاطب قرار دادن رهبران این جریان سرکوبگر ، سخن با یک عنصر دون پایۀ آن ؟
بسیجی
دیر یا زود من و تو در آخرین نبرد مقابل هم قرار خواهیم گرفت ، من در صفوف خلق ستم دیده و انقلابیونش و تو در صف حاکمان جنایتکار و مزدورانش . اما تا آن زمان گفتن چند نکته به تو وظیفۀ خودم می
من یک هوادار ساده مجاهدین ، یکی از سازمانهای عضو در شورای ملی مقاومت ایران هستم . سازمانی که از ابتدای انقلاب تا همین امروز بیش از صدهزار نفر از اعضاء و هواداران و خانواده و بستگان آنان به دست رهبران جنایتکار تو اعدام شده اند
سازمانی که با فدای خون رهبران و بالاترین کادرهایش در دیکتاتوریهای شاه و شیخ ، وفاداری به مردم و آرمان رهایی بخشش را به کرات اثبات کرده است
سازمانی که در قتل عامِ بیش از ۳۰ هزارنفری ۶۷ پرچمدار بیشترین پرداخت بهای آزادی مردمش بوده است
در حد فهمم برایت توضیح بدهم که اعضای مجاهدین خلق ایران ، مسلمانانی هستند که معتقدند که قبل از ظهور ادیان آسمانی ، انسان خلق شد . بنابراین اگر دینی در جهت رفاه و آسایش و خدمت و رهایی و آزادی و تکامل بشریت نباشد ، معجونی شرک آلود توسط دین فروشان ، به نام تقلبی ِ توحید خواهد بود
با اعتقاد به همین باور ، آنها بزرگترین مانع و سد برای پیشرفت و رهایی انسان را ” استثمار ” دانسته و تنظیم رابطه با هر انسان و یا گروه دیگری را نه براساس خدا و دین و مکتب و مسلک و نژاد و رنگ و جنس ، بلکه صرفا براساس ماهیت استثمار کننده یا استثمار شونده آن ، برقرار می کنند بـــســـیـــجــــی
این فقط یک سر نخ بود تا تو بتوانی به خودت کمی زحمت داده و در مورد عقاید آنها مطالعه و تحقیق کنی و ببینی که نظر آنها در مورد اسلام ارتجایی و قرون وسطایی چیست و آیا کسی بهتر و بیشتر از آنها توانسته است جلوی این گونه اسلامی بایستد
و یا چرا دیالکتیک را قبول دارند ! چرا می گویند تکامل ! نظرشان در مورد ماتریالیسم چیست ! چرا نزدیکیشان با یک ماتریالیست مبارز و انقلابی و یا یک آتئیست آزادیخواه بیشتر از یک مرجع تقلید حاکم و ظالم است
چرا مبارزه دادخواهانه را به سازش و تسلیم ترجیح دادند ! چرا بنی صدر را از قلب خمینی بیرون کشیدند
چرا با نخست وزیر وقت عراق در زمان جنگ ، قرارداد صلح را امضاء کردند ! چرا به عراق رفتند و از آنجا زهر آتش بس را در گلوی خمینی ریختند وبا نثار خونشان ، از نابود شدن حرث و نسل بیشتر مردم ایران در جنگ ضد میهنی ، جلوگیری کردند
چرا یک زن مسلمان را رئیس جمهور خود کرده اند ! چرا بسیاری از زنان هوادار مقاومت نه تنها حجاب ندارند بلکه خیلی از آنان مسلمان که هیچ ، حتی دارای اعتقادات مذهبی هم نیستند
چرا مجاهدین به قیمت جانشان هم که شده برنامه های ضد بشری و تروریستی رژیم ، بخصوص اتمی آن را افشاء می کنند
راستی چرا مجاهدین با تمام قوا سیاستمداران و دولتمردان آمریکایی و اروپایی را به حمایت از مقاومت مردم ایران فرا می خوانند و آنها را از پشت رژیم آخوندی بیرون می کشند ! و هزاران چرای دیگر
بـــســـیـــجـــی
اگر نتوانی دشمن قسم خورده ات را به خوبی بشناسی ، تا ابدالدهر مُهر فالانژ و احمق و نفهم و عقب افتاده و مزدور و خنگ بر پیشانی ات خواهد ماند . بگذار زمانی که قلم یا تفنگت می خواهد من را هدف قرار دهد ، از روی حسادت و بیشعوری و تعصب و بی مغزی و تبهکاری نباشد ، و بداند که چه کسی را و به چه خاطر هدف قرار داده است . اگر غیر از این باشد ، تو به هر پُست و مقامی هم که برسی ، به هر صورت هم که تغییر رنگ و نام دهی ، هر پرچمی هم که در دست بگیری ، هر طور که قیافه ات هم تغییر دهی و هر شعاری هم بدهی باز یک بسیجی احمق و نادان خواهی بود
شاید درذهنت رؤیای به دست آوردن پُست و مقامی می پرورانی ، که برای رسیدن به آنها ، حتی اگر پست وزرات و رئیس جمهوری هم باشد ، باز نیاز به این داری که نیروی براندازت را بشناسی ، والا این نیرو کاری می کند که به سرنوشتی بدتر از سرنوشت احمدی نژاد دچار گردی ، که باز مُهر رئیس جمهور احمق بسیجی بر پیشانی ات خواهد ماند یا اصلا شاید بخواهی مانند خاتمی و روحانی اصلاح طلب شوی که نتیجه اش شاهد هستی . هیچکس آنها را جدا از بسیجیهای یک بار مصرف و یا یک دوران مصرف نمی بیند . حتی کسانی مانند گنجی و سازگارا و کدیور و مهاجرانی و مریم حقیقت جو ووو…..ده ها نفر دیگر که بعنوان سفیران اصلاح طلب ِ جمهوری اسلامی به خارج کشور فرستاده شده اند ، ارزششان اگر از خبرنگاران بسیجی مانند علیزاده و بهنود و نوری زاده ، و بسیجی لابیهایی مانند تریتا پارسی و ….. کمتر نباشد ، بیشتر هم نیست .آیا می دانی چرا ؟
چون وقتی نام مجاهدین و مقاومت ایران به میان می آید ، بسیجی گونه و احمقانه وار به نشخوار کردن کثافتهای وزرات اطلاعات مشغول می شوند بــســیــجــی
تو پایه گذار بی تفکری و نا آگاهی و پارازیت پرانی احمقانه و بی خردانه نیستی ، بلکه وارث خلف آنی برای مثال ، همین عدم اعتقادت به ابتدائیترین آزادی های فردی یعنی آزادی پوشش و آزادی بیان ، از رضا میرپنج ( یا همان رضا شاه ) به خمینی و بعد به تو به ارث رسید . و یا نسبت دادن بی معنی ترین و مضحک ترین القاب به مخالفان ، که باز از محمد رضا پهلوی به توهدیه شد . مانند مارکسیستهای اسلامی و التقاطی و ستون پنجم دشمن و همدستان صدام و یا خائنین به ایران
به زبان ساده تر ، بعد از سرقت انقلاب ضد سلطنتی توسط خمینی ، در راستای ادامۀ سرکوب مردم و نیروهای آزادیخواه و انقلابی ، ” ساواک شاه ” به ساوامای شاه وشیخ ” تغییر نام پیدا کرد وتوِ بسیجی بدون بکار بردن شعور و فکرت ، با دهانی دریده و ذهنی لجن گرفته ، بازوی طبهکاری های آن گردیدی
در پایان
بـــســـیــجـــی
اگر درصدد آگاهی و شناخت از دشمن و خصم قسم خورده ات برنیایی ، حتی اگر لـُخت هم در میان عموم با پلاکاردی که روی آن نوشته شده باشد ” مرگ بر جمهوری اسلامی ” ظاهر شوی و در همان حال به پوشش زنان جنگجوی آزادیخواه ایراد بگیری و برای تحقیرشان آنها را « لچک به سر » بنامی ، فوراً بسیجی بودنت را آشکار کرده ای
یا اگربا پرچم سرخِ داس و پتک نشان و شعارِ ” کارگران جهان متحد شوید ” ، بدون کشش فهم و درک دیپلماسی مجاهدین و مقاومت ، با جار و جنجال و هوچیگری ، آنها را عوامل امپریالیسم بنامی ، باز بسیجی بودنت را نشان داده ای باور کن که بعد از ۳۸ سال دجالیت امامت و نیرنگهای وزارت اطلاعاتت ، آنقدر بی فرهنگی و بی پرنسیبی ات تابلو است که به مجرد این که دهانت را باز کنی ، به راحتی می توان از ادبیاتت فهمید که بسیجی هستی
حتی اگر بعنوان یک شاهزادۀ فرضی و تخیلی ، برای تظاهر به میهن پرستی ادعای صرفنظر از تاج و تخت پادشاهی هم داشته باشی ، اما همین که بزرگترین و اصلیترین و جدی ترین نیروی برانداز حاکمیت جنایتکار بر میهنت را با ادبیات وزارت اطلاعاتی ،” همدستِ دشمن و خائن به ملت” بنامی ،معلوم می شود که دلسوزیت برای ایران فریبی بیش نبوده و باز بسیجی احمقی بیش نیستی
آه بـــســـیـــجـــی آگــــــاه شــــــــو
اگر آگاه می شدی ، مطمئنا دیگر آب به آسیاب کسانی که پول مردم ایران را غارت و اختلاس و چپاول می کنند ، و یا منافع ملت را در تنور جنگ سوریه و عراق و افغانستان و یمن و بحرین و عربستان و سودان و مصر و….، یا در جیب لابی های مفت خورو مماشاتگران دزد و کارتلهای نفتی استعماری و کشورهای به اصطلاح مارکسیستی آمریکای لاتین و احزاب چپ اروپایی و آمریکایی و یهودیان خودفروش مشکوک و ووو می ریزند ، نمی ریختی
اگر آگاه می شدی ، از بکارگیری تمام انرژیها و امکانات دنیا برای نجات میهنت شاد می شدی و برای ریخته شدن همۀ آنها به جیب مردمت سپاسگزار بودی
بسیجی ، هر چند که می دانم فرضیۀ نسبیت در مورد کودنی و نادانی تو صادق نیست  اما باز هم با تمام وجود می گویم
بــــســــیـــجــــی ، چیزی به آخرین رویارویی نمانده است ، آگــــاه شــــــــو ! شاید که با آگاه شدنت بتوانی چیزی از مبارزه و آزادی و رهایی و انسانیت را هم بفهمی
 
امیر کارگر


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر