۱۳۹۵ شهریور ۲۷, شنبه

ایران - برای آنکه گفت : ما تاریخ حقوق بشررا با خون خود می نویسیم و چنین کرد به قلم:طیبه داوری


ما تاریخ حقوق بشر را با خون خود می نویسیم
آرشیو وبلاک خروش ایران

دکترکاظم رجوی

آنان که اوراق تاریخ را زرین می نگارند اگربی نظیرنباشند کم نظیرند،بی تردیدشما هم مثل من با دیدن کلمات تاریخ و حقوق بشر و داد و دادخواهی نام دکترکاظم قبل از هرنامی به ضمیرتان می آید و به زبان می آورید ...بی دلیل نیست که در برابرحقوق بشرنام دکترکاظم رجوی با حرمت و شرافت تمام به ذهنمان می آید و قلبمان را دگرگونه به تپش وامیدارد، آخردکترکاظم همه وجودش قلب بود قلب بود و عشق و جایی برای کینه باقی نگذاشته بود .خیلی اوقات که بفکرش می افتم و به   عظمت کارش نگاه میکنم نسبت به قلب بی کینه اش رشک میبرم و در آرزوهای دورم دست نیافتنی است همچون او شدن را محال می بینم.

چرا که آدمی بخشی از وجودش اگرعشق است نیمه دیگرش را کینه پرمیکند حالا آدم چقدر باید خاک شده باشد و خاکی و تهی از خود وفقط برای دیگری و دیگران بخواهد که نگذارد کینه در تارو پود وجودش راه یابد و خانه کند وچقدر باید در این وادی تمرین کرده باشد که بی بهانه و بی دلیل به انسان و انسانیت عشق بورزد وقیمت آنرا هم به همان سبکبالی تمام عیار بپردازد ...بله عجایبی که در مخیله نمی گنجد و یافت نمی شود اما بی دریغ دردکترکاظم فوران میزد و می جوشید ... فهم آن هم زحمتی نداشت کافی بود دقیقه ای کنارش باشی ،عطش عشقی بی پایان دنیایت را می چرخاند و تو در شگفتی که 
 این چشمه ازکجا این چنین می جوشد؟
هم بدین سبب بود که گفت: ما تاریخ حقوق بشر را با خون خود می نویسیم 
آخرحقوق بشرمیرفت به محاق آسمان ها بپیوندد و هرگزبیرون نیاید اما خون پاکی که برزمین ریخت کتاب حقوق بشرازلابلای ابرهای فشرده و سنگین بیرون آمد و ورق خورد و باز شد و به   دادخواهی نشست ووجدان بشریت را بیدارکرد و تکثیرشد تا برای رساندن  فریاد مظلومیت و دادخواهی قتل عام ۳۰۰۰۰زندانی سیاسی سال ۶۷از شش قاره جهان به خروش آیند که
      شهیدم دست قربانی کجایی            شب وصل است حیرانی کجایی
 با هزاران درود برخون پاک دکترکاظم رجوی که چون گوهری تابناک درشبهای ظلمانی مقاومت درخشید و راه را هموارنمود


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر