۱۳۹۵ اسفند ۱۳, جمعه

ایران - اشکال سرکوب زنان درحاکمیت آخوندی...به قلم طیبه داوری

 اشکال سرکوب زنان درحاکمیت آخوندی بمناسبت روز جهانی زن۸ مارس

کارنامه ای که ملایان، در پی 37 سال حاکمیت آخوندها برایران،  از ماهوی خود ارائه داده اند، درنوع خود کم نظیراست. بازتاب پدیده های خود ساخته حاکمان رژیم ایران، ابعاد مختلفی دارد و شامل جامعه و اقشار خاصی نیست، یعنی تابع همان جمله « همه با من » خمینی است، خبرنگار زن خارجی میخواست با خمینی مصاحبه کند، دنبال لباس و روسری او بودند! پیامدهای مصیبت بارهمین اندیشه زن ستیزی که ویژگیبنیادگرایی است،بیش از همه شامل جامعه زنان ایران شد. سال 57 درتظاهرات میلیونی و قیام ضد سلطنتی همه اقشار با هرفرم و تفکر به خیابان ریختند و نه به دیکتاتوری گفتند، اما خمینی از فردای 22 بهمن57 با زمزمه یا روسری یا تو سری ماهیت زن ستیزی خود را عیان کرد و مشخص شد هدف شماره یک کیست! با مانع تراشیهای قرون وسطایی برای از دورخارج کردن زنان از میدان، در وصف وظیفه شماره یک زنان و کدبانوگری روضه خوانی ترتیب داد، سن قانونی را سن تکلیف نامگذاری کرد و بتدریج سن ازدواج در دختران را به 9 سالگی رساند و آخوند قرائتی و باقی را هم خرج این تدبیرحوزه ای کردکه ابعاد فاجعه آن برکسی پوشیده نیست! نمایش عفاف را که خامنه‌ ای برای تبلیغ مجاز بودن ازدواج دختران خردسال براه انداخته بود همه بیاد داریم...هدف دیگر دانشگاه بود که پیوسته در اذهان سنگرآزادی را تداعی میکند و کانونی برای تبادل اندیشه، اما تجمعات دانشگاه هم چون کوک ارتجاعی نداشت، مرکز فتنه نام گرفت‌ و از تیغ جنسیتی در امان نماند! یکروز دیدیم خانم بهروزی به صحنه آمد و با استفاده سوء از تریبون مردم گفت: وظیفه یک زنان رسیدگی به خانه و بچه داری است، ورود دختران و زنان به دانشگاه درحکم گلی است که به مزبله انداخته باشند...! بعد هم همان آخوندهای دست اول مثل رفسنجانی گفتند: مغز زنان کوچکتر از مغز مردان است تا راه ورود به پهنه های اجتماعی و سیاسی را بروی زنان ببندند و با محدود کردن موقعیت های شغلی مثل وکالت و قضاوت و مدارج سیاسی و بسیاری از رشته های علمی و فنی سد راه  ورود هرچه بیشتر زنان یعنی بیش از 3/1جمعیت ایران به فعالیتهای اجتماعی شوند، ممانعت از حضور سرمایه ای عظیم از زنان فعال و آگاه، که بقول خانم مریم رجوی همان انرژی های آزاد شده از فضای انقلاب، که جامعه ایران با توجه به پتانسیل انقلابی موجود به آن نیازمند بود.

طبعاِ بی توجهی به انرژی انسانی و هرز دادن آن پیامد دارد، خنثی نیست بیرون میزند و همین میشود که شاهدش هستیم:20دی 94 کافه ای را درتهران پلمپ کردند و عکس آنرا برای مدیرکافه ارسال کردند، علت زن بودن فروشندگان بود.آذر94 نیروی انتظامی گفت: 26 کافه در تهران پلمپ شد! ،هلالی رئیس پلیس ناجا گفته بود: طبق قانون زنان باید یک مباشر مرد تعیین کنند! خودشان نمیتوانند وارد کافه شوند حتی اگر پروانه کسب به اسمشان باشد! علت پلمپ: فروشنده زن و حجاب یا کشیدن سیگار و حضور دو جنسیتی است، همچنین کافه نباید روبرو و کنار دبیرستان دخترانه یا آرایشگاه زنان باشد! ما تکدی گری و دستفروشی را پیشنهاد نمیکنیم اما راه دیگری هم نداریم !
نمونه دیگر: فرزانه پزشکی: ما پیشنهاد یک کافه گراسه را دادیم روزهای یکشنبه برای زنان محجبه است به نیت فرح اسلامی که راحت فعالیت کنند بقیه روزها 3-4 میز برای زوج هاست...!؟ با این اوصاف حالا اگر شاهد رکوردار بودن رژیم حاکم برایران در عقب داری اجرای قوانین و حقوق انسانی و حقوق مردم بویژه ابتدایی ترین حقوق زنان هستیم عجبی نیست... جلوداری و رکوداری رژیم، درپدیده هایی که تنها عامل آن یک نظام غارتگر و دیکتاتور است بوفور داریم... پدیده هایی که یادآوری آنها نفس گیر است قلبها را بدرد میآید و اشکها بی امان جاری... از دخترکان معصوم کارتن خواب تا زنان نگون بخت خیابانی که برای تهیه لقمه ای نان برای کودکان خود به تن فروشی رو می آورند، یا مادرانی که خون وکلیه و کبد خود را به فروش میگدارند تا شاید شام جگرگوشه های خود را روز کنند، دستگیریهای تحقیرآمیز تحت نام بدحجابی، فروش دختران و هتک حرمت به نوامیس مردم ،قتل و غارت و چپاول و جنایت و اعیتاد و دهها مصیبت دیگر... چه کسی در این صفوف رکورد داراست!؟چه کسی با اسید پاشی زندگی و هستی زنان جوان را به بازی میگیرد!؟ دلیل اینهمه خودکشی زنان کجاست ؟! زنان درکدام خانه معتاد شدند، چه پشتوانه ای دارند!؟ آخر زنان حتی در پیست اسکی توچال تهران بخاطر پلیس اسکی در امان نیستند !؟ 8 دی امسال چند مامور انتظامی با موتور اسکی درتعقیب چند دختر جوان به لباس آنها ایراد میگیرند و از آنها میخواهد پیست را ترک کنند!؟ جوانان واردصحنه شده و آنها را گوشمالی میدهند. سایر ماموران با موتور اسکی وارد میشوند و دو تن از جوانان را دستگیر میکنند که موجب تجمع و اعتراض و مردم محل میشود اما مزدوران در وحشت از جمعیت به خشم آمده مجبور میشوند جوانان را آزاد کنند.نمونه دیگر ممانعت از اجرای کنسرت ارکسترسمفونیک تهران بدلیل حضور زنان نوازنده است. علی رهبری که مدیراین ارکستر در اعتراض به این عمل میگوید‌: درشهرستان اجازه نمیدادند اما در تهران اجرا میکردیم ، ما به مجموعه ورزشی آزادی دعوت شده بودیم صندلیها چیده شده بود همه چیز آماده بود و هیچ منعی هم وجود نداشت آماده نواختن سرود رسمی بودیم 15 دقیقه به اجرا گفتند زنان را خارج کنید نباید درصحنه ساز بزنند! چون نیمی از نوازندگان زن بودند.گفتم یا همه میمانیم یا همه میرویم، گفتم امکان ندارد این اهانت را بپذیرم!!مانع تراشی ها از تحصیل و سفر و پوشش و ورزش و موسیقی و کنسرت و گزینش و تشکیل خانواده خلاصه در خصوصی ترین مسا ئل همه همه کوه و آواری از مصیبت های زنان ما تحت حاکمیت آل خمینی است. و مقاومت در مقابل هرکدام بمثابه سست شدن مهره های نظام است که روزمره قیمتش را باید داد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر